معرفی سریال سوپرانوز : همراه با مافیا در نیوجرسی

0
7831
معرفی سریال سوپرانوز

ویکی‌نقد – برای ساختن یک سریال کامل چه چیز‌هایی نیاز است؟ بازیگرانی خوب؟ داستانی فوق‌العاده؟ اتفاقات هیجان انگیز؟ فرمی خوب در مدیوم تلویزیون؟ سریال سوپرانوز تمام این ویژگی‌ها را همزمان دارد. پس تعجبی نیست که تا به این اندازه توسط منتقدان و مخاطبانش ستایش شده است.

دیوید چیس، نویسنده سوپرانوز

دیوید چیس، بیش از بیست سال قبل‌تر از خلق سوپرانوز، وارد کار تهیه و ساخت برنامه‌های تلویزیونی شد. در ابتدا به عنوان تهیه کننده کار می‌کرد اما بعدها وارد کارگردانی و البته نویسندگی هم شد. او برای تعداد زیادی از سریال‌های تلویزیونی در نقش تهیه‌کننده یا نویسنده ظاهر شده است. از این سریال‌ها می‌توان به راکفورد فایلز، کولچاک و سوییچ اشاره کرد. او با همراهی شخصی دیگر سریال Almost Grown را به وجود آورد که پس از مدتی کنسل شد. اولین تجربه کارگردانی چیس، اپیزود «طناب کافی برای دو نفر» در سریال «آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند» در سال 1986 بود. او بعدها اپیزود‌هایی از سریال آلموست گرون و سینمایی «راکفورد فایلز: جرم و جزا» را کارگردانی کرد. تا سال 1996 او تبدیل به برنامه‌سازی کارکشته شده بود.

داستان سوپرانوز برای اولین بار در سال 1995 به ذهن او رسید و در قرارداد همکاری با شرکت برلشتین-گری، یک قدم به تولید این سریال نزدیک‌تر شد و فیلم‌نامۀ قسمت اول سریال را هم نوشت.

دیوید چیس در سوپرانوز

بیشتر ایدۀ سوپرانوز، بر اساس تجربه شخصی خود چیس از بزرگ‌شدن در ایالت نیوجرسی آمده است. چیس بعدها اعلام کرد که او روابط زندگی خودش را وارد دنیای تبه‌کاری کرده است و چیزی شبیه داستان اصلی سریال پدید آمده است. برای مثال روابط پر از تنش مادر و فرزندی تونی و لیویا، بسیار شبیه روابط خود چیس با مادرش است. او در زمان نوشتن فیلم‌نامه در جلسات روان‌درمانی شرکت می‌کرده و کاراکتر دکتر ملفی را بر اساس شخصیت روان‌شناس خودش نوشته است.

از زمان کودکی، چیس به دنیای تبه‌کاری و مافیا علاقمند بوده. او افرادی را می‌دیده که در منطقه زندگی او درگیر دنیای جرایم سازمان‌یافته می‌شدند و در این مسیر یا شکست می‌خوردند یا به رشدشان ادامه می‌دادند. فیلم‌های کلاسیک با محوریت گانگستر‌ها او را شگفت‌زده می‌کردند. چیس خانواده سوپرانوز را با در ذهن داشتن خانواده ریچارد بویاردو و خانواده دی کاوالکانته، خانواده‌هایی ایتالیایی-آمریکایی تبه‌کار در نیوجرسی ساخته است. چیس از فیلم‌نامه‌نویسانی مثل تنسی ویلیامز و آرتور میلر به عنوان کسانی که ازشان تاثیر گرفته است نام برده است و سبک سینمایی سریال را تاثیرپذیرفته از فدریکو فلینی، یکی از بزرگ‌ترین کارگردانان تاریخ اعلام کرده است.

دیوید چیس و برد گری، تهیه‌کننده، سوپرانوز را به چند شبکه معروف پیشنهاد دادند. شبکه فاکس در ابتدا ابراز علاقه کرد اما پس از آن که چیس فیلم‌نامه قسمت اول را برای آن‌ها فرستاد، آن را رد کرد. سپس آن‌ها سوپرانوز را به کریس البرشت، رییس وقت شرکت HBO پیشنهاد کردند و در نهایت او قبول کرد که هزینه ساخت قسمت اول را بر عهده بگیرد.

فیلم‌برداری قسمت اول با کارگردانی خود دیوید چیس در سال 1997 انجام شد. پس از آن که چیس قسمت اول را به مسئولان اچ‌بی‌او نشان داد، آن‌ها برای چند ماه سریال را در آرشیو خود قرار دادند و خبری از آن‌ها نبود. سرانجام در دسامبر 1997، این شبکه، سوپرانوز را قبول کرد و پیشنهاد ساخت 12 قسمت دیگر را داد تا در مجموع فصل اول این سریال 13 قسمتی ساخته شود. سوپرانوز در دهم ژانویه سال 1999 روی آنتن رفت.

تونی سوپرانو ، از پادویی تا ریاست مافیا

سریال همان‌طور که پیش‌تر به آن اشاره کردیم، داستان تونی سوپرانو، از روسای مافیا در ایالت نیوجرسی، را روایت می‌کند. در میان تمام جنجال‌های مافیا و زندگی گنگستری، تونی (با بازی جیمز گاندولفینی) در خانه خود نیز دغدغه‌های متفاوتی را تجربه می‌کند. اولین چیزی که سریال سعی می‌کند به ما نشان بدهد، حضور او در جلسه روان‌درمانی است. در این جلسه درمانی با دکتر ملفی (لورین براکو)، روزی که تونی دچار حمله عصبی شد از زبان خود او روایت می‌شود و سازنده سعی می‌کند که شخصیت‌ها را به مخاطب بشناساند.

از میان تمام شخصیت‌های سریال، کارملا، همسر تونی (با بازی ادی فالکو)، کریستوفر (با بازی مایکل امپریولی)، پائولی (با بازی تونی سیریکو) و سیلویو (با بازی استیون ون زندت) و علی‌الخصوص مادر تونی، لیویا (ننسی مرچند) بیشترین سهم را در رقم زدن اتفاقات سریال دارند. شخصیت‌های محوری دیگری هم در سریال حضور دارند که بیننده با وجود آن‌ها هرگز از دیدن سوپرانوز خسته نمی‌شود.

سریال سوپرانوز
خانواده تونی سوپرانو

سوپرانوز قرار است سریالی درام جنایی باشد. اما نمی‌توان طنز ذاتی موجود در آن را نادیده گرفت. این طنز باعث می‌شود که هر لحظه از دیدن سوپرانوز لذت ببرید و هیچ‌گاه نخواهید که آن را صرفا برای تمام کردنش دیده باشید. به عبارتی دیدن سوپرانوز مانند سفری جاده‌ای است که باید از مناظر آن لذت ببرید. با خانواده‌تان خوش بگذرانید و چندان به مقصد اهمیت ندهید. زیرا همین مسیر مهم‌ترین و بهترین بخش این سفر است. روابط انسان‌ها در سوپرانوز پیچیده است. افراد بالارتبه مافیا در عین این که به هم عشق و علاقه نشان می‌دهند و رفاقت برایشان جزو مهم‌ترین اصول است، اما اصول حرفه‌ای گنگستری خود را بالاتر از همه چیز قرار می‌دهند و برای پول در آوردن به هم رحم نمی‌کنند.

برای مثال در جایی پائولی به کریستوفر سخت می‌گیرد که نتوانسته به خوبی پول در بیاورد. یا جایی دیگر او را مورد تمسخر قرار می‌دهد و جلوی نامزدش تحقیرش می‌کند. اما جایی دیگر می‌بینیم که به او محبت می‌کند و از اعتیاد او بسیار ناراحت می‌شود.

به ترتیب تونی، سیلویو و پائولی

تونی خود را کارشناس دفع ضایعات و زباله‌ها معرفی می‌کند. او به صورت قانونی در یک شرکت حمل‌و‌نقل و دفع زباله و ضایعات کار می‌کند. اما همه این‌ها پوششی برای شغلی است که به وسیله آن پولدار شده است.

تونی در طول سریال با تک تک شخصیت‌ها و نزدیکانش دچار مشکل می‌شود. بعضی از این مشکلات باعث تحکیم روابط طرفین می‌شود و بعضی دیگر پایان خوشی برای تونی یا طرف مقابلش ندارد.

سوپرانوز بیننده را به مسیری راهنمایی می‌کند که او عاشق شخصیت‌های رذل دنیای مافیا می‌شود. این علاقه تا جایی پیش می‌رود که مخاطب طرف شرارت این شخصیت‌ها را در مقابل اندک شخصیت‌های درست‌کار و خوب می‌بیند. اما همچنان در القای حس هم‌ذات‌پنداری، سوپرانوز خوب کار می‌کند.

نکته جالب سریال، خیل عظیم بازیگرانی است که پیش از این تجربه حضور جدی در سینما و تلویزیون را نداشتند و سوپرانوز اولین تجربه ویژه‌شان بوده است. این بازیگران به وسیله دیوید چیس و باقی اعضای تیم استعدادیابی پروژه، پیدا شدند و به تیم ساخت آن پیوستند.

کریستوفر در سوپرانوز

شاید مایکل امپریولی را از سینمایی «رفقای خوب» مارتین اسکورسیزی به یاد بیاورید. امپریولی در آن فیلم در دو صحنه حضور کلیدی داشت که با بازی خیره‌کننده جو پشی همراه بود و در ذهن هرکس که آن فیلم را دیده باشد ثبت شده است.

همان‌طور که بالاتر گفته شد، سوپرانوز در سبک درام است. شاهد صحنه‌هایی بسیار ناراحت‌کننده در سریال خواهید بود. اما شخصیت تونی یکی از کامل‌ترین شخصیت‌های تاریخ تلویزیون است. درست لحظه‌ای که حس می‌کنید تونی را می‌شناسید و واکنش بعدی‌اش چه خواهد بود، شما را با تصمیمش شگفت‌زده می‌کند و همین شخصیت لایه‌لایه تونی در سریال، آشفتگی روانی‌اش را در زندگی‌ای که در نظر یک شخص خارج از این محیط بسیار شاد و زنده است، توجیه می‌کند. در جایی تونی به دکتر ملفی می‌گوید:

احساس می‌کنم که مثل یک دلقکم. در ظاهر می‌خندم اما در باطن گریه کار شب و روزم است.

سوپرانوز هم در نظر بینندگان و هم منتقدان بسیار درخشان بود. بالاخره یک کمدی خانوادگی و درام ساخته شده بود که به شعور مخاطبان توهین نمی‌کرد، داستانی لایه‌لایه و بسیار عمیق می‌گفت و آهنگ‌های بسیار خوبی در آن به کار رفته بود. شخصیت‌هایش گاهی اوقات احمق بودند، اما همیشه پیچیدگی‌های طبیعی شخصیت یک انسان واقعی را داشتند. جیمز گاندولفینی در راس همه بازیگران، بازی‌ای از خود به نمایش می‌گذارد که چیزی بین حساس بودن و بی‌رحمی بی حد و اندازه است.

نظر منتقدان و بینندگان در مورد سوپرانوز

سوپرانوز در کسب جوایز مختلف سنگ تمام گذاشته است. از میان 111 نامزدی در سری جوایز امی، این سریال آمریکایی HBO، بیست و یک بار برندۀ جایزه شده است. از میان این 21 پیروزی، دو بار در سال‌های 2004 و 2007 برنده بهترین سریال درام سال شده است که اولین سریال یک شبکه کابلی بود که این جایزه را به خانه می‌برد.

همچنین پنج بار از میان 23 بار نامزدی در گلدن گلوب جایزه گرفته است که یکی از آن‌ها برای بهترین سریال درام سال برای فصل اول آن بوده است.

ادی فالکو در سال 2000 و 2003 و جیمز گاندولفینی در سال 2000 بهترین بازیگران نقش زن و مرد گلدن گلوب را از آن خود کردند و هر کدام سه بار توانستند برنده جایزه امی برای بهترین بازیگر نقش اول شوند. دیوید چیس هم توانست در مناسبات مختلف، جوایز مختلفی را برای کارگردانی و نویسندگی این سریال از آن خود کند.

سوپرانوز با نمره 9.2 از وبسایت آی‌ام‌دی‌بی و 92 رضایت بینندگان سایت روتن‌تومیتوز، به عنوان یکی از بهترین سریال‌های درام و داستانی تاریخ شناخته می‌شود.

در سال 2013 اتحادیه نویسندگان سینمایی آمریکا، سوپرانوز را برترین سریال نوشته شدۀ تاریخ نامیدند. مجلۀ TVGuide در لیست شصت سریال برتر تاریخ، سوپرانوز را برترین سریال تمام ادوار نامید. همچنین در سال 2016، مجله رولینگ‌استون سوپرانوز را بهترین سریال تاریخ در لیست صد سریال برترشان قرار دادند.

در ماه مارچ سال 2018 اعلام شد که قرار است سینمایی‌ای با نام نیوآرک، به نویسندگی دیوید چیس و لاورنس کونر ساخته شود و آلن تیلور آن را کارگردانی کند. اکران این فیلم برای 25ام سپتامبر سال 2020 برنامه‌ریزی شده است. نیوآرک روایت‌گر دهه شصت در نیوجرسی است و وقایع آن کاملا پیش از وقایع سریال اتفاق می‌افتد.

با این تفاصیل، اگر می‌خواهید که یک سریال کامل را تماشا کنید، تماشای سوپرانوز تجربه‌ای فوق‌العاده و تکرار نشدنی خواهد بود.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha