نقد و بررسی سریال Band of Brothers؛ روایت رفاقت و برادری در دل جنگ

0
7
کاور سریال جوخه برادری

آیا طرفدار سریال‌های جنگی هستید؟ از آن‌هایی که شما را با خود تا میدان جنگ می‌برند؟ اگر جواب شما مثبت است ما به شما سریال جوخه براداران (Band of Brothers) را پیشنهاد می‌کنیم. این مینی‌سریال اقتباسی از کتابی به همین نام نوشته استفان امبروز (Stephan Amrose) است. سازندگان این مینی‌سریال استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) و تام هنکس (Tom Hanks) هستند. هر دو را حتما می‌شناسید. اسپیلبرگ از موفق‌ترین و مشهورترین کارگردان‌های تاریخ سینماست. تام هنکس هم بازیگر و فیلم‌ساز سرشناس آمریکایی است. حتما بازی به یادماندنی‌ او را در نقش فارست گامپ (Forrest Gump) در فیلمی با همین نام دیده‌اید. البته سریال جوخه برادران اولین اثر مشترک استپیلبرگ و هنکس نیست. آن‌ها فیلم نجات سرباز رایان (Saving Private Ryan) را هم با هم ساختند. فیلمی که ردپایش را در سریال جوخه برادران به وضوح می‌بینیم.

در دسته‌بندی نقد و بررسی سریال می‌توانید درباره سریال‌هایی در ژانرهای مختلف بخوانید.

سریال جوخه برادران ماجرای گروهانی از نیروهای چترباز آمریکایی را از دوران آموزش در آمریکا و انگلیس تا پایان جنگ جهانی دوم در آلمان روایت می‌کند. اولین قسمت از این مینی‌سریال 10 قسمتی در سال 2001 از کانال HBO روی آنتن رفت. در همان سال هم برنده جایزه اِمی (Emmy) و گلدن گلوب (Golden Globe) برای بهترین سریال سال شد.

رفاقت واقعی در روزهای جنگ

روایت اصلی سریال جوخه برادران از سال 1944 میلادی، یعنی یک سال قبل از پایان جنگ جهانی دوم شروع می‌شود. زمانی‌که امپراطوری آلمان نازی آرام‌آرام درحال سرنگونی است. از همان قسمت اول با گروهی از سربازهای یگان چترباز هوایی ارتش آمریکا همراه می‌شویم. سربازهایی که متعلق به گردان ایزی (Eazy Company) هستند. ستوانی که به آن‌ها آموزش می‌دهد از آن مافوق‌های بدجنس است که مدام دستور می‌دهد و سربازها باید اطاعت کنند. نقش این سرگرد سخت‌گیر را دیوید شویمر (David Schwimmer) بازی کرده. این اسم برای شما آشنا نیست؟! بله او همان هنرپیشه‌ای است که در سریال Friends در نقش راس (Ross) بازی می‌کرد. البته او در سریال جوخه برادران حضور کمی دارد. فقط در دو قسمت ابتدایی او را می‌بینیم. سربازهای گردان ایزی که دیگر از زورگویی‌های او خسته شده بودند برای او پاپوش می‌دوزند. او اخراج می‌شود. جایگزین او ستوان ریچارد وینتر (Richard Winter) است. کسی که همراه با سربازها و درجه‌داران تحت فرمانش، پیروزی‌های بزرگی برای ارتش آمریکا به‌دست می‌آورد. گردان ایزی در عملیات‌های نظامی موفقی در اروپا شرکت می‌کند. ارتش ژاپن را محاصره می‌کند و تا پایان جنگ جهانی دوم برای دفاع از آمریکا می‌جنگد. آن‌طور که این سریال نشان می‌دهد وینتر و افرادش بودند که باعث پیروزی آمریکا در نبرد نرماندی (Normandy Battle) شدند.جوخه برادراندو یا سه قسمت ابتدایی سریال کمی کند پیش می‌شود. انگار یک مستند درباره جنگ جهانی دوم می‌بینید. شاید حتی کلیشه‌ای هم به نظر بیاید. داستان‌های فرعی زیاد جالب نیستند. ممکن است مخاطبان عجول کمی دل‌سرد شوند و از دیدن ادامه آن منصرف شوند. مدتی طول می‌کشد تا این سریال جای پای خود را در دل مخاطب محکم کند و به ثبات برسد. اما از قسمت 4 به بعد این سریال به حدی جذاب می‌شود که ممکن است بخواهید همه قسمت‌های آن را پشت‌سرهم ببینید. جوخه برادران سریالی است که باید با صبروحوصله آن را دید و به آن فرصت داد.
به محض شروع جنگ‌ها سریال جان تازه‌ای می‌گیرد. قسمت 3 درباره پیشروی گروهان ایزی در ساحل نرماندی در فرانسه است. می‌بینیم که چه‌طور کنترل شهر کارنتان (Carentan) را در اختیار می‌گیرند. کارگردان این سریال مایکل سالمون (Mikael Salomon) است و با جزییات دقیق، تصویری تاثیرگذار از سربازهای پیاده‌نظام ارائه می‌دهد. این سریال هم مثل فیلم سرباز رایان کشت‌وکشتار زیادی را به تصویر می‌کشد.
مینی‌ سریال جوخه برادران در اپیزودهای میانی به اوج می‌رسد. آن‌قدر هیجان‌انگیز و تماشایی می‌شود که حتی نمی‌توانید پلک بزنید. وینتر و افرادش به شهر باستون (Bastogne) در بلژیک می‌روند. جایی‌که در سرمای طاقت‌فرسای آن باید شب و روز در کمین دشمن باشند. در نهایت بعد از شکست دشمن در بلژیک راهی آلمان می‌شوند.
خیلی‌ها معتقدند اپیزود 9 تاثیرگذارترین قسمت این سریال است. در این اپیزود می‌بینیم که وینتر و افرادش به‌صورت ناگهانی یک اردوگاه کار اجباری را پیدا می‌کنند. البته آن‌ها در ابتدا اصلا نمی‌دانند قرار است با چه‌چیز مواجه شوند. اما وقتی در اردوگاه را باز می‌کنند با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شوند که هرگز تصور نمی‌کردند. مردان و زنانی را می‌بینند که تنها جرمشان یهودی‌ بودن است. آن‌ها آن‌قدر گرسنگی کشیده‌اند که فقط پوست و استخوانشان باقی مانده. اجساد زیادی روی زمین دیده می‌شود. اجساد کسانی که تحمل گرسنگی و کار سخت را نداشتند. افراد این اردوگاه حتی اجازه نداشتند مردگان را دفن کنند. گروهان ایزی برای آن‌ها غذا تهیه می‌کند. وینتر و افرادش درباره این اردوگاه از اهالی دهکده کناری پرس‌وجومی‌کنند. اما آن‌ها ادعا می‌کنند از وجود این اردوگاه اطلاعی ندارند. اما مگر چنین چیزی ممکن است؟! چه کسی این را باور می‌کند؟! گردان ایزی هم باور نکرد و به همین دلیل آن‌ها را مجبور می‌کنند که مرده‌ها را دفن کنند و اردوگاه را تمیز کنند. در آخر این اپیزود هم اعلام می‌شود که هیتلر خودکشی کرده است.سریال جوخه برادران

مردم عادی آلمان هم در این جنگ مقصر بودند؟ بررسی Generation War را هم بخوانید.

سرانجام آخرین قست این سریال تسخیر مخفی‌گاه هیتلر را در شهر Brechtesgaden به تصویر می‌کشد. بعد هم وینتر و افرادش به اتریش می‌روند. آن‌جاست که خبر پایان جنگ را می‌شنوند. خیلی‌ها به خانه برمی‌گردند. اما وینتر دیگر به جنگیدن عادت کرده است. بنابراین درخواست انتقالی به اقیانوس آرام را می‌دهد و می‌خواهد در جنگ اقیانوس آرام شرکت کند. درخواست او قبول می‌شود. حتی به او گفته می‌شود افرادش را هم با خودش به ببرند. آن‌ها هم مثل وینتر از این پیشنهاد استقبال می‌کنند. آن‌ها هم درست مثل خود او دیگر نمی‌توانند با زندگی عادی و بی‌خطر کنار بیایند.

چه‌چیز این سریال را جذاب کرد؟

فیلم‌ها و سریال‌های زیادی درباره جنگ ساخته شده‌اند. خیلی از آن‌ها هم در تداعی کردن اضطراب، تراژدی و ترسی که در جبهه‌های جنگ وجود دارد عالی عمل می‌کنند. اما بعید است که هیچ‌کدام بتوانند مانند سریال جوخه براداران از ابتدا تا انتها تا این اندازه جذاب باشند. سریال جوخه برادران شبیه یک مستند ساخته شده. در ابتدای هر قسمت و انتهای آن کهنه‌سربازهای را می‌بینیم که درباره آن‌چه در واقعیت اتفاق افتاده، صحبت می‌کنند. استفان امبروز هم کتاب اصلی را براساس تحقیقات و مصاحبه‌های ضبط شده از کهنه‌سربازهای گروهان ایزی نوشته است.
کاراکترهای سریال همه شخصیت‌های واقعی هستند. همان‌طور که گفته شد، گزیده‌هایی از مصاحبه‌های بعضی از بازماندگان را در ابتدای هر اپیزود می‌بینیم. البته تا آخرین قسمت سریال هویت اصلی آ‌ن‌ها پنهان می‌ماند. در آخر که می‌فهمیم این کهنه‌سربازها همان اعضای گروهان ایزی هستند این سریال برای ما جذاب‌تر هم می‌شود. شخصیت‌پردازی و تعامل بازیگران هم فوق‌العاده است. سربازهایی که قدیس نیستند. آدم کش‌هایی بی‌قلب و بی‌احساس هم نیستند. آن‌ها انسان‌های معمولی هستند که در یک موقعیت خاص قرار گرفته‌اند. درست مثل خود ما تصمیمات اشتباه می‌گیرند. گاهی می‌ترسند. گاهی هم قهرمان‌بازی در می‌آورند. این باعث می‌شود حس همذات‌پنداری ما با کاراکترهای این سریال بیشتر شود. در کل رابطه بین کاراکترها و تصویری که از احساسات و عواطف آن‌ها ارائه می‌شود دل‌نشین و دوست‌داشتنی است. اصلا به همین دلیل است که جوخه برادران این‌قدر محبوب است و جوایز زیادی هم کسب کرده.

سربازهای آمریکایی شجاع؛ ناجی بشریت؟!

البته این سریال بی‌عیب‌ونقص هم نیست. یکی از نکات آزاردهنده در همین نبردها نمایان می‌شود. مثلا می‌بینیم که چهار یا پنج سرباز آمریکایی ده‌ها سرباز آلمانی را می‌کشند یا از صحنه فراری می‌دهند. جایی دیگر این سربازهای آمریکایی را مثل ناجی‌ اسیران اردوگاه‌های کار اجباری نشان می‌دهد. این دیگر خیلی افراطی است. البته با در نظر گرفتن این‌که این مینی سریال را متفقین ساخته‌اند، چنین اتفاقی چندان هم عجیب نیست. اما به‌طور کلی باید گفت تام هنکس و استیون اسپیلبرگ که پیش از این خود را با نجات سرباز رایان در این ژانر بر همگان اثبات کرده بودند، یک‌بار دیگر هم توانستند با به تصویر کشیدن ‌ نبردهای عظیم و کشته و زخمی شدن تعداد زیادی سرباز، توانمندی خود را به رخ بکشند.نقد سریال جوخه برادران

هیچ‌چیز تمام نشده. پایان جنگ جهانی دوم، شروع جنگ سرد است: مروری بر سریال The Same Sky

اطلاعاتی از گذشته کاراکترها هم به ما داده نمی‌شود. رابطه عاشقانه خاصی هم نمی‌بینیم. گاهی سربازها درباره همسر یا نامزدی که منتظر آن‌هاست صحبت می‌کنند. تنها دقایق رمانتیک سریال به نگاه‌ها و صحبت‌های عاشقانه با پرستارها در بیمارستان‌های صحرایی محدود می‌شود. البته این مینی‌ سریال ممکن است به مذاق بعضی‌ها خوش نیاید. مثلا آن‌هایی که به درام‌های احساسی HBO عادت کرده‌اند.
این سریال ادای دینی به نسل سرآمد (The Greatest Generation) است. همان‌ها که در سخت‌ترین روزهای تاریخ آمریکا زندگی می‌کردند. آن‌هایی که تا آخرین قطره خون در دفاع از کشور خود ایستادگی کردند. کسانی که شجاعت، ایثار و قهرمانی آن‌ها در تاریخ مثال‌زدنی است. اما جالب است بدانید این سربازها لقب قهرمان ملی را نپذیرفتند. آن‌ها معتقد بودند فقط وظیفه خود را در قبال مردم انجام داده‌اند.

سخن پایانی

بسیاری از طرفداران سریال‌ها حماسی معتقدند که مینی‌ سریال جوخه براداران (Band Of Brothers) یکی از بهترین‌های این ژانر است. بنابراین اصلا در دیدن آن تردید نکنید. جوخه برادران آن‌قدر خوش‌ساخت است که دیدنش به هر کسی توصیه می‌شود. البته این مطلب را به‌خاطر داشته باشید که اندکی نگاه جانب‌گرایانه در این سریال وجود دارد. اما این مسئله خدشه‌ای به کیفیت آن وارد نمی‌کند. شخصیت‌پردازی، فیلم‌بردای و صحنه‌سازی‌های این سریال حتی باعث می‌شود آن‌ را بارها و بارها ببینید.سریال جوخه برادران-2001در آخر اگر سریال جوخه برادران را دیدید و از آن خوشتان آمد به شما توصیه می‌کنیم سریال اقیانوس آرام (The Pacific) را هم از دست ندهید. این سریال هم در نوع خود بی‌نظیر است. اثری دیگر از استیون اسپیلبرگ و تام هنکس که باز هم اقتباسی از یکی از کتاب‌های امبروز است و عملیات‌های دیگری از نبردهای آمریکا را در جنگ‌ جهانی دوم روایت می‌کند.

 

منبع: Variety

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha