نقد فیلم تالکین 2019، خالق ارباب‌ حلقه‌ها و هابیت

0
808
نقد فیلم تالکین

با نقد فیلم تالکین (Tolkien) سال 2019 اثری از دوم کاروکوسکی، یکی از موفق‌ترین کارگردانان فنلاندی، برنده 30 جایزه بین‌المللی، در ویکی‌نقد همراه باشید. کاروکوسکی بر فرازوفرودهای سال‌های اولیه زندگی تالکین و روایت ماجراجویی‌هایی جذاب، غیرمنتظره و خیال‌انگیز او تمرکز کرده است.  

فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای اغلب با چگونگی به تصویر کشیدن روزهای «خوش زندگی» فرد موردنظرشان سروکار دارند و در نهایت تصویری «تکان‌دهنده و غیرقابل‌تصور» از وی را به نمایش می‌گذارند. «تالکین» به کارگردانی یک فیلم‌ساز اهل فنلاند به نام دوم کاروکوسکی («تامِ فنلاند») با فیلم‌نامه‌ای از دیوید گلیسان و استفن برسفورد، نسبتاً در برقراری توزان بین روزهای «خوش زندگی» و بخش‌های «تکان‌دهنده و غیرقابل‌تصور» سوژه‌‌اش، با کنار هم گذاشتن لایه‌های اثرگذار و الهام‌بخش از شخصیت جان رونالد روئل تالکین، یک نابغه زبان‌‍شناس که موفق به نگارش پرفروش‌ترین کتاب‌های فانتزی تمام‌اعصار شده، موفق عمل کرده است.

هشدار: از این‌جا به بعد مقاله بخش‌هایی از داستان فیلم را اسپویل می‌کند.

ساختار روایی فیلم

فیلم تالکین، سه بازه زمانی از زندگی این شخصیت را به تصویر می‌کشد و روایت خود را با جابجایی بین‌ آن‌ها به نمایش می‌گذارد: دوران کودکی تالکین که در مدرسه‌ای شبانه‌روزی به سر می‌برد، دوران دانشجویی و در نهایت تجربیاتش در میدان جنگ سومه در سال 1916؛ فیلم‌ساز با نهایت عزت و احترام ما را به سوژه خود نزدیک می‌کند و روند فوق‌العاده جذابی از توسعه ایده‌های تالکین و شورواشتیاقش به زبان‌شناسی، عشق‌وعلاقه‌اش به اسطوره‌ها و افسانه‌ها را به ما نشان می‌دهد.

تصویری از نیکولاس هولت در نقش تالکین
تصویری از نیکولاس هولت در نقش تالکین

به عنوان یک داستان ابتکاری و خلاقانه، فیلم «تالکین» جلوه‌گر لحظات شکوفایی ذهنی و احساسی این شخصیت است؛ طوری‌که برخی از این لحظات، گاهی‌اوقات بیش‌ازحد ساده‌انگارانه یا گمراه‌کننده جلوه کرده‌اند. اما فیلم به سوژه خود اهمیت می‌دهد، و به یافتن راهکارهایی جهت به تصویر کشاندن «چیزهای مثبت و روزهای خوش زندگی» علاقه ویژه‌ای دارد.

دوران کودکی و جوانی

در ابتدای فیلم، رونالد جوان (هری گیلبی) شمشیر به دست و در حال بازی در دوران کودکی‌اش در دهکده سیرهول، سرخوش و شاداب دیده می‌شود. عشق‌وعلاقه‌اش به اسطوره‌ها را از مادرش میبل (لارا دانلی) به ارث برده است، مادری که دو فرزند پسر خود را با روایت داستان‌هایی در ارتباط با اژدهایان و شوالیه‌ها و طلا سرگرم می‌کرد.

پس از فوت میبل، رونالد و بردارش یتیم شدند و تحت قیمومیت پدر فرانسیس مورگان (کولم مینی) درآمدند؛ وی آن‌ها را به مدرسه شبانه‌روزی کودکان بی‌سرپرست برد.

انجمن کلوب چای بارووی
انجمن کلوب چای بارووی

بعد از کلی کلنجاررفتن با شرایط مدرسه، رونالد موفق شد سه دوست خوب پیدا کند، کریستوفر وایزمن (تای تننت)، رابرت گیلسون (آلبی ماربر) و جفری باش اسمیت (آدام برگمن). آن‌ها بعد از مدرسه در چای‌خانه باروز دور هم جمع می‌شدند و درمورد علاقمندی‌های هنری‌شان با یکدیگر صحبت می‌کردند، و به گروه‌شان عنوان «انجمن کلوب چای بارووی» را اعطا کرده بودند.

شکل‌گیری یاران حلقه

جمع چهارنفره تالکین و دوستانش، پایه‌واساس قصه «یاران حلقه» او است، که در حین فیلم موسیقی مخصوصی را خواهید شنید تا اگر این ارجاع را فراموش کرده‌اید، به یادتان بیاید. بازیگران جوان این فیلم موفق شدند هم در دوران کودکی و هم در دوران دانشگاه پیوندی باورپذیر را به تصویر بکشند (نیکولاس هولت، با چشمان آبی و صورتی استخوانی در نقش تالکین، آنتونی بویل در نقش جفری، تام گلین کارنری در نقش کریستوفر و پاتریک گیبسون در نقش رابرت).

تصویری از نیکولاس هولت در نقش تالکین
تصویری از نیکولاس هولت در نقش تالکین

چون نمایش این سکانس‌ها، همزمان با تلوتلوخوردن تالکین در مسیر خندق‌ها در کشور فرانسه نشان داده می‌شود و بین تپه‌ای از اجساد به دنبال جفری می‌گردد، رابطه دوستی شکوفاشده بین این پسران، حس‌وحالی را به مخاطب منتقل می‌کند که گویا سرنوشتی شوم در انتظارشان بوده است.

در مقدمه ویرایش دوم کتاب ارباب حلقه‌ها، تالکین می‌نویسد:

«من به عنوان فردی که شخصاً سنگینی سایه جنگ را با تمام وجود احساس کرده‌ام، با شرایط تنش‌زا و تحت فشار  آن کاملاً آشنایی دارم. تا سال 1918 تمام دوستان نزدیک من، فوت کردند، به جز یک نفر». و فیلم تالکین، این گزاره را واقعاً به زیباترین شکل ممکن به تصویر می‌کشد.

رابطه عاشقانه رونالد و ادیث

رابطه عاشقانه تالکین با ادیث برت (لیلی کالینز)، یتیم دیگری که در همان مدرسه شبانه‌روزی زندگی می‌کرد، به یکی از بخش‌های اصلی فیلم بدل شده است، در یکی از صحنه‌های طولانی فیلم، این دو نفر، در ارتباط با زبان، معنا و صدا با یکدیگر بحث و مشاجره می‌کنند. این صحنه با توجه به مفهوم «درِ سلولی» (ترکیبی از واژگان زبان انگلیسی که مستقل از معنای‌شان، آوای زیبایی دارند) موردعلاقه تالکین به دفعات نشان داده می‌شود. فیلم‌نامه عمیقاً به مفهوم «درِ سلولی» پرداخته و در طول این روند به شخصیت ادیث، «دلربایی و فریبندگی» خاصی افزوده و آن را به صحنه‌ای عاشقانه از اواخر دوره ویکتوریایی بدل کرده، ملاقات عاطفی دو ذهن زیبا.

تصویری از لیلی کالینز در نقش ادیث برت
تصویری از لیلی کالینز در نقش ادیث برت

به هیچ‌ عنوان نمی‌توان این صحنه را صرفاً در قالب یکی از اقلام موجود در فهرست فیلم‌نامه‌نویس دانست که قصد داشته با تیک زدن کنار آن، از رویش بسادگی رد شود. وجود این صحنه، واقعاً حرف برای گفتن دارد. جلوتر، در یکی از سکانس‌های جالب و سرگرم‌کننده، ادیث «دایره حلقه» واگنر را به تالکین معرفی می‌کند، به شیوه‌ای کاملاً غیرمرسوم و غیرمتعارف و همین امر موجب می‌شود تا کمی دیگر از تاروپود الهامات تالکین نقش پیدا کند.

چشم سایرون: ارباب تاریکی‌ها

در وجهی دیگر، نحوه پرداخت نبرد سومه، که بی‌نهایت به درازا کشیده شده، موقعیتی که «تالکین» بارها و بارها به آن رجوع می‌کند. قصد و عزم تالیکن در یافتن دوستش جفری، با کمک سربازی به نام سم، ما را به تماشای صحنه‌هایی خیالی می‌نشاند که در آن تالکین به معنای واقعی کلمه اژدهایان را «می‌بیند» و در نهایت این تصورات در قالب چشم سایرون و نازگل و در نهایت جهنم‌دره سرزمین ممنوعه تکامل پیدا می‌کنند.

تالکین در نبرد سومه
تالکین در نبرد سومه

چنین رویکردی در فیلم‌نامه‌نویسی خیلی ساده‌انگارانه تلقی می‌شود و نتایج تاسف‌باری هم به همراه دارد. اول از همه، هرگونه نمایش بصری از این دست چیزها، به ناچار ما را به مقایسه با اقتباس‌ فیلم‌های سینمایی پیتر جکسون از کتاب‌های تالکین وا می‌دارد. از همه بدتر، نمایش سومه به عنوان «الهام» تالکین برای دنیای جادویی‌اش در نهایت به خود نبرد سومه آسیب می‌زند و تصویر بدی از کتاب‌ها را به ما نشان می‌دهد.

خالق ارباب حلقه‌ها و ابراز عشق به هوادارانش

اگر به شخصیت تالکین علاقه دارید، آن را جذاب و فریبنده خواهید یافت. او شخصاً خودش را در نوشته‌هایش که به نام او مزین شده‌، غرق و دلباخته کرده بود. زمانی‌که ناشرش در سال 1938 در ارتباط با ادامه کتاب هابیت، سوال کرد، تالکین در پاسخ به او گفت، دیگر توان کنترل روایتی که خلق می‌شود را ندارم. مخلوق او، همگان را دیوانه کرد!

تصویری از نیکولاس هولت در نقش تالکین
تصویری از نیکولاس هولت در نقش تالکین

و تالکین مجبور شد تا پایان عمر، با هوادارانش در سراسر جهان، مشغول شود، و به سوالات‌شان در ارتباط با ارک‌ها و زبان الف‌ها و موارد این‌چنینی به تفصیل پاسخ دهد. پاسخ بسیاری از نامه‌های هوادارانش را هرگز نتوانست برایشان بفرستد و به مانند کوهی روی میز تحریر او تنلبار شدند. با خواندن مکاتباتش با خوانندگان، به اینکه وی خالق دنیای میانه باشد، شک خواهید کرد. او بیشتر به رهبر کاوشگران یک سایت حفاری باستان‌شناسی شباهت دارد. فریبندگی شخصیت تالکین به عقیده من نتوانسته در فیلمی که به نام و یادش ساخته شده، به خوبی نمایش داده شود.

جمع‌بندی نهایی

اگر از تماشای فیلم‌های «حماسه کولی» (سرگذشت رهبر گروه کوئین، فردی مرکوری)، «بازی تقلید» (سرگذشت پدر علم رایانه، آلن تورینگ) و «نخستین انسان» (سرگذشت فضانورد آمریکایی، نیل آرمسترانگ) خوشتان می‌آید، با تماشای این فیلم چیزی از دست نخواهید داد، فیلمی که یاد و خاطره تماشای سه‌گانه ارباب حلقه‌ها و سه‌گانه هابیت را بار دیگر برای شما زنده می‌کند.

در فصل سوم کتاب هابیت، تالکین نوشته است:

«اکنون با چیزهایی عجیب و غریب روبه‌رو می‌شوید، چیزهایی عجیب که داشتن‌شان لذت‌بخش است و روزهای خوشی که خیلی زود می‌گذرند و از آن‌ها صحبت خواهید کرد؛ اما زمانی‌ می‌رسد که دیگر چیز زیادی برای شنیدن وجود نخواهد داشت؛ به خاطر داشته باشید، زمانی‌که با چیزهای ناراحت‌کننده، تپنده و تکا‌ن‌دهنده روبرو می‌شوید هم می‌توانید یک داستان خوب روایت کنید، فقط باید خودتان را آماده کنید تا با چالش بیان داستانی جذاب و خیره‌کننده مواجه شوید».

به قلم شیلا اومالی از وبسایت راجرایبرت

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha