بررسی The Night Manager؛ از قاهره تا سوییس با یک درام جاسوسی بی‌نظیر

0
6
وستر سریال مدیر شیفت شب

سریال‌هایی با موضوع جنگ‌سرد معمولا اسم رمزی دارند مثل سریال وطن (Homeland) و زن محترم (The Honarable Woman) علتش مشخص است. می‌خواهند شما هیچ سرنخی درباره اتفاق‌های داستان نداشته باشید و بیشتر جذب آن شوید. سریال مدیر شیفت شب (The Night Manager) هم به این دسته تعلق دارد. یک سریال درام جاسوسی است که شما را یاد فیلم‌های جیمز باند (James Bond) می‌اندازد البته با پیچیدگی کم‌تر.

سریال جاسوسی می‌بینید یا اکشن؟ شاید هم درام را ترجیح می‌دهید. بهترین‌های هر ژانر را در دسته‌بندی نقد و بررسی سریال پیدا کنید.

سریال مدیر شیفت شب اقتباسی از کتابی با همین نام نوشته ژان لِکر (John Le Carre) است. دیوید فار (David Farr) این رمان را برای یک سریال تلوزیونی تنظیم کرده است. جزییاتی را هم به آن اضافه کرده که باعث شده جذابیت بیشتر این اثر شده است. مثلا اشاره او به درگیری‌های خاورمیانه در سال‌های 2011، که باعث شده مدیر شب به یک سریال تاثیرگذار تبدیل شود.

این سریال موضوع جدیدی ندارد. یک مامور مخفی مرموز و آسیب‌دیده در تلاش است تا آدم بدهایی که زندگی مرفهی دارند را به دام بیاندازد. اما چیزی که باعث تمایز آن شده انتخاب بازیگرهای مناسب برای کاراکترهاست. مثلا تام هیدلستون (Tom Hiddleston) و هیو لوری (Hugh Laurie) که بدون آن‌ها این سریال قطعا چیزی کم داشت. این سریال محصول شبکه BBC است و در سال 2016 تولید شده است.

شروع داستان، هتلی در قاهره

قاهره، ژانویه 2011، زمان تحولات بهار عربی. صدای انفجار شنیده می‌شود. خانه‌ها ویران شده‌اند. ماشین‌ها در آتش می‌سورزند. مسلسل‌ها بی‌امان شلیک می‌کنند. یک مرد انگلیسی از میان همه این‌ اتفاق‌ها با بی‌تفاوتی تمام رد می‌شود. تنها عکس‌العمل او که این است که گاهی سرش را می‌دزدد یا خم می‌شود. نه، ترسی در چهره او دیده نمی‌شود. او بیشتر هیجان‌زده به نظر می‌رسد. چرا؟ خب او بدتر از این‌ها را هم دیده است او زمانی در عراق سرباز بوده است. حالا کجا می‌رود؟ به محل‌کارش، هتلی شیک و مجلل به اسم نِفِرتیتی (Nefertiti). او قرار است مدیر شیفت شب آن‌جا باشد.
کاراکتری که با او آشنا شدید جاناتان پاین (Jonathan Pine) است. قطعا خود نویسنده کتاب هم فکر نمی‌کرد کاراکتر پاین تا این اندازه جذاب باشد. نقش او را تام هیدلستون بازی می‌کند. او بهترین انتخاب برای این کاراکتر است؛ مودب، خون‌سرد، فریبنده، با اعتمادبه‌نفس، کمی مرموز و به‌شدت جذاب. همین ظاهر جذاب باعث می‌شود زنان زیادی شیفته او شوند. سوفی (Sophie) یکی از آن‌هاست. او زنی جوان و از مهمانان هتل است. رابطه آن‌ها خیلی‌زود صمیمی می‌شود. سوفی به او اعتماد می‌کند و مدارک مهمی به او نشان می‌دهد. مدارکی که ثابت می‌کند همسرش فِرِدی حمید (Freddie Hamid) در کار قاچاق اسلحه و مهمات است. هم‌دست او هم مردی به‌اسم ریچارد رُپر (Richard Roper) است. کسی که از نظر سوفی بدترین مرد دنیا است. این اسناد در واقع لیست خرید تعداد زیادی از اسلحه‌های مختلف است. آن‌قدر که می‌توان با آن‌ها یک جنگ تما‌م‌عیار راه انداخت یا یک شورش را سرکوب کرد.مدیر شیفت شبدننیای واتیکان می‌تواند جذاب‌تر از چیزی باشد که فکرش را می‌کنید. نقد سریال The Young Pope و ری‌ویو The New Pope را ازدست ندهید.

جاناتان درست‌ترین کار ممکن را می‌کند. می‌رود و این مدارک را به دوستش در سفارت تحویل می‌دهد. MI6 در لندن با خبر می‌شود. جزئیات این پرونده برای رسیدگی بیشتر به یک مامور امنیتی به نام آنجلا بِر (Angela Burr) سپرده می‌شود.  اخبار درز اطلاعات به گوش حمید و رُپر می‌رسد. آن‌ها می‌فهند که حتما کار سوفی بوده. سراغش می‌روند و او را به قتل می‌رسانند. اما جاناتان بعد از قتل سوفی دیگر آدم سابق نیست. از هم می‌پاشد. احساس گناه می‌کند و مدام در حال گریه کردن است.

گذشته او را رها نمی‌کند

دفعه بعد که پاین را می‌بینیم چهار سال گذشته است. او الان در هتل لوکسی به نام میسترز (Meisters) در Zermatt (روستایی در سوییس) کار می‌کند. همه‌چیز آرام است تا این‌که ناگهان روزی یک مهمان جدید وارد هتل می‌شود. می‌توانید حدس بزنید او کیست؟! او کسی نیست به جز ریچار رُپر. خودش است؛ مهم‌ترین قسمت داستان و مجادله خیر و شر، دو مرد انگلیسی با موازین اخلاقی کاملا متفاوت. این قسمت سریال مدیون روایت درجه‌ یک و بی‌نظیر آن است. یک برخورد ساده جوری روایت می‌شود که در آن نگران پاین می‌شویم. به این فکر می‌کنیم که او می‌خواهد چه واکنشی نشان دهد. همه رُپر را به‌عنوان یک بشردوست می‌شناسند. او در ظاهر بسیار بانزاکت است. اما همه این‌ها پوششی برای کارهای شرورانه اوست. تنها کسی که از همه این‌ها خبر هم دارد پاین است.
دیگر وقت آن است که پاین دست به کار شود. باید نشان دهد پشت آن چهره جذاب و خون‌سرد انگلیسی‌اش چه پنهان شده است. او هنوز قاهره را فراموش نکرده. می‌خواهد انتقام سوفی را بگیرد. پس، دست به کار می‌شود. شماره آنجلا بِر را می‌گیرد و همه‌چیز را به او می‌گوید. آنجلا هم از او می‌خواهد با آن‌ها همکاری کند.

بازیگرهای استثنایی؛ رمز موفقیت سریال

نمی‌توان موفقیت این سریال را تنها موضوع جالب آن دانست. بازیگرهای این سریال سنگ‌تمام گذاشته‌اند. هیدلستون هم که دیگر یک سروگردن بالاتر از بقیه است. بازیگری که شاید او را در نقش لوکی (Loki) در سریالی با همین اسم دیده باشید. او بهترین انتخاب برای این کاراکتر زیرک و باکلاس بود.سریال مدیر شیفت شبجاسوسی در دوران جنگ سرد: بررسی سریال The Same Sky

اما پدیده واقعی این سریال هیو لوری (Hugh Laurie) است. ستاره سابق سریال خانه (The house) است. او مدت زیادی از تلوزیون دور بود. اما بالاخره برگشت و همه را شگفت‌زده کرد. او را در این سریال در نقش ریچارد رُپِر می‌بینیم. یک تاجر میلیاردر که با جت شخصی‌اش از این سر اروپا به آن سر اروپا سفر می‌کند. در یک قصر زندگی می‌کند. او توانسته ویترین زیبایی از خود به نمایش بگذارد. خود را یک تاجر انسان‌دوست و سخت‌کوش نشان می‌دهد. اما او ثروتش را از راه قاچاق اسلحه و اشیا غیرقانونی به دست آورده. رُپر هر لحظه زندگی‌اش را در حال نقش بازی کردن است. او توانسته جزییات دقیق و عمق شخصیت این کاراکتر را به تصویر بکشد.

شاید اگر بازیگر دیگری برای این نقش انتخاب می‌شد آن را به یک کاراکتر سطحی تبدیل می‌کرد که خیلی هم خاص نیست. همه‌چیز از کت‌وشلوارهای خوش‌دوخت و گران‌قیمتش تا خانه مجللش مناسب تیپ شخصیتی اوست. رُپر کاراکتری ترسناک دارد. این را می‌توان از چشم‌های بی‌روح و نگاه سرد او فهمید. با این حال باز هم مردم به سمت او و ثروتش کشیده می‌شوند. درست مثل عنکبوتی که مگس‌ها را مسحور خود می‌کند. هیو لوری بهترین تبهکاری است که تا به‌حال دیده‌اید؛ یک شرور تحسین‌برانگیز کله‌شق و قلدر. البته نه آن‌قدر که دلتان را بزند. او اندازه را نگه می‌دارد.
الیویا کُلمن (Olivia Colman) را هم که حتما از سریال برادچرچ (Broadchurch) به یاد می‌آورید. او در این سریال در نقش آنجلا بِر را بازی می‌کند و یک مامور امنیتی است. زنی سرسخت و کله‌شق که در حال آماده کردن نقشه‌ای برای دستگیری رُپر حین ارتکاب جرم است. البته او برای به دام نداختن رُپر دلایل شخصی هم دارد که تا آخر سریال باید منتظر افشای آن‌ها بمانیم. آنجلا بِر دنبال تاجر میلیاردری است که درست مانند خودش یک‌دنده است. تازه علاوه‌بر این پول‌دار هم هست و کلی هم محافظ مسلح دور او را گرفته‌اند.

بشردوست یا ضدبشر؟!

این سریال در بهترین زمان ممکن پخش شد. زمان افشای اسناد پاناما که بزرگ‌ترین افشای فساد مالی سیاستمداران جهان نام گرفت. این سریال به‌خوبی نشان می‌دهد که چگونه کله‌گنده‌ها از شرکت‌های صوری برای پول‌شویی و فرار مالیاتی استفاده می‌کنند. رُپِر نمونه بارز این افراد است. رسانه‌ها نمی‌دانند او از چه راه‌های درآمدزایی می‌کند. آن‌ها بیشتر سرگرم ویترینی هستند که او از خودش به نمایش گذاشته. مقامات رسمی و دولتی هم بیشترشان چشم‌هایشان را روی فعالیت‌های غیرقانونی او بسته‌اند. مطمئنا او توانسته با پول دهانشان را ببندد و آن‎‌ها را از خود راضی نگه دارد.

سریال بهتر است یا کتاب؟

این سریال درست مثل کاراکتر اصلی‌اش جذاب است. اما بدون ایراد هم نیست. کارگردان این اثر سوزان بیِر (Susanne Bier) در این سریال موفق عمل کرده. اما معلوم نیست چرا اصرار زیادی در گرفتن کلوزآپ (نمای نزدیک) از چشم‌های کاراکترها دارد. این‌ نوع سکانس‌ها بعد از مدتی دل مخاطب را می‌زند. مواردی هم در سریال وجود دارند که توجیه عقلانی ندارند. مثلا نمی‌توان باور کرد که رُپر، نابغه محتاط و زیرک خیلی سریع به پاین اعتماد کند. او را وارد حلقه نزدیکان خود کند و اسرارش را با او در میان بگذارد.
این سریال تفاوت‌‌هایی هم با کتاب اصلی دارد. در کتاب اصلی مامور رسیدگی به پرونده رُپر، لئونارد (Leonard) است. این کتاب در سال 1993 نوشته شده و در آن زمان بهار عربی وجود نداشت. این یکی دیگر از مواردی است که به سریال اضافه شده و هیجان بیشتری به آن داده است. پاین هم سابقه خدمت به ارتش را در شمال ایرلند داشته نه عراق. در کتاب این‌طور آمده که او بعد از کشته شدن سوفی به زوریخ می‌رود. اما در سریال می‌بینیم که او به هتلی در زِرمات منتقل می‌شود. این‌ یکی ممکن است به این دلیل باشد که این روستا برای فیلم‌برداری زیباتر است. البته دیوید فار فیلم‌نامه‌نویس این سریال توانسته خیلی با مهارت این جزییات را اِعمال کند.نقد سریال مدیر شیفت شباین سریال بسیار جذاب و ماهرانه ساخته شده و ریتم آن تند است. شباهتی هم به اقتباس‌ رمان دیگر ‌ لِکرِ به‌اسم بندزن، خیاط، سرباز، جاسوس (Tinker Tailor Soldier Spy) ندارد. این سریال آن‌قدر پیچیده است که هنگام دیدن آن باید دقت یک تک‌تیرانداز را داشته‌ باشید. گفته می‌شود زمان پخش این سریال در سال 1979، تری وگان (Terry Wogan) یک مسابقه رادیویی راه انداخته بود. او از شنوندگان می‌پرسید: کسی فهمید در این قسمت سریال چه‌ اتفاقی افتاد؟! اما خوشبختانه، سریال مدیر شیفت‌شب باوجود کاراکترهای متفاوت و لایه‌هایی از معمایی بودن به این شکل غیرقابل درک نشده است.

سخن پایانی

شاید سریال مدیر شیفت‌شب جذابیت و گیرایی سریال‌های به‌یاماندنی جاسوسی مثل آمریکایی‌ها (Americans)، زن محترم و جاسوسی لندن (London spy) را نداشته باشد. اما باز هم دیدنی است. سخت است که تحت تاثیر جذابیت‌های بازیگرهای مثل تام هیدلستون، اولیویا کُلمن و هیو لوری قرار نگرفت. این بازیگرها آن‌قدر سطح این سریال را بالا برده‌اند که بینندگان عیب‌های جزیی و احتمالی سریال را به خاطر وجود آن‌ها می‌بخشند. از اواسط سریال به بعد هم درگیر یک ماجرای هیجان‌انگیز موش‌وگربه‌ای می‌شویم. همراه با کاراکترها به رستوران‌های باکلاس می‌رویم و در یک هتل مجهز اقامت می‌کنیم. مدیر شیفت‌شب یک سریال هیجان‌انگیز و خوش‌ساخت است و ارزش آن را دارد که آخرهفته خود را با دیدن آن پر کنید.

 

منبع: Variety Irish Times

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha