نقد فیلم ما (Us) سال 2019 اثری از جوردن پیل – از سیاست تا وحشت!

2
1505
نقد فیلم ما

با نقد فیلم ما (Us) سال 2019 اثری از جوردن پیل، کارگردان موفق و صاحب‌نام فیلم برو بیرون (Get Out) سال 2017 در ویکی‌نقد همراه باشید. پیل در این فیلم نیز مانند اثر فوق‌العاده برو بیرون، معضلات جوامع آمریکایی را با تزریق تصاویری وحشت‌آور و خیره‌کننده، زیر‌ورو می‌کند.

نگاهی گذرا به فعالیت‌های هنری جوردن پیل

اولین کارگردانی جوردن پیل با فیلم برو بیرون در سال 2017 به مثابه یک مکاشفه بود. پیل به علت حضورش در سریال آیتمی پرمخاطب کی و پیل (2012 تا 2015)، محصول شبکه کمدی سنترال، به عنوان یک کمدین بلامنازع شناخته شده بود، اما هیچ رد پایی در گذشته او دیده نمیشد تا بتواند او را به استعدادی تا این حد فوق‌العاده در خلق روایت‌های داستانی ترسناک و مجذوب‌کننده مرتبط سازد.

سریال آیتمی پرمخاطب کی و پیل
سریال آیتمی پرمخاطب کی و پیل

برو بیرون یک فیلم سینمایی وحشتناک و تکان‌دهنده است که با توجه به جزئیات فراوان و دقت زیاد خلق شده تا مخاطب را در بستر معضلات سیاسی و اجتماعی به ورطه ناامیدی فرو ببرد و پیامی صریح و قاطع را درخصوص تعامل بین آمریکایی‌های سفیدپوست و سیاه‌پوست منتقل نماید؛ این شاهکار سینمایی به شیوه‌ای نمادین و استعاری طراحی‌شده تا بینندگان خود را از هر قوم و نژادی متأثر سازد؛ هرچند شوخ‌طبعی کنایه‌آمیز نمایان در فیلمنامه‌ پیل شما را می‌خنداند.

از زمان اکران فیلم برو بیرون تاکنون سر پیل حسابی شلوغ شده است، می‌توان سروکله او را در بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی پیدا کرد، از بین فعالیت‌های او می‌توان به تهیه‌کنندگی سریال‌های کمدی آخرین اُ.جی از شبکه تی‌بی‌اس (از 2018 تاکنون)، کمدی علمی‌تخیلی شهر ویِرد از یوتیوب (2019) و ریبوت آنتولوژی منطقه گرگ‌ومیش (2019 تاکنون) اشاره کرد.

سریال منطقه گرگ‌ومیش
سریال منطقه گرگ‌ومیش

مروری کوتاه بر فیلم ما

نکته جالب توجه در نقد فیلم ما که باید به آن توجه ویژه‌ای داشت این است که، این فیلم از زمان فیلم برو بیرون به این طرف، اولین فیلمی بوده که پیل شخصاً نویسندگی و کارگردانی آن را بر عهده گرفته است. هواداران جوردن پیل، در شگفت بودند که آیا این اثر جدید همانند برو بیرون، نمونه‌ای منحصربه‌فرد از ذوق و خلاقیتی بی‌بدیل خواهد بود یا در ادامه قرار است با فیلم‌هایی صرفاً خاطره‌انگیز روبه‌رو شویم. فیلم ما بر هر دوی این پیش‌بینی‌ها مهر تایید می‌زند.

فیلم برو بیرون
فیلم برو بیرون

این فیلم جدید، به مانند برو بیرون، نامتعارف و سنت‌شکن نیست، یا طوری ساخته و پرداخته نشده که توجه بیننده را مجذوب تمام جزئیات و نحوه کنار هم قرار گرفتن‌شان نماید؛ اما این فیلم به طرز قابل‌توجهی زننده و اضطراب‌آور است، نوعی فیلم ترسناک که ساخته‌وپرداخته شده تا به مخاطبانش درخصوص چیزهایی که در اطراف‌شان وجود دارد، هشدار دهد: از تاریکی مطلق سایه‌ها در شب‌هنگام تا روشنایی آینه‌ها تا خرگوش‌ها و قیچی‌ها.

هشدار: از این‌جا به بعد مقاله، بخش‌هایی از داستان فیلم را اسپویل می‌کند.

روایت ظاهری ماجرا

فیلم ما با نمایش صحنه‌ای متعلق به سال 1986 که به کمک تصویربرداری مختص فیلم‌های ترسناک آن سال‌ها، همچون کابوسی در خیابان الم، به زیبایی هرچه‌تمام‌تر قاب‌بندی شده، آغاز می‌گردد. در سال 1986، یک دختر جوان (مدیسون کری) زمانی‌که در کناره ساحل سانتا کروز قدم می‌زند، با موجودی که دقیقاً به خودش شباهت دارد، مواجه می‌شود.

چندین سال بعد، آدلاید ویلسون (لوپیتا نایونگ) یاد و خاطره این صحنه وحشتناک را فراموش نکرده و زمانی‌که همسرش گیب (وینستون دوک، امباکوی فیلم پلنگ سیاه) سفری ترتیب می‌دهد تا او را به همان ساحل ببرد، او فلشبک‌هایی دلهره‌آور را تجربه می‌کند. خیلی زود، همزادهایی از آدلاید، گیب و فرزندان‌شان زورا (شاهادی رایت جوزف) و جیسون (ایوان الکس) در لباس‌های سرهمی قرمز رنگ مشابه با سرهمی‌های معروف سریال خانه کاغذی و قیچی‌هایی فوق‌العاده برنده و براق ظاهر می‌شوند. ماجرا از اینجا شروع می‌شود –این‌ها چه کسانی هستند، از کجا آمده‌اند و چه می‌خواهند- و شما را با مجموعه‌ای از لحظات شوکه‌کننده و هیجا‌ن‌آور‌ مواجه می‌سازد که دیدنش به شدت توصیه می‌شود.

درونمایه و ماجرای پشت پرده

در بحث نقد فیلم ما، باید به این مسئله توجه داشت که استعاره‌های اجتماعی خود را به شفافیت برو بیرون عرضه نمی‌کند، اما در طول داستان به آن سروشکل بخشیده می‌شود. در مراسم پرسش و پاسخ فستیوال جنوب از جنوب غربی سال 2019، پیل گفت این فیلم اساساً درخصوص ترس نابجای آمریکایی‌ها از غیرآمریکایی‌ها به تصویر کشیده شده است. او گفت:

«این فیلم، درباره این کشور است. ما در زمانه‌ای به سر می‌بریم که از یکدیگر ترس و واهمه داریم، چه طرف مقابل‌مان را متجاوز مرموزی بپنداریم که قصد دارد به سمت ما حمله‌ور شده و ما را به قتل برساند و شغل‌مان را تصاحب کند، یا آن‌ها را متعلق به فرقه‌ای بدانیم که دور از ما زندگی می‌کنند و سبک زندگی متفاوتی در پیش گرفته‌اند. ما فقط می‌خواهیم انگشت اتهام به صورت یکدیگر دراز کنیم. پیشنهاد من این است شاید هیولایی که واقعاً باید به چهره‌اش نگاه کنیم، خودمان باشیم. شاید آن شخصیت شرور، خودمان باشیم».

جوردن پیل در فستیوال جنوب از جنوب غربی 2019
جوردن پیل در فستیوال جنوب از جنوب غربی 2019

نکاتی جالب‌توجه

تشبیه ارائه‌شده از سوی پیل به بهترین شکل ممکن خودش را در بطن قصه جای داده است؛ اما همان‌طور که آدلاید و خانواده‌اش با تصاویر درهم‌تنیده‌ای از خودشان مواجه می‌شوند، استعاره دیگری از نحوه روایت داستان سر بیرون می‌آورد: پیامی درخصوص نابرابری توزیع ثروت؛ چقدر آسان است که عده‌ای در رفاه و آسایش کامل زندگی می‌کنند و عده‌ای دیگر در فقر و گرسنگی دست‌وپا می‌زنند. آدلاید و خانواده‌اش -و دوستانش، خانواده تایلر (الیزابت ماس، تیم هایدکر و دوقلوها کالی و نوئل شلدون)- در فضایی مرفه زندگی می‌کنند و مشکلات‌شان در همین حد ساده و بی‌سروته است، اینکه آیا جیکوب می‌تواند بالاخره یک ترفند جادویی یاد بگیرد یا قایق کوچک گیب چرا انقدر برای خانواده بزرگ است. آن‌ها به عمق ناراحتی و عذابی که عده‌ای در همسایگی‌شان از آن رنج می‌برند، هیچ توجهی ندارند.

و پیل به این نکته اشاره می‌کند که همزادها چه ظاهری خواهند داشت و چطور می‌توانند در مقابل قربانیان‌شان مانند هیولا رفتار کنند. زمانی‌که آدلاید، از رسیدن این همزادها تن و بدنش می‌لرزد، از یکی از آن‌ها می‌پرسد شما که هستید و آن همزاد با لبخندی گشاده می‌گوید: «ما آمریکایی هستیم!».

پستی و بلندی‌های نقد فیلم ما

صحنه‌های آشنا، اما دلهره‌آور

واقعاً تماشای این فیلم، جهنمی از احساسات وحشت‌آور را به خورد شما می‌دهد و شما را در پایان با سؤالاتی رازآلود و گیج‌کننده تنها می‌گذارد. در مقایسه با برو بیرون، فیلم ما بیشتر به یک ژانر وحشت امروزی متعارف شبیه است. این فیلم از یک الگوی روایی آشنا پیروی می‌کند –تزریق وحشت اولیه، آرامش قبل از طوفان و صحنه‌های همیشگی و تکراری که تا حدودی به کاراکترها سروشکل می‌دهد، مجموعه‌ای از رویدادهای هشداردهنده و وحشت‌های گمراه‌کننده و در نهایت یک تنش ناگهانی و غیرمنتظره.

در نقد فیلم ما باید گفت که وجود رویدادهای پشت‌سرهم گاهی‌اوقات به شدت آهسته و تکراری به چشم می‌آیند، به‌ویژه زمانی‌که مخاطب واقعاً چیز زیادی درخصوص کاراکترها دستگیرش نمی‌شود؛ ما در فیلم صرفاً متوجه می‌شویم که گیب به آسیب روانی گذشته آدلاید بی‌توجه است و زورا و جیکوب خیلی با هم نمی‌سازند؛ و از همه جالب‌تر اینکه حرکت به سوی ترس و وحشت واقعی داستان در وهله اول خیلی غیرمنتظره و خنده‌دار است، تا زمانی‌که متوجه می‌شوید واقعاً اوضاع از چه قرار است.

مواجهه با همزادها
مواجهه با همزادها

از غریبه‌ها تا اتفاق

هواداران ژانرهای وحشت امروزی بعد از ظاهرشدن همزادها در صفحه نمایش، فیلم‌های زیادی به ذهن‌شان خطور می‌کند. ورود اولیه‌شان به خانه ویلسون‌ها، نمایانگر فیلم‌های جنایی تجاوز به خانه‌ای همچون، فیلم غریبه‌های برایان برتینو (2008)، و سکانس‌های بعدی مزاحمت‌ها و آزارواذیت‌ها دقیقاً ترکیبی ویژه از کمین، وحشت و خشونت غیرمنتظره فیلم او تعقیب می‌کند (2014) دیوید رابرت میشل است.

در نقد فیلم ما باید گفت این فیلم پژواکی از فیلم او تعقیب می‌کند را همراه با درونمایه‌ای ترسناک و آشنا که در آن کاراکترها در تلاش‌اند تا خودشان را با قوانین جدید واقعیت‌شان وفق دهند و متوجه شوند که چطور می‌توانند از این شرایط به نفع خودشان استفاده کنند، به تصویر می‌کشد؛ و با پیشروی داستان، رگه‌هایی از شباهت به فیلم اتفاق (2008) م. نایت شیامالان را به علت عدم برخورداری از لحنی افراطی و خودبرتربینی مسخره که فیلم را خنده‌دار کرده از خود به نمایش می‌گذارد.

روایتی غیرقابل‌درک

بخش قابل توجهی از فیلم برو بیرون که آن را تا این حد خاطره‌انگیز ساخته بود، شیوه روایت یک واقعیت قابل درک بود که در ادامه شرح داده شده است: درد و ناراحتی تجربه‌شده توسط کاراکتر اصلی، در کنار دوستان و آشنایان نزدیکش و جدایی و افتراقی که می‌تواند با وجود درک درست طرفین از یکدیگر در گروه‌های نژادپرستانه رخ دهد یا حتی تحمل خجالت‌ و شرمساری به خاطر همراهی با خانواده مشمئزکننده همسر در راستای حفظ یک رابطه. چنین مرز و محدوده‌ای به ندرت در ما دیده می‌شود، که برآمده از عدم شناخت کامل موقعیت موجود است.

پوستر فیلم ما
پوستر فیلم ما

کاراکترها با چیزی مواجه‌اند که آن را نمی‌شناسند و نمی‌دانند چطور باید با آن مبارزه کنند، و هرچه داستان جلوتر می‌رود، عجیب و غریب‌تر می‌شود، و پیل ظهور حقایق را در دقایق پایانی به تصویر می‌کشد. پایان‌بندی این فیلم نیز در نوع خود بسیار بحث‌برانگیز بوده و پیل در این خصوص گفته است: «مسئله موردعلاقه من این است که افراد باید پس از پایان فیلم، خودشان را آماده یک گفت‌وگو با هرکسی که پیدا شود، نمایند».

ایفای نقش فوق‌العاده بازیگران

اما بزرگترین نقطه قوت فیلم از نحوه بازی رازآلود و بسیار گیرای بازیگران در ایفای نقش همزادهای‌شان نشئت می‌گیرد. «قرمز»، همزاد آدلاید به طرز وحشتناکی چندش‌آور است. نایونگ به این کاراکتر، صدایی بخشیده که به لرزشی در وارون‌نگاری صوتی ضبط‌شده شباهت دارد. دوک که در نقش گیب ایفای نقش می‌کند، یک آدم مزخرف به تمام معناست که سعی دارد خانواده‌اش را با جوک‌های لوس و مسخره بخنداند، اما در آن سوی ماجرای، همزادش «آبراهام»، هیولایی ساکت، گیج و مشوش و در عین حال خطرناک به تصویر کشیده است.

و بچه‌ها، واقعاً چندش‌آورند، شاهادی رایت جوزف شاید ستاره غیرمنتظره این فیلم باشد که در نقش زورا، کج‌خلق و معتاد به استفاده از تلفن همراه است، کودکی که صرفاً می‌‌خواهد محدودیت‌های نوجوانی و توانایی‌اش در ایستادگی دربرابر والدین را با ناراحت کردن آن‌ها مورد آزمایش قرار دهد؛ اما همزاد او، یک هیولای واقعی با لبخندی ترسناک و همیشگی است. جوزف وقتی می‌خندد دندان‌هایش را نشان نمی‌دهد، اما فیلم ما این کار را انجام داد، نقشی که به عنوان یک همزاد ایفا می‌کند به وحشتناک‌ترین شکل ممکن دندان‌هایش را به تصویر می‌کشد.

بازیگران فیلم ما
بازیگران فیلم ما

جمع‌بندی نهایی

در پایان نقد فیلم ما باید اذعان داشت که پیل فیلم جدید خود را با مجموعه‌ای از حقه‌های فیلم‌های ترسناک به طور ماهرانه کارگردانی کرده است –از وحشت‌های لحظه‌ای، بازی موش و گربه در یک فضای بسته پر از نورهای روشن تا موقعیت‌های به شدت تاریک و موسیقی متنی فوق‌العاده‌ که صحنه‌های مهیج و اوج فیلم را واقعاً جذاب‌ و دلهر‌ه‌آور می‌سازد؛ اما بزرگترین دارایی پیل، نحوه عملکرد او در کارگردانی است که یک خط سیر داستانی چندش‌آور را به چیزی بی‌نهایت دلهره‌آور و غیرانسانی بدل کرده است.

قصد و نیت پیل این بوده تا افراد درخصوص توانمندی‌های‌شان در آسیب‌زدن به دیگران آگاهی پیدا کنند و چشم‌شان را به واقعیت‌هایی که در آمریکا جریان دارد، باز کنند. نایونگ و هم‌قطارانش در اثر پیش رو پا را فراتر از محور انسانیت گذاشته و مخاطب را به دنیای ناشناخته‌ها می‌برند و به معنای واقعی کلمه این حس را به ما منتقل می‌کنند که ما همیشه نمی‌دانیم چه توانایی‌هایی داریم یا تا چه حد ترس و وحشت می‌تواند در وجودمان نهفته باشد.

به قلم تاشا رابرتسون از وبسایت ورج

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha

  1. فیلم خیلی جالبی بود،اما از نظرمن ایراداتی داشت و نتونستم درکشون کنم..اینکه آخر فیلم متوجه شدیم که جای رد و ادلید عوض شده بود و باتوجه به فیلم بدل ها(کلون ها) رفتار اصلی ها رو تقلید میکردن اما درمورد رد و ادلید این برعکس شده بود..و مورد دیگه DNA این افراد رو از کجاآورده‌بودن کلونشون کرده بودن؟مورد دیگه تجهیزات بدل ها بود..لباس و قیچی های تیز از کجااومده بودن؟خرگوش ها پس از سالها خوردنشون چرا تموم نشده بودن؟نگهشون میداشتن تاتولید مثل کنن و بزرگ شن وبعد بخورنشون؟؟؟!!پلیسها بافاصله ی 15 دقیقه ای اصلا تو فیلم‌دیده نشدن..رد چرا این همه سال فرار نکرد ازونجا و بجاش نقشه ی انتقام کشید؟؟

    • دوست عزیز، به نظر من بعد از تماشای فیلم‌های ژانر ترسناک نباید خیلی به دنبال دلایل و حقایق پشت پرده ماجراها بود، چون با وجود کارگردان‌های به‌نام و نویسنده‌های خوب، باز هم نمیشه توجیه درستی براشون پیدا کرد. صرفاً باید تماشاشون کرد و ازشون لذت برد و پیام کلی و مفهوم اون رو درک کرد و یه جایی تو زندگی ازش استفاده کرد.