نقد سریال Castle Rock: اقتباسی موفق از آثار کینگ

0
38
نقد سریال Castle Rock

با نقد سریال Castle Rock محصول سال 2018 اقتباسی موفق از آثار استفن کینگ، خالق فیلم‌های درخشش، رستگاری در شاوشنگ و آن در ویکی‌نقد همراه باشید. در این مقاله با نگاهی بر اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی از آثار استفن کینگ، به نقد و بررسی درون‌مایه و سبک درونی سریال کسل راک در قیاس با آثار مشابه دنیای ترس و وحشت می‌پردازیم.

اقتباس‌های حیرت‌انگیز در برابر افتضاحاتی رقت‌انگیز

چندین سال گذشته شرایط نامتعادل و عجیب‌وغریبی بر اقتباس‌های تصویری از رمان‌های استفن کینگ حکم‌فرما بود. چون آثار شگفت‌انگیزی همچون فیلم‌های بازی جرالد (2017) و برج تاریک (2017) بعد از اکران به ترتیب موفق به کسب آرا 91 درصدی و 15 درصدی شدند.

یکی از اقتباس‌های اخیر‌ سینمایی از رمان‌های استفن کینگ، فیلم آن (2017) در گیشه رکورد زد (اما ادامه‌ نه چندان موفقش در سال 2019، نتوانست خودش را به پای موفقیت اولین فیلم برساند). فیلم تلویزیونی بازی جرالد (2017) (پخش‌شده از نتفلیکس) به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های غول دنیای استریم بدل شد. دو فیلم سینمایی دیگر غبرستان حیوانات خانگی (2019) و در میان علفزارهای بلند (2019) نتوانستند در گیشه موفق عمل کرده و نظر منتقدان را به خود جلب کنند (دومی از نتفلیکس پخش شد).

مرد مرموز زندانی در ندامتگاه شاوشنگ
مرد مرموز زندانی در ندامتگاه شاوشنگ

لازم به ذکر است که آخرین رمان چاپ‌شده کینگ به نام موسسه در شهریور ماه 1398 منتشر شد و روایتی فوق‌العاده و استثنایی داشت. اما شروع فصل دوم سریال کسل راک، دنیایی با روایت هوشمندانه و اعتیادوار در فراسوی تصورات ادبی کینگ، با پخش فصل اولش در تابستان 2018، مرزهای تلویزیون را جابجا کرد.

کسل راک اقتباسی مستقیم از کتاب‌های کینگ نبوده و براساس کاراکترها و موقعیت‌های طراحی‌شده از سوی نویسنده برگرفته از صفحات کتبی همچون جاده سبز، آن، دولورس کلیبورن و درخشش ساخته شده است. کینگ در سریال کسل راک نقش تهیه‌کننده اجرایی را بر عهده دارد. در بین مهم‌ترین موقعیت‌های اقتباسی از آثار کینگ، شهر کسل راک از ایالت مین، مکانی خیالی از دنیای کینگ در کنار ندامتگاه شاوشنگ برای روایت قصه‌های این سریال انتخاب شده است. ندامتگاه شاوشنگ، لوکیشن کلیدیِ اقتباس فیلم فرانک دارابونت، رستگاری در شاوشنگ (1994) است. این فیلم در زمان اکرانش در گیشه فوق‌العاده عمل کرد و توانست به عنوان یکی از دوست‌داشتنی‌ترین اقتباس‌ها از آثار کینگ شناخته شود.

روایت کلی داستان کسل راک

هشدار: از اینجا به بعد مقاله بخش‌هایی از داستان سریال را اسپویل می‌کند.

صحنه‌های ابتدایی ‌کسل راک در سال 1991 با به تصویر کشیدن پسربچه‌ جوانی که چند روزی است گم‌شده و ناگهان در وسط یک دریاچه یخ‌زده ظاهر می‌شود، روایت می‌گردد. وی نمی‌داند که چطور پایش به آنجا باز شده است (این صحنه خود یادآور لحظات آغازین رمان کینگ در سال 1979 به نام منطقه مرده است، یکی از اولین‌ کتاب‌هایش که وقایعش در کسل راک رخ داده بود). سپس 27 سال می‌گذرد (یک بازه زمانی بدشگون در آثار کینگ (مانند ظهور 27 سال یک‌بار پنی‌وایزِ دلقک در فیلم‌های آن)) و به سال 2018 می‌رسیم، جایی‌که سریعاً اتفاقاتی شوم انتظارمان را می‌کشند.

هنری دیور و مادرش
هنری دیور و مادرش

سرپرست بازنشسته شاوشنگ (تری اوکوئیین) به وحشیانه‌ترین شکل ممکن به صورت یک خودکشی می‌میرد. کمی بعد یک مرد جوان ضعیف و غیرقابل‌شناسایی در قفسی در سیاه‌چال زندان سروکله‌اش پیدا می‌شود و فقط دو کلمه بر زبان می‌آورد: «هنری دیور». اسم همان پسربچه‌ای که سه دهه پیش در دریاچه پیدا شده بود. دیور جوان (آندره هالند، بازیگر فیلم مهتاب و سریال بی‌نظیر و استثنایی نیک (بیمارستان نیکرباکر)) به عنوان دادستان جرائم کیفری در تگزاس مشغول به کار است. یکی از نگهبانان زندان، دیور را خبر می‌کند تا به شهر بازگردد و اینجاست که دیور با مادرش که از بیماری زوال عقل رنج می‌برد (با بازی سیسی اسپیسک) دوست‌پسر مادرش، کلانتر سابق آلن پنگبورن (اسکات گلن) و همسایه قدیمی‌اش مولی استرند (ملانی لینسکی) که ادعا می‌شود توانایی‌های ماورایی دارد مواجه می‌شود.

از اینجا به بعد اوضاع، عجیب‌وغریب‌تر می‌شود، مرد جوان مرموز در زندان رفتارهایش شیطانی می‌شوند و «موهبت‌های» ماورایی مولی به نفرین شباهت پیدا می‌کنند و گذشته دیور و ارتباطش با شهر پیچیده‌تر می‌شود.

استعاره‌ها و شباهت‌های مثال‌زدنی بی‌پایان

کسل راک می‌داند که محوریت آثار کینگ، تصورات و الهاماتش از ترس و وحشت نیست، بلکه روحیه بخشنده وی در مسیر پرورش و توسعه کاراکترهاست. طرفداران کینگ باید متوجه شده باشند که کسل راک درگیری عمیقی با ایما و اشارات دارد. اسپیسک، ستاره فیلم کلاسیک کَری (1976) اثر برایان دی پالما، اولین اقتباس سینمایی از آثار کینگ است. مرد مرموزِ شاوشنگ نیز توسط بیل اسکارسگارد ایفا می‌شود، کسی که در اقتباس‌های سینمایی فیلم آن، نقش پنی‌وایزِ دلقک را بازی می‌کرد. کلانتر سابق پنگبورن نیز نمایانگر کاراکتری است که در آثار نیمه ‌تاریک و چیزهای ناگزیر حضور دارد. اشاراتی زودگذر هم به آثار غبرستان حیوانات خانگی، جسد، فرزندان کورن، و بسیاری از دیگر رمان‌ها و داستان‌های کینگ می‌شود.

کسل راک را با فارگو، آنتولوژی موفق و درخشان شبکه اف‌ایکس براساس آثار برادران کوئن مقایسه می‌کنند و شباهت‌هایی نیز بین‌شان وجود دارد (الیسون تولمن، بازیگر نقش مولی سولورسون در فصل اول فارگو در دومین قسمت کسل راک حضوری افتخاری دارد). اما کسل راک در بخش‌های زیادی از سریال به شکلی وسواس‌گونه به آثار برگرفته از آن پایبندی نشان نمی‌دهد. برادران کوئن، فیلم‌سازانی حرفه‌ای با توانایی‌های مثال‌زدنی در استفاده از عناصر زیباشناختی در آثارشان هستند، اما اقتباس‌های سینمایی از آثار کینگ به گردپای آثار این دو برادر نمی‌رسد.

نمایی از سریال کسل راک
نمایی از سریال کسل راک

اکثریت اقتباس‌های کینگ خیلی خوب نبوده‌ و آن‌هایی که بسیار موفق عمل کرده‌اند در لحن و رویکرد نسبت به یکدیگر زمین تا آسمان با هم تفاوت داشته‌اند. از سبک و سیاق متفاوت کارگردانی کَری اثر دی پالما، درخشش استنلی کوبریک (کینگ خودش از آن اقتباس متنفر است) و منطقه مرده دیوید کروننبرگ تا ملایمت تلخ و شیرین کنار من بمان و رستگاری در شاوشنگ تا برسیم به نوستالژی و اسپیلبرگ‌گرایی فیلم‌های آن اثر اندی موسکیتی.

حقیقت پنهان موفقیت کسل راک

کسل راک به مانند شیادان متقلب به دنبال تقلید از اقتباس‌های سینمایی موفق آثار کینگ نبوده و در این زمینه موفق عمل کرده است. این سریال به کمک رسانه اپیزودیکش به دقت روایت داستان را تدریجی به جلو پیش‌ می‌برد و دنیای اطرافش را می‌سازد و به کمک عناصر بیزارگونه به آن سروشکل می‌دهد. اگر بتوان یک نمونه تلویزیونی اثرگذار را کنار کسل راک گذاشت و مقایسه کرد، احتمالاً توئین‌پیکس خواهد بود.

هوشمندی کینگ در روایت اصلی ماجرا بسیار حیرت‌انگیز است و خودش را از چنگال ماجراهای ماورایی‌گونه‌اش نجات می‌دهد: قبرستانی که حیوانات خانگی از قبر زنده برمی‌گردند. نفرینی که موجب می‌شود، یک مرد هرچه بیشتر می‌خورد، بیشتر وزن کم ‌کند. مغازه‌ای که هر چیزی که بخواهید را به قیمتی گزاف می‌فروشد. ایده‌های فوق‌العاده‌ای که در کسل راک بهتر از ایده‌های کلی فیلم‌های اقتباسی شکست‌خورده عمل کرده‌اند.

شیطان سریال کسل راک
شیطان سریال کسل راک

راز واقعی مهارت کینگ به عنوان یک داستان‌سرا این است که وی همواره به دنیای طبیعی علاقه داشته تا ماورالطبیعه. بسیاری از شرورهای بهت‌آور قصه او، هیولاهای واقعی نیستند، بلکه بیشترشان انسان‌های معمولی هستند که به نوعی فاسد و گرفتار راه شیطان شده‌اند. برای نمونه، در کسل راک، ندامتگاه شاوشنگ توسط یک شرکت خصوصی اداره می‌شود که نگهبان‌های بدرفتار و بددهن را استخدام می‌کند. این شرکت پس از پیدا شدن مرد مرموز قصه سعی می‌کند آن را پنهان کرده و قضیه را ماست‌مالی کند.

با آشنایی بیشتر با زندانی، می‌فهمیم زندان‌بانان در پایان قصه آن بلایی که واقعاً حق‌شان است سرشان می‌آید و به سزای اعمال‌شان می‌رسند. مشابهاً، رگه‌هایی خیانت‌آمیز از نژاد‌پرستی هم در کسل راک دیده می‌شود –یک نگرانی همیشگی در آثار کینگ. این مسئله را می‌توان در رفتار مردم شهر با دیور مشاهده کرد. یک زن کور مکرراً از دیور می‌پرسد «آیا تو سیاهی؟» و پیامدهای پرسش این سؤال به مرور وحشتناک‌تر می‌شود.

نتیجه‌گیری

کسل راک گاهی‌اوقات خیلی شلوغ می‌شود، شاید به خاطر حجم اطلاعات برآمده از آثار کینگ باشد. نویسندگان این سریال خبر از روایت‌های داستانی بیشتر برای فصل‌های بعدی را وعده داده‌اند. با وجود بازیگران فوق‌العاده و جهانِ منحصربه‌فرد و استثنایی آثار کینگ، می‌توان انتظار داشت که این سریال روندی روبه رشد و پرورش را طی کند. کسل راک بدون اینکه بخواهیم آن را به آثار مشابه و قبلی اقتباسی کینگ نسبت دهیم، به‌تنهایی به عنوان یک سریال دیدنی و تماشایی به همه علاقه‌مندان به دنیای دهشتناک کینگ توصیه می‌گردد.

به قلم جک همیلتون از وب‌سایت اسلیت

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha