نقد سریال ویچر – ناامید‌کننده‌ترین سریال سال!

2
864

ویکی‌نقد – درن فینچ برنامه داشت که سریال جدید نت‌فلیکس، ویچر را تنهایی نقد کند. اما وقتی که تنها سی دقیقه از قسمت اول آن گذشته بود، از همکار خود، کریستن بالدوین درخواست کرد که در نقد این سریال به او بپیوندد. حاصل این نقد، چندان زیبا از آب در نیامد.

کریستن: من نمی‌دونم. آیا باید با آن کلاه‌گیس کار را شروع کنیم؟ دو تا از بزرگترین چیز‌هایی که از سری فیلم‌های ارباب حلقه‌ها یاد گرفتیم. اول این که امکان این کار وجود دارد که یک فرنچایز کامل سینمایی را تنها بر اساس شخصیت‌هایی که راه می‌روند ساخت. دوم هم این که اگر شما یک بازیگر گنده را در نقش شخصیتی با قلبی رئوف و قهرمان دنیای فانتزی انتخاب می‌کنید، مطمئن شوید که او با کلاه‌گیس سفید بلوند روی سرش کارش را شروع می‌کند. انگار موهای جنیفر الیز کاکس در فیلم The Brady Bunch را از روی سرش برداشته‌اید.

این کار در ویچر به شکل فاجعه‌ای انجام شده است. هنری کویل فربه، که نقش گرالت ریویایی، نقش اول ویچر را ایفا می‌کند، موهایی به شدت مسخره و حواس‌پرت‌کن دارد که اصلا خوب پرداخت نشده‌اند.

موی او بدون شک روشن‌ترین چیز در مورد قسمت اول ویچر است. قسمتی که در شهر افسرده، لجنی و دوده‌ای‌رنگ بلاویکن اتفاق می‌افتد. بلاویکن محلی است که مردمش چندان از ویچر‌ها خوششان نمی‌آید. حداقل اگر گرالت ریشو با موی سفید و حالتی ژولیده وارد میخانه شود.

“ما امثال تو را این اطراف نمی‌خواهیم ویچر!”

به هر حال، قسمت اول سریال دو پرنسس (فریا آلن و اما اپلتون) سفت و سخت، یک جادوگر (لارس میکلسن) و به طور کلی صحنه‌های بی‌پروای جنسی را هم در خود می‌بیند.

نقد سریال ویچر
صحنه‌های تاریک و غم‌زده بخش عمده سریال را تشکیل می‌دهند.

درن: کریستن! من یک اعتراف دارم. من یکی از افرادی هستم که هنری کویل را تحسین می‌کنم. این بازیگر بااستعداد، در فیلم «مردی از یو. ان. سی. ال. ای.» درخشید و در نسخه آخر «ماموریت: غیرممکن» نیز کار قابل قبولی را از خود به نمایش گذاشت. چرا؟ واقعا چرا او باید قبول می‌کرد که در سریالی بازی کند که او را زیر یک کلاه‌گیس بد و لنز‌های بدتر مدفون می‌کند، برای من یک راز بزرگ است.

یا شاید این یک شکست در دنبال کردن یک فرنچایز است. ویچر براساس رمان‌هایی نوشته آندژی ساپکوفسکی ساخته شده است که باعث اقتباس یک سری بازی‌های رایانه‌ای با همین نام شده است. من آن بازی‌ها را بازی نکرده‌ام اما در صحنه‌هایی از قسمت اول سریال، آن‌قدر واضح از مدیوم بازی‌های رایانه‌ای وام گرفته شده است، که نشان می‌دهد سازندگان هیچ ایده‌ای از تلویزیون و مدیوم مناسب آن نداشته‌اند. از مکالمه‌های فانتزی بسیاری در سریال استفاده شده است و از کیکیمورا (موجودی افسانه‌ای) صحبت‌های زیادی به میان آورده می‌شود. همچنین شهری به نام بلویکوم در سریال وجود دارد. شخصیت لارس میکلسن، دیالوگی بسیار مهم و بزرگ دارد که در طی آن انتخاب گرالت را به او گوش‌زد می‌کند. چیزی که به نظر اشاره‌ای به ماهیت جهان‌باز بازی‌های رایانه‌ای ویچر دارد. هدف سریال، یک داستان فانتزی تاریک عامیانه است. برای همین در سریال اپلتون را به همراه ویچر، درست شب قبلی که بخواهند تا سر حد مرگ مبارزه کنند، می‌بینیم.

نقد سریال ویچر
گرالت از ریویا با بازی هنری کویل

من اصلا از ماهیت خشن و وحشی این ژانر بدم نمی‌آید. برای مثال از سریال Primal شبکه ادالت سوییم خوشم می‌آید. اما قسمت اول درست مانند پنیر آب‌شده بود. آن صحنه‌های بی‌بندوباری ماهیتی به سریال داده است که تا مدت‌ها سایه‌اش بر روی آن می‌افتد و مسیری را برایش مشخص می‌کند که عاقبتش چندان مشخص نیست. همچنین زمان بسیار طولانی قسمت اول، لاجرم از مکالمه‌هایی در مورد پیش‌گویی و سرنوشت تشکیل شده بود که انگار تا ابد قرار بود طول بکشند. آیا تو فراتر از قسمت اول را تماشا کردی؟

کریستن: به خاطر وظیفه و مسئولیت حرفه‌ایم، درن، من به تماشای قسمت دوم هم نشستم که به خاطر چند دلیل، قابل توجه بود. (هشدار اسپویلر! هیچ‌کدام از این دلایل در مورد خوب بودن سریال نیست!) در یک ساعت دوم سریال، هنری کویل را بسیار کم‌تر از قسمت اول می‌بینیم. او این صحنه‌ها را با یک شخصیت بسیار بسیار اعصاب‌خردکن که بی‌نام‌ونشان است سپری می‌کند. من دوست داشتم که اسم بازیگر او را در این بخش بگویم اما تقریبا مطمئنم سازندگان حتی به خود زحمت نداده‌اند که برای این شخصیت یک اسم انتخاب کنند. به هر حال این هم‌سفر بسیار آزاردهنده که از قضا یک خواننده هم است، آهنگ‌هایی در مورد سقط جنین می‌سازد. فکرش را بکنید!

حتما بخوانید:

نقد سریال Undone – نیروی ماورایی یا بیماری روانی؟

بیشتر قسمت دوم سریال به گشت و گذارهای یک زن به نام ینفر (با بازی آنیا کالوترا) اختصاص داده شده است که پدر بدطینت او، او را به یک جادوگر متکبر به نام تیسایا دی وریس (مای‌آنا برینگ) می‌فروشد. مشخص می‌شود که ینفر قابلیت‌های جادویی‌ای دارد و او خود را در مدرسه جادوگری یا ساحرگی تیسایا پیدا می‌کند. پس حالا با سریال «جادوگران» با بازی هنری کویل به عنوان بازیگر مهمان طرف هستیم؟

نقد فصل اول سریال ویچر
شاید تنها نکته مثبت سریال، صحنه‌های مبارزه باشد.

ویچر همچنین پر از درگیری‌ها و رقابت‌های طولانی‌ای است که برای توضیحشان به زمان بسیار بسیار زیادی نیاز است و این زمان در اختیار سریال قرار ندارد. اگرچه تمام تلاش سازندگان نیز برای توضیح این وقایع، هیچ معنی‌ای را به سریال اضافه نمی‌کند. قسمت اول شبیه به یک نمایش در مورد شاهزاده‌ها و جادوگرها بود که به یک طلسم ربط داشت. این در حالی است که قسمت دوم در مورد شروع جنگ الف‌ها و انسان‌ها است. ظاهرا الف‌ها به انسان‌ها آموزش دادند که چگونه چیزی مانند هرج و مرج را به جادو تبدیل کنند. سپس انسان‌ها از این قدرت استفاده کردند و آن‌ها را قتل عام کردند. در جایی یک الف بزرگ با بازی تام کنتون می‌گوید:

“من زمانی یک اشراف‌زاده در برج‌های نقره‌ای بودم. حال یک اشراف‌زاده در لبه پرتگاه دنیا هستم.”

پس با یک سریال در سطح دبیرستانی نقش‌آفرینی مانند دانجنز اند دراگونز طرف هستیم که بودجه‌ای مولتی میلیون دلاری دارد. آیا نت‌فلیکس سریال بسیار خوب و ارزان‌تر «پلیس خوب» را برای ساخت چنین چیزی کنسل کرد؟

درن: چون زندگی برای تماشای چنین سریالی بسیار کوتاه است، من مستقیما تا قسمت پنجم سریال آن را جلو زدم. جایی که داستان گرالت و ینفر به یک‌دیگر می‌رسد. همچنین قسمت پنجم درست مانند قسمت‌های قبل حاوی صحنه‌های مسخره‌ای از بی‌بند و باری‌های جنسی است که موسیقی ملایمی روی آن‌ها در حال پخش است. فکر می‌کنم که برای دنیای پس از سریال بازی تاج و تخت، تماشای سریال‌هایی با تم فانتزی و در این حجم از ولنگاری، چندان کار سختی نیست. اما واقعا به دیالوگ‌های قدرتمند و داستان قدرتمندی نیاز داریم.

بیشتر بخوانید:

نقد سریال مردگان متحرک؛ آغاز دوره‌ای جدید

حقیقتا این تنها سریال تلویزیونی است که به نظر می‌آید با تبلیغات تلویزیونی بهتر می‌شد. فانتزی مسخره‌ای که در سال‌های دور گذشته روایت می‌شود، بهتر بود که در قسمت‌های دوازده‌دقیقه‌ای روایت می‌شد که هر کدام از این قسمت‌ها دارای یک کلیف‌هنگر بود. ویچر درست همان چیزی است که اگر می‌خواستید برای فیلم ضعیف «چک خالی» ساخته 1994، یک نسخه تلویزیونی بسازید، گیرتان می‌آمد. در پایان قسمت اول ویچر، یک نفر به پرنسس سیری می‌گوید که گرالت سرنوشت او خواهد بود. در قسمت پنجم، مردم همچنان به او می‌گویند که گرالت سرنوشت او است. فکر کنم که آن‌ها در نهایت در قسمت آخر فصل با یک‌دیگر ملاقات کنند. سرنوشت من این است که دیگر هیچ‌وقت این سریال مسخره را که مانند جشنواره حوصله‌سر‌بر بود نبینم.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha

  1. بنظر من موهاش زیاد بدنیست وای لنزش خیلی جاهامصنوعیه وبنظر من بجای بازیگر ینفر اگه از ایزاگنزالز استفاده میکردن داستان خیلی جذاب تر میشد چون دختراهیچ جذابیتی نسبت به گرالت ندارن درمورد ساخت هم یکم صحنه های جنگیش یا فیلمبرداریش مصنوعی میزنه بقول شمافانتزی قسمت اولش یکم ابکی بود ولی قسمت دوم بدنبود گرچه ازقسمت اول تصویربا ابهت تری و ازگرالت میتونستن نمایش بدن گرالت توقسمت دوم کاملا بیکاربود ولی درکل بازی تاج و تختم صحنه های جنسی خیلی زیاد و بی ربطی داشت تاج و تخت هم فقط فصل هفتش قشنگ بود اول تا سومش افتضاح بود