نقد سریال Shameless؛ خانوادگی اما بی قید و بند

1
6308
Shameless tv review

با نقد سریال Shameless (بی‌­حیا) محصول سال 2011 اثری از جان ولز تهیه‌کننده اجرایی آثاری همچون پادشاهی حیوانی و فوریت‌های پزشکی در ویکی‌نقد همراه باشید.

نگاهی اجمالی به سریال و ساختار آن

درست مثل هر سریال خانواده‌محور خوبی، Shameless به عنوان نمایشی درباره جامعه بهم‌پیوسته‌ای از افراد آغاز شد: اگرچه شخصیت‌ها، خط داستانی خودشان را داشتند و شخصیت‌های مشخصی در زندگی‌شان حضور داشتند، اما در زندگی دیگر اعضای خانواده‌شان حضور کمرنگی داشتند و همیشه این ایده وجود داشت که همه آن‌ها در نهایت به همان خانه قبلی بازخواهند گشت، اما با کوله‌باری از تجربه. وقتی فشار بسیاری به آن‌ها وارد شد درست زمانی بود که گالاگرها –و کو و ورونیکا- خانواده‌ای بودند که داشتند روی خط فقر زنده می‌ماندند و این همان چیزی است که هر داستانی برای شروع خود به آن نیاز دارد.

shameless tv review 1
خانواده فرانک در سریال بی‌حیا

در طول زمان، این موضوع دست‌خوش تغییراتی شد. در یک زمان مشخص سریال شروع به منزوی ساختن شخصیت‌هایش کرد. برخی از این کارها ضروری بود: لیپ به کالج رفت و روابط فیونا پیچیده‌تر شد. اما درحالی‌که به نظر می‌رسید سریال دارد روی اینکه انزوا چه تأثیری روی نهاد خانواده می‌گذارد، حساب می‌کند بعد از مدتی نویسندگان تأثیری که داشت روی قصه‌گویی می‌گذاشت را گم کردند. روابط فیونا با گاس نقطه عطفی خاص بود: او به تازگی مراقبت برادران و خواهرانش به دوشش افتاده بود اما هرگز نزدیک آن‌ها نبود و سریال هرگز روی این واقعیت پافشاری نکرد. تازه عادت کرده بودیم در هر فصل به «داستان فیونا» و «داستان فرانک» و «داستان لیپ» پرداخته شود و فکر نمی‌کنم هیچ‌کس بالأخره کامل متوجه شده باشد که اساس این خانواده دارد در هر فصل بیشتر به فروپاشی نزدیک می‌شود.

مضمون سریال Shameless

هشدار: از اینجا به بعد مقاله بخش‌هایی از داستان سریال را اسپویل می‌کند.

با این حال، Shameless هنوز هم درباره خانواده است اما این حس را به مخاطب منتقل می‌کند که بیشتر نمایانگر بی قید و بندی است: بله همه جز فیونا برای مرگ آیان رفته بودند، اما آن زمانی که آیان همجسنگرای تنها، می‌سوخت خانواده کجا بود؟ چطور بود که هیچ‌کس متوجه نشد بر سر زندگی آیان چه می‌گذرد و سعی نکردند تا قدمی برای متوقف ساختن او بردارد؟ این چیزی بود که در زمان منزوی ساختن خط داستانی فرانک خودش را نشان می‌دهد. فرزندان او چند سال پیش دیگر دست از اینکه بخواهند اهمیت بدهند چه بلایی سرش می‌آید، کشیدند و هیچ دلیلی هم برایشان وجود نداشت که حالش را بپرسند و این موضوع تبعات بسیار بدی برایش داشت.

دو برادر در سریال Shameless
دو برادر در سریال Shameless

اما وقتی زندگی فیونا هم به طور کامل از هم پاشید و او هفته‌ها مشغول نوشیدن الکل و رفتارهای ناهنجار شد، هیچ‌کدام از اعضای خانواده‌اش نگران به نظر نرسیدند، جز زمانی که می‌فهمند او قبض‌ها را پرداخت نکرده است. این نتیجه فرعی سریالی است که آگاهانه انتخاب می‌کند تا نهاد خانواده را به عنوان هسته اصلی سریال طرد کند و روایت زندگی شخصیت‌هایش را به راحتی از هم بپاشاند.

انتقادات وارد بر فصل نهم

همه این‌ها را گفتم چرا که «وقتی می‌دونی دکمه کجاست، فشارش میدی»، یکی از بهترین قسمت‌های فصل نهم سریال است چرا که بالأخره به ما یادآوری می‌کند این آدم‌ها چه نسبتی با یکدیگر دارند و ارتباطشان چطور است. منطقی به نظر نمی‌رسید که ورونیکا و لیپ پیش از این کوچک‌ترین مکالمه‌ای درباره الکل خوردن فیونا نداشته باشند، اما حقیقت اینکه آن‌ها بالأخره مکالمه‌ای با یکدیگر داشتند، راهکار بسیار مهمی برای احساسی ساختن خط داستانی به شمار می‌رود. به همین ترتیب، هرچقدر هم شگفت‌آور باشد که چرا لیپ مسئولیت فیونا را درباره آنچه بر سر زان آمد بر عهده گرفته و آن سال‌هایی که او صرف بزرگ کردنش کرده را فراموش کرده، باعث می‌شود فرانک دورویی‌اش را برای بقیه آشکار سازد.

فیونا در صحنه‌ای از سریال Shameless
فیونا در صحنه‌ای از سریال Shameless

درحالی‌که من هنوز فکر نمی‌کنم نویسندگان سریال به اندازه کافی درباره فروپاشی فیونا در اوایل داستان خوب پیش رفته باشند، مکالمه او با فرانک و متعاقباً کنار گذاشتنش کاری عجولانه به نظر می‌رسید و خط سیر ماجرا درنهایت ترحم خود را به فیونا و لحظه سکوت لیپ در جلسه AA نشان می‌دهد. برای اولین بار از زمان وقفه‌ای که میان پخش سریال افتاد، به نظر می‌رسد سریال به اندازه تماشاگرانش متوجه شده که باید به شخصیت‌هایش اهمیت بدهد.

نگاهی به شخصیت‌های ساخته‌وپرداخته‌شده در فصل نهم

این قسمت همچنین یادآور می‌شود که فرانک درواقع شخصیتی بسیار ارزشمند برای سریال Shameless است حتی اگر تقریباً هیچ‌وقت از او به اندازه ظرفیت واقعی‌اش استفاده نکرده باشد. به طور جداگانه، خط داستانی فرانک تقریباً همیشه مماس بوده است: درحالی‌که سریال در برخی داستان‌های خوب گیر کرده است، در بیشتر موارد، فرانک تسکین طنز آن است و پیش از این هم گفته‌ام که تلاش سریال برای کمدی بودن هرگز به نفعش نیست.

صحنه‌ای در سریال Shameless
صحنه‌ای در سریال Shameless

اما آنچه خرده روایت‌های داستانی موفق فرانک به تصویرش کشیده‌اند، سریال را از بسیاری جهات نجات داده و این بار مجموعه‌ای موضوعات مشابه را به نمایش گذاشته چرا که فرانک و فیونا با یکدیگر کار می‌کنند. وقتی فرانک می‌بیند که فیونا اکنون هم‌سطح خودش شده و بیکار است و مدام مشروب می‌خورد، فرصتی نادر برای به‌اشتراک‌گذاری برخی توصیه‌های والدینی به او نشان می‌دهد و فرانک ثابت می‌کند که به طور غیرقابل‌انتظاری وضعیت موردنظر را به خوبی می‌بیند.

او حق ندارد فیونا را به الکل خوردن تشویق کند اما حق دارد با بی‌احترامی لیپ را صدا بزند، حتی اگر هنگام این کار ادعا کند مشغول کمک کردنش بوده تا به تنهایی از پس خانواده‌اش بربیاید. وقتی خشم فیونا را هنگام فروپاشی‌اش می‌بیند، به سرعت می‌فهمید که نمی‌تواند مثل خودش باشد: چرا که نوشیدن به او کمک می‌کند تا در زمان حال باشد ولی فیونا را به گذشته می‌فرستد و هیچ آینده‌ای در هیچ‌کدام از کوکتل‌هایی که می‌خورد وجود ندارد. فرانک واقعاً کلید تمام این روابط است، پدری که غیبت و الکلی بودنش ریشه وابستگی آن‌ها به یکدیگر است و حضورش در زندگی‌شان باعث می‌شود بتوانند کارهایشان را بهتر از قبل انجام دهند.

نتیجه‌گیری

بسیار خوشایند است که این ایده‌ها را در یک سریال ببینید حتی اگر باقی قسمت‌ها چیزی ارائه نکنند که به تماشایش علاقمند شوید. این فصل درست مثل یک نسخه آزمایشی از کل سریال می‌ماند که محوریت آن شخصیت لیپ است و هنوز بازدیدکنندگان حضور بسیار کوتاه پدر در این قسمت مشکل خواهند داشت. شکلی که زان وارد زندگی شد، هرگز طبیعی به نظر نخواهد رسید. این حس را درباره بارداری تامی نیز می‌توان پیدا کرد. آن‌قدر کم درباره‌اش می‌دانیم که هیچ دلیل واضحی درباره اینکه چرا او بچه را می‌خواهد متوجه نمی‌شویم.

آخرین مسئله‌ای که در این داستان بلند پیش می‌آید مربوط به کارل و دبی است که به کو و ورونیکا هم شوق پیدا می‌کند و همه سرنخ‌های جداگانه داستان این سریال را که در طول سال‌ها پرداخت شده به یکدیگر می‌رساند. لحظات بسیار کم مثبتی در این داستان وجود دارند که سخت بتوان تصور کرد در عدم حضور فیونا از هم نپاشند، چرا که فکر می‌کنم نویسندگان این سریال هم دیگر هیچ‌چیزی نداشته باشند که بخواهند آن‌ها را کنار هم نگه دارند. بخشی از آن قسمتی که در بالا اشاره شد بازتابی از روایت و مضمون اصلی Shameless بود، درباره چیزهایی که از دست داده‌اند و اتفاقاتی که پیش رویشان افتاده است. اما چیزی که این سریال را دیدنی و لذت‌بخش می‌سازد همین اتفاقات است؛ علی‌رغم همه احساساتی که بین اعضای این خانواده وجود دارد و آن‌ها را به یکدیگر پیوند می‌زند.

به قلم مایلز مک‌نات از وبسایت ای‌وی‌کلاب

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha