نقد سریال داستان ترسناک آمریکایی: آخرالزمان

0
348
AHS Apocalypse Tv Show

با نقد سریال داستان ترسناک آمریکایی: آخرالزمان محصول سال 2018 اثری از رایان مورفی خالق آثار موفقی همچون فیلم ژست و 911 در ویکی‌نقد همراه باشید.

به نمایش گذاشتن آخرالزمان به نظر غیرممکن می‌رسد و تاکنون فیلم یا سریالی نتوانسته آن را به شکلی باورپذیر نشان دهد، ولی سریال داستان ترسناک آمریکایی: آخرالزمان همه چیز را امکان‌پذیر ساخته است. در قسمت پایانی این فصل که همه دنیا رو به زوال و نابودی بود، نویسندگان این سریال بی‌نظیر و فوق‌العاده با نگارش داستانی حیرت‌انگیز و با ریتمی کاملاً درست، همه چیز را به روز اول خود برگرداندند.

در یکی از اپیزودهای این فصل، شاهد بازگشت به فصل اول سریال، یعنی کنام جنایت خواهیم بود که به نوعی بسیار چشم‌نواز جذاب بوده و به دل می‌نشیند.

هشدار: از اینجا به بعد مقاله بخش‌هایی از داستان فیلم را اسپویل می‌کند.

روایتی از پایان دنیا

ابتدا در پی نابودی محفل جادوگران به دست مایکل لنگدون (کودی فرنمیرتل اسنو (فرانسیس کانروی) سراغ مات و جف (به ترتیب، بیلی آیشنر و ایوان پیترز) رفته و از آن‌ها می‌خواهد تا کوکو سنت پیر وندربیلت (لزلی گراسمن) را به همراه خانواده‌اش در مخفیگاه شماره 3 سکنی دهند، جایی که به عنوان بخشی از برنامه‌ای که در ذهن داشت، می‌خواست در طی وقایع آخرالزمان جادوگرانش در آن محل در امنیت بمانند. این کار او، باعث می‌شد تا مالوری (بیلی لورد) جایش امن باشد تا تمام قدرت فراطبیعی‌اش را به دست آورد.

Papa Legba in AHS Apocalypse
پاپا لگبا در داستان ترسناک آمریکایی آخرالزمان

به این ترتیب، کوکو و مالوری در پناهگاه به همراه ونبل (سارا پولسن) و میر-بات (کیثی بیتس) سکونت پیدا کردند. دینا (آدینا پورتر) هم هم‌زمان با ظهور مایکل به آنجا رفت. مدیسون (اما رابرتس) و میرتل می‌خواستند او را زنده کنند اما کوردلیا (پولسن) این اجازه را به آن‌ها نداد –به هر حال هنوز زمان مناسب آن فرا نرسیده بود. آن‌ها نتوانستند هیچ کاری کنند چرا که ممکن بود مایکل از برنامه‌شان با خبر شود.

جادوگران، منجیان دنیای مورفی

وقتی بالأخره آخرالزمان اتفاق افتاد، کوردلیا، میرتل و مدیسون خودشان را دفن کردند. چند سالی زیر زمین بودند، اما سرانجام هنگامی‌که قدرت‌های مالوری در پناهگاه به سراغش آمد، بیدار شدند. سه نفره سراغ پناهگاه رفتند و درنهایت زمان روایت سریال، به زمان حال رسید جایی که بیشتر ساکنان زمین در اثر جنگ هسته‌ای مرده‌اند یا گرفتار زمستان هسته‌ای پس از آن شده و حال و روز خوشی ندارند، مایکل و میر-بات هم در حال آماده‌سازی و تدارک برای ترک آن محل بودند و براک (ایشنر) مانند یک جنگجوی گمشده در جاده، سرگردان بود.

Angela Bassett in AHS Apocalypse
آنجلا باست در داستان ترسناک آمریکایی آخرالزمان

مایکل با جادوگران روبرو شد و به آن‌ها جایگاهی ویژه پیشنهاد داد تا اگر شرط بیعت با او را قبول کنند، به آن مقام والا دست یابند، اما تنها کسی که این کار را کرد دینا بود –که فضا را کاملاً برای حضور آنجلا باست فراهم کرد تا متکبرانه و پرغرور بار دیگر پا به صحنه سریال گذاشته و نقش ماری لاوو را به خوبی هرچه تمام‌تر بازی کند. بله، منظورمان همان ملکه وودووها است.

ظهور دجال در آخرالزمان

کوردلیا قراری با پاپا لگبا گذاشت تا در ازای بازگرداندن ماری از جهنم، بدترین روح وودوو را به او تحویل دهد. ماری بی‌درنگ گلوی دینا را برید و این پایان فلاکت‌بار یک جادوگر خائن بود.

«گورت را از اینجا گم کن. سلام من را به پاپا برسان.»

این صحنه همان جایی است که تماشاگر ناخودآگاه دلش می‌خواست بایستد و برای باست دست بزند.

Cordelia and her witches in AHS Apocalypse
کوردلیا و جادوگرانش در داستان ترسناک آمریکایی آخرالزمان

سپس کوردلیا، میر-بات را منفجر کرد و مدیسون بازوی مسلسلی ربات را برداشت و به طرف مایکل شلیک کرد. کارش فوق‌العاده بود اما مایکل را نکشت. تنها بی‌هوشش کرد، او به‌اندازه‌ای قدرتمند بود که با گلوله نمیرد. حدس بزنید چه کس دیگری نمرده بود؟ براک از در وارد شد و چاقویی به شکم مالوری زد، اکنون کوردلیا درگیر نجات مالوری شد و در این زمان مایکل سراغ دیگر جادوگران رفت.

او سر مدیسون را منفجر کرد، قلب تپنده ماری را بیرون کشید و آن را گاز زد، سپس گردن کوکو را با چرخاندن مچ دستش، شکاند. کوردلیا متوجه شد که تنها یک راه برای ادامه و پیشبرد نقشه وجود دارد –باید خودش را قربانی کند تا مالوری بتواند قدرت کامل او را بگیرد و در زمان به عقب برگردد و از قدرت گرفتن مایکل جلوگیری کند.

داستانی حفره‌­دار اما جذاب

صحنه آغازین این فصل همه را مبهوت خود کرد. خنده‌دار بود که ساکنان خودشیفته لس‌آنجلس را ببینید که چه واکنشی نسبت به حمله هسته‌ای نشان می‌دهند.

آخرالزمان ابتدا داستانش را در یک پناهگاه آغاز کرد و پر از لحظات دل‌خراش بود. شخصیت‌ها کسل‌کننده بودند به خصوص آن دو جوان عاشق‌پیشه‌ای که حضورشان بی‌معنی بود.

Venable (Sarah Paulson) in AHS Apocalypse
ونبل (سارا پولسن) در داستان ترسناک آمریکایی آخرالزمان

این تصمیم که همه لباس‌های دوره ادواردی به تن داشته باشند هم هیچ منطقی نداشت و فقط جذابیت بصری به قصه بخشیده بود.

قسمت سوم این فصل به شکلی بود که دیگر آدم از همه چیز خصوصاً نقش ونبل که سارا پولسن استثنایی آن را بازی می‌کرد، خسته می‌شد.

این‌گونه بود که آدم دلش می‌خواست فریاد بزند:

«من می‌خواهم همه آن‌هایی که در این چند قسمت نشان داده شده بمیرند.»

ناگهان این اتفاق افتاد. داستان ترسناک آمریکایی همیشه این ویژگی را داشته که چرخش‌های داستانی و روایت‌های عجیب و غریب و غافلگیرکننده داشته باشد، اما این بار همه چیز فرق می‌کرد. قسمت سوم آن تمام شد و نود و یک درصد جمعیت جهان به همراه همه بازیگران به تصویر کشیده‌شده، در یک آن کشته شدند. ونبل به دست میر-بات کشته شد. این ربات همان موجودی است که به دست دجال ساخته شده است.

کارگردانی دقیق و استثنایی

بعد از تماشای دو اپیزود بسیار طولانی با روایت فلش‌بک‌طور به گذشته و بیان پیشینه رستاخیز و بیان توضیحاتی جزئی درباره اتفاقات پیش آمده، روایت و ساخت و پرداخت داستان جان گرفت و دوباره مثل گذشته به اوج خود بازگشت و چیزی را به نمایش گذاشت که این بار می‌شد آن را به معنای واقعی کلمه شگفت‌انگیز دانست.

Coven Witches in AHS Apocalypse
جادوگران محفل در داستان ترسناک آمریکایی آخرالزمان

شخصیت‌ها در این سریال به خوبی شکل گرفته بودند. نکته‌ای که شاید کمی به لحاظ محتوایی در این سریال عجیب بود، به نمایش گذاشتن کنام جنایت بود و یک اپیزود به طور کامل به آن اختصاص داشت. شاید به مخاطب این‌طور القا شود که رایان مورفی به دنبال کامل کردن فصل اول سریالش بوده و قصد داشته تا از این فرصت پیش‌آمده نهایت استفاده را ببرد.

البته نباید ناگفته بماند که ما در این فصل هشتم، علاوه بر روایت‌های تاثیرگذار فصل اول بر روایت و پیشبرد ماجرا، از نفوذ همه‌جانبه کاراکترهای جادوگر محفل در فصل سوم نباید غافل شویم که شخصیت‌های کلیدی و اصلی این دنیای افسارگسیخته را گردهم آورده بودند.

جمع بندی

به‌طورکلی این فصل از داستان ترسناک آمریکایی نسبت به فصل‌های گذشته خود بسیار حرفه‌ای‌تر ساخته شده بود. کارگردانی رایان مورفی و نیز بازی بازیگران درجه یکش را نمی‌شود نادیده گرفت که هر فصل در نقشی جدید، روایتی جدید، به مانند یک نوازد، باری دیگر در کالبدی دیگر متولد می‌شوند و شما را با ویژگی‌های شخصیتی کاملاً متفاوت نسبت به قبل متحیر می‌کنند، نه به مانند بازیگران سینمای ایران که در تمام نقش‌ها و در تمام ژانرها در عین بی‌کفایتی و ناشایستگی به لحاظ هنری و حرفه‌ای خودشان هستند و خودشان و مردم را به سینما می‌کشانند و جیب تهیه‌کننده‌ فیلم‌ها را پر می‌کنند.

باید خاطرنشان کرد که به لحاظ داستانی آخرالزمان فاصله زیادی با فصل چهارم نمایش عجیب‌‎الخلقه‌ها یا فصل دوم بیمارستان روانی داشته باشد. اما اگر عاشق حال و هوای روایی سبک آنتولوژی داستان ترسناک آمریکایی هستید و می‌خواهید خودتان را غرق دنیایی متفاوت با المان‌های متفاوت و ملموس با دنیای امروز و اطراف‌تان کنید، به شدت تماشای این فصل هشتم به شما پیشنهاد می‌شود.

در پایان هم باید گفت که به زودی شاهد فصل نهم سریال داستان ترسناک آمریکایی با عنوان عجیب 1984 خواهیم بود که گفته می‌شود از وقایع و ماجراهای فیلم‌های سبک اسلشر مانند آثاری همچون جمعه سیزدهم و هالووین اقتباس کرده است.

به قلم آندریا ریهر از وبسایت ورایتی

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha