نقد و تریلر سریال Great Expectations؛ روایتی از درد و رنج انسان‌های معمولی

0
8
پوستر سریال آرزوهای بزرگ

آرزوهای بزرگ اثری از چارلز دیکنز. داستان این کتاب را یادتان هست؟ شخصیت‌هایش را چطور؟ اصلا مگر می‌شود خانم هاویشام را فراموش کرد؟! آرزوهای بزرگ (Great Expectations) یکی از شاهکارهای چارلز دیکنز (Charles Dickens) نویسنده‌ی مشهور انگلیسی است. مطمئنا از این نویسنده آثار دیگری هم در ذهنتان مانده، مانند الیور تویست (Oliver Twist)، نیکلاس نیکلبی (Nicholas Nickleby)، بالاخره سرود کریسمس (Christmas Carol) و شخصیت به‌ یاد‌ ماندنی اسکروج (Scrooge). شخصیت‌هایی که او خلق کرده از ماندگارترین‌ها هستند. او چنان شخصیت‌ها را خوب توصیف می‌کرد که آن‌ها جان می‌گرفتند و پا از داستان بیرون گذاشته و بر سر زبان‌ها می‌افتادند. مانند اسکروچ به معنای آدم خسیس و خانم هاویشام به معنای زن ترش‌رو و هیستریک. مسائل و تناقضات مورد علاقه دیکنز، عشق و ناکامی، فقر و ثروت، فساد، انتقام و بخشش و در نهایت برتری خوب بر بد است. اگر از طرفداران پروپاقرص آثار این نویسنده هستید به شما پیشنهاد می‌کنیم با ما همراه باشید.

آثار زیادی از این نویسنده تبدیل به فیلم، سریال یا انیمیشن شده‌اند. شبکه‌ی BBC با ساخت آثاری مانند خانه‌ی متروک (Bleak House) و دوریت کوچولو (Little Dorrit) از روی کتاب‌های دیکنز توانست نظر مخاطبان را جلب کند. این موفقیت سبب شد که این شبکه نسخه‌ی سریالی رمان آرزوهای بزرگ را در 3 قسمت روی آنتن ببرد. فیلم‌نامه‌نویس این اثر سارا فلپ (Sarah Phelp) است و بازیگران برجسته‌ای مانند ری وینستون، گیلیان اندرسون، دیوید سوشی و داگلاس بوث در آن حضور دارند. این سریال برای اولین بار در کریسمس سال 2011 روی آنتن رفت.

اولین صحنه؛ تقابل پاکی و پلیدی

اولین صحنه از این سریال ما را به مرداب‌های استان کنت (Kent) می‌برد. جایی‌که در آن پسربچه‌ایی به نام پیپ (Pip) با چهره‌ای وحشت‌زده در حال دویدن است. او به پلی می‌رسد که روی یک نهر گل‌آلود کشیده شده است. همین که پایش را روی پل می‌گذارد، ناگهان یک دست بزرگ از زیر پل بیرون می‌آید و پاهای او را می‌گیرد. این دست او را پایین می‌کشد. پسرک فریاد می‌زند. مجرم فراری با آن دست‌های بزرگش با غر به پیپ می‌گوید: “بیا این‌جا، دهنتم ببند! اگه دوباره داد بزنی سرتو می‌برم. فهمیدی؟” اولین صحنه از این سریال بی‌‌نظیر است. هوایی مه‌آلود و ترسناک با کشتی‌های زندانیان که در دور دست لنگر انداخته‌‌اند.
اما این مجرم فراری کسی نیست جز ایبل مگ‌ویچ (Abel Magwitch) با بازی هنرپیشه استثنایی ری وینستون(Ray Winstone) . او در ابتدا خشن، بداخلاق و ترسناک به نظر می‌رسد. اما بعد که بیشتر با او آشنا می‌شویم می‌فهمیم که او قلبی مهربان و لطیف دارد. البته برای کسانی که فیلم را با زبان اصلی تماشا می‌کنند صدای او یادآور تبلیغ یک سایت پیش‌بینی مسابقات ورزشی هم هست.

خانم هاویشام؛ زنی کینه‌توز و بی‌رحم

شخصیت مهم دیگر خانم هاویشام (Miss Havisham) است. زنی عبوس و سنگدل که هنوز لباس عروسی‌اش را از زمانی که نامزدش او را در شب عروسی قال گذاشته عوض نکرده. او ساعت‌ها را در همان لحظه نگه داشته و پرده‌ها را کشیده و خود را در تاریکی خانه حبس کرده. او که زنی ثروتمند است با دخترخوانده‌ی خود به‌نام استلا (Estella) زندگی می‌کند. او به استلا یاد می‌دهد قلب مردها را بشکند و از آن‌ها انتقام بگیرد. بازیگر نقش خانم هاویشام، گیلیان اندرسون (Gillian Anderson) است که در زمان بازی در این سریال تنها 43 سال داشت. انتخاب او برای این نقش بازخوردهای متفاوتی داشت. عده‌ای معتقد بودند او در مقایسه با هنرپیشگانی که قبل از او این نقش را بازی کرده‌اند بسیار جوان است. البته بسیاری هم او را بهترین گزینه برای این نقش دانستند. مثلا نشریه‌ی Independent از آن استقبال کرد و نوشت: “بزرگ‌ترین ریسک این سریال نشان دادن خانم هاویشام با ظاهری زیبا و جوان است. البته زیاد هم بد نیست. چون گیلیان اندرسون به خوبی از عهده‌ این نقش برآمده.” نشریه‌ی دیلی تلگراف (Daily Telegraph) هم او را تحسین کرد و نوشت: “این شبح رنگ‌پریده و درعین‌حال زیبا، به آرامی در طول سریال شخصیت خود را بروز می‌دهد. لحن صحبت او موذیانه و آرام است به‌جای این‌که مانند همیشه مثل پیرزن‌ها لرزان باشد. این همان خانم هاویشامی است که هرگز بزرگ نشده و در کودکی مانده.”

سریال آرزهای بزرگ-بی‌بی‌سی نشریه‌‌ی دیلی تلگراف به این هم اشاره می‌کند که اندرسون فقط کمی از مارتیتا هانت (Mrtita hunt) که همین نقش را در فیلم دیوید لین (David Lean) در سال 1946 بازی کرده بود جوان‌تر است. خود اندرسون هم به این مسئله اشاره کرده بود. خانم هاویشام زنی غمگین، ترش‌رو، کینه‌توز، فریبکار و تا حدی هم مغرور و بی‌رحم است. اندرسون توانسته این نقش را خیلی خوب ایفا کند. هر حرکت و هر کلمه‌ی او ترساننده و شبح‌وار است. گریم او هم در نوع خود عالی است. صورتش به سفیدی گچ است و سوختگی روی دستش هم خیلی واقعی به نظر می‌آید. حالت لب‌های او هم فوق‌العاده است، رنگ‌پریده و لرزان. از هم مهم‌تر این‌که او نه تنها در ظاهر خانم هاویشام است بلکه او احساس خانم هاویشام بودن هم می‌کند و کاملا در نقش خود فرو رفته است.

کارآگاه پوآرو؛ این‌بار در نقشی کاملا متفاوت

بازیگر شناخته‌شده‌ی دیگر این سریال دیوید سوشی (David Suchet) است که ما بیشتر او را در نقش کاراگاه پوآرو به یاد می‌آوریم. البته او در سریال آرزوهای بزرگ با آن پوآروی پر جنب‌وجوش که در ذهن ماست کاملا فرق دارد. او در این‌جا نقش آقای جگرز (Mr. Jaggers) را بازی می‌کند که وکیل خانم هاویشام است؛ یک وکیل بسیار جدی و سرسخت.

پیپ تصویری از خود دیکنز است!

تمرکز اصلی داستان آرزوهای بزرگ روی پسربچه‌ی نوجوانی به ‌نام پیپ است. او در بچگی بسیار مظلوم و متواضع است. این داستان نشان می‌دهد که چطور ثروت باعث ترقی او می‌شود و او را به مردی پرافاده تبدیل می‌کند. البته ما بیشتر شاهد بزرگسالی پیپ مخصوصا در قسمت دو و سه با بازی داگلاس بوث (Douglas Booth) هستیم. او که از همان اول با دیدن استلا یک دل نه صد دل عاشق او شده بود بعد از ناکامی در رسیدن به او دچار یک تحول عاطفی می‌شود و به بلوغ احساسی می‌رسد. در اکثر داستان‌های دیکنز شرح حالی از زندگی خود او به چشم می‌خورد. اما محققان آثار او عقیده دارند که شخصیت پیپ از همه بیشتر به زندگی او نزدیک است.

چرا این سریال همه را راضی نکرد؟

البته این را هم باید گفت که این مینی‌سریال تفاوت‌هایی با کتاب آرزوهای بزرگ دارد و کاملا مطابق با آن نیست. برای مثال یکی از شخصیت‌های موثر در کتاب، اولین معلم پیپ خانم بیدی (Biddy) است. او به پیپ خواندن و نوشتن یاد داد و اولین حامی او به حساب می‌آمد. اما در سریال حتی اسمی هم از او برده نمی‌شود.
اگر بخواهیم خیلی موشکافانه برخورد کنیم باید بگوییم که این سریال ایرادهای جزئی هم دارد. کلکسیون پروانه‌های کوچک برادر خانم هاویشام یکی از آن‌هاست. او درباره‌ی آن‌ها می‌گوید: “برادرم دوردست‌ترین مناطق زمین را در جست‌وجوی این پروانه‌های کمیاب و زیبا زیر پا گذاشته.” اما پروانه‌هایی که او به آن‌ها اشاره دارد از آن مدل پروانه‌هایی هستند که در همه‌جای انگلستان و به‌خصوص در باغ‌های لندن پیدا می‌شود.
برخی هم معتقدند سرعت این سریال بسیار کند و یک‌نواخت است و در انتقال تراژدی‌‌ها، ماجراجویی‌ها و پیچیدگی‌های اصلی این داستان موفق نبوده است.

اقتباسی از رمان آرزوهای بزرگتعدادی از محققان آثار دیکنز موافق ساخت فیلم‌ یا سریال از روی کتاب‌های او نیستند. مطمئنا این دسته از افراد با دیدن پایان این سریال ناامیدتر هم می‌شوند. زیرا پایان آن نه مطابقتی با کتاب آرزوهای بزرگ دارد و نه شباهتی به بقیه فیلم‌های ساخته شده از روی آن. البته این بخشی از کار محققان است که از همه‌چیز ناراضی باشند و با همه بحث کنند. اما آن‌هایی که محقق نیستند و البته شیفتگان آثار او از دیدن این سریال لذت می‌برند. این فیلم نه‌تنها خوب ساخته شده است بلکه دیدن آن هم احساس خوبی به بیننده می‌دهد. این سریال بی‌نظیر است. شما را از همان ابتدا جذب خود می‌کند ‌طوری که بی‌صبرانه منتظر قسمت بعد می‌مانید. آرزوهای بزرگ نشان‌دهنده این واقعیت است که انسان به خاطر عشق تا کجا پیش می‌رود و چه خطرهایی را به جان می خرد. این سریال شما را شگفت‌زده و مبهوت می‌کند. ممکن است حتی اشک شما را هم در بیاورد. لباس‌ها، موسیقی، بازیگران همه‌وهمه شما را با خود به انگلستان قرن نوزدهم می‌برد و به شما کمک می‌کند که انگلستان را از نگاه دیکنز ببینید.

 

منبع: Gurdian

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha