بررسی و تریلر فیلم The King؛ نتفلیکس در اثری از شکسپیر زمین‌گیر می‌شود

0
12
فیلم پادشاه 2019

نقش آفرینی بی‌نظیر تیموتی شالامه (Timothée Chalamet) در نقشی متفاوت به‌عنوان یک شاهزاده مهربان و هنرنمایی رابرت پتینسون (Robert Pattinson) در نقش یک شاهزاده روان‌پرش و شوخ‌طبع را در اثر حماسی پرزرق‌وبرق و پرخرج شبکه نتفلیکس ببینید.

اگر به فیلم‌های تاریخی علاقه دارید، سری به دسته‌بندی نقد و بررسی فیلم بزنید.

میچاد و جول ادگرتون (Joel Edgerton) نویسندگان این اثر از نظر نحوه بیان اتفاقات و داستان، برداشتی آزاد از نمایش‌نامه شکسپیر داشتند. برای به‌تصویر کشیدن چنین اثری لازم است تا در شخصیت‌ها تغییراتی اعمال شود. مثلا تغییرات شخصیت فالساستف (Falstaff)، که ادگرتون با شور و حرارت بالا آن را بازی می‌کند، به‌صورت ویژه از منبع اصلی الهام گرفته شده است.

جنگی پرهزینه در انگلیس قرون وسطی

پادشاه یک فیلم جنگی قرون وسطایی با بودجه بالا است که تاحدود زیادی براساس کتاب هنریاد (Henriad) اثر شکسپیر (Shakespeare) و وقایع تاریخی الهام‌بخش این نمایش‌نامه ساخته شده است. دیوید میچاد (David Michôd) کارگردان این اثر، در این فیلم می‌کوشد تا اثر حماسی‌اش، پر از صحنه‌های درگیری باشد. او تلاش می‌کند به موضوع خشونت ناشی از قدرت بپردازد و بگوید که خشونت حکام به‌نوعی موروثی است. ارثی که سن‌وسال نمی‌شناسد. حاکم چه جوان باشد و چه پیر، حداقل در ابتدای قدرت گرفتن به آن مبتلا می‌شود. این اثر تلاش می‌کند بیان کند که سخت‌تر از سلطنت برای یک مرد خوب، یک مرد خوب بودن برای سلطنت است. در گذر تاریخ این مفهوم رواج داشته که سلطنت برای آدم‌های خوب نیست و به‌نوعی در دنیای امروزی نیز مصادیق آن مشاهده می‌شود. پس فیلم پادشاه چیز خاصی یا مفهومی نوین برای بیان ندارد.

در جمع ستارگان

در فیلم پادشاه، تیموتی شالامه‌ جوان نقش یک شاهزاده مهربان را ایفا می‌کند. او ترجیح می دهد در رختخواب خود بخوابد تا این‌که بر تخت سلطنت بنشیند. ولی در گذر زمان و با توجه به اتفاقات و حوادث مختلف تغییر رویه می‌دهد و نوع حکم‌رانی پدر خود را در پیش می‌گیرد.
کارگردان از رابرت پتینسون به‌عنوان بازیگر مهمان در نقش یک شاهزاده روان‌پرش بامزه بهره می‌برد. نقش‌آفرینی‌ او شبیه بازیگر فقید کلاوس کینسکی (Klaus Kinski) و نحوه بیانش شبیه شخصیت کارتونی په‌په لو پو (Pepé Le Pew) است. حضور افتخاری و باشکوه پتینسون و عملکرد کمیک‌وار او تا حدودی خسته‌کنندگی فیلم را از بین می‌برد. ستاره فیلم هیچ ردی به جا نگذار (Leave No Trace) یعنی توماسین مک‌کنزی (Thomasin McKenzie)، نقش ملکه دانمارک را جوری بازی می‌کند که نمی‌توانید از آن چشم بردارید. لیلی رز دپی (Lily-Rose Depp) هم که چهره‌ای بسیار شبیه ونسا پارادی (Vanessa Paradis) دارد از بازیگران برجسته این فیلم پرزرق‌وبرق و پرستاره است.

فیلم پادشاه - لیلی رز دپ

به فیلم‌های بیوگرافی علاقه دارید؟ نقد و بررسی فیلم Colette را هم بخوانید.

کارگردان در دام هنری چهارم می‌افتد

میچاد کارگردان فیلم پادشاه، توانایی‌هایش را با فیلم سرزمین حیوانات (Animal Kingdom) به ما معرفی کرد و با فیلم روور (The Rover) به‌نحو درخشانی آن‌ها را به رخ کشید. بعد هم با فیلم ماشین جنگی (War Machine) نشان داد که کارگردان‌هایی که آثار برجسته و فاخر در کارنامه خود دارند نیز ممکن است در مواقعی آن‌گونه که شایسته است نتوانند توانایی‌های خود را بروز دهند. او استعدادی ذاتی برای نشان دادن صحنه‌های عظیم ولی بی‌روح دارد. این توانایی در صحنه‌ای خشن در اوایل فیلم که دنیای بکش یا کشته شو فیلم پادشاه را برای ما معرفی می‌کند به نمایش در می‌آید.

سال 1413 است. هنری چهارم با بازی بن مندلسون (Ben Mendelsohn) پادشاه انگلستان است؛ پیرمردی که به همه سوء‌ظن دارد و به کسی ‌اعتماد نمی‌کند. خون‌خواری او انگلیس را وارد جنگ داخلی سختی کرده است؛ کشوری که میچاد با تصویر‌پردازی‌ متفاوت از قدم‌ زدن هنری پرسی (Henry Percy) با بازی تام گلین کارنی (Tom Glynn-Carney) در میان انبوهی از جنازه‌ها و بدن‌های بی‌جان آن را نمایش می‌دهد.
نبوغی که در فیلم روور بسیار سرگرم کننده بود و برای فیلم سرزمین حیوانات چالش برانگیز، باعث شد میچود با آن دقت عملش، نتواند پروژه ساخت اثری چنین  سخت و سنگین را مدیریت کند.
نبرد اگنیکورت (Battle of Agincourt) فرصت خیلی خوبی بود تا او بتواند توانایی‌های خودش را به رخ بکشد. ولی این نبرد مانند مدلی کودکانه و مینیاتوری از نبرد حرامزاده‌ها در سریال بازی تاج و تخت (Game Of Thrones) بود.
اما هنگامی‌که میچاد واقع‌گرایانه عمل می‌کند و داستان شالامه‌ را بیان می‌کند که در سرزمینی خیس و مرطوب در طوفانی از حوادث با سختی‌های زیاد دنبال تحقق رویای پدر خودش است، عملکردی عالی دارد.

در دوراهی جنگ و صلح

دنیای خلق شده توسط پادشاه هنری چهارم ، دنیای زشتی است که پسری حساس به نام هال (Hal) نمی‌خواهد کاری با آن داشته باشد. او صلح جو است. روحی شاعرانه دارد و بدنی که بیشتر شبیه تندیس هنری است تا یک جنگجو. هال ترجیح می‌دهد به‌جای آن‌که در کاخ حکومت بنشیند و با پدرش به اعمال خشونت بپردازد، در میخانه‌های سطح پایین ایست‌چیپ (Eastcheap) با دوست و محافظش فالساستف خوش‌گذرانی کند. او حتی نمی‌خواهد پس از مرگ هنری چهارم، پادشاه شود. هال خوشحال می‌شود اگر بتواند این بار مسئولیت را بر دوش برادر جوان‌تر خود، توماس (Thomas) با بازی دین چارلز چپمن (Dean-Charles Chapman) بیاندازد که قبلا در سریال بازی تاج و تخت (Game of Thrones) چنین نقشی را ایفا کرده.

پادشاه - رابرت پتینسون

نظرتان درباره بازی رابرت پتینسون چیست؟ پتینسون در فیلم The Lighthouse نقش‌آفرینی قدرتمندی داشته: نقد فیلم فانوس دریایی را ازدست ندهید.

با وجود این‌که هال امیدوار است بتواند توماس را از خشونت‌های بی‌مورد در امان نگهدارد، در شهر هاتسپور (Hotspur) به‌جای او وارد یک دوئل می‌شود. نتیجه نهایی یکی از واقع‌بینانه‌ترین نبردهای تاریخی تک‌به‌تک با ضربات زیاد و درگیری‌های تن‌به‌تنی است که تاکنون به‌تصویر کشیده شده. به‌علاوه این سکانس به‌نوعی درگیری درونی هال با خودش را نشان می‌دهد که نمی‌تواند بین صلح و جنگ یکی را انتخاب کند. او به صلح علاقه دارد و به قدرت هیچ تمایلی ندارد. او شجاع است اما ساده و زود باور. هال قدرت درک این موضوع را ندارد که گاهی لازم است برای جلوگیری از خونریزی و کشتار، خون یک نفر ریخته شود. او فکر می‌کند این بار، بار آخر است. شالامه هرگز اعتمادبه‌نفس کاذبی از خود نشان نمی‌دهد. نقطه قوت عملکرد او در این است که اجازه می‌دهد عدم اطمینان هال در وجود او بروز کند. او روی هدف تمرکز دارد و مطمئن است ولی تن و بدن او از کاری که باید انجام بدهد می‌لرزد.

پسری که راه پدر را ادامه می‌دهد

هال در پایان بخش اول فیلم به‌عنوان هنری پنجم تاج‌گذاری می‌کند. در این‌جا فیلم ریسک بزرگی می‌کند. شما باید باور کنید که هنری به خودش مطمئن است اما آسیب‌پذیر هم هست. باید باور کنید که او راه خودش را در پیش گرفته ولی تحت تاثیر اطرافیان خود مخصوصا ویلیام گسکویجن (William Gascoigne) قرار دارد. فالساستاف معتقد است: “یک پادشاه هیچ دوستی ندارد. یک پادشاه فقط پیروان و دشمنان دارد.” اما هال خیلی جوان است و نمی‌تواند حرف او را درک کند. خواننده‌ای معاصر در یکی از شعرهایش گفته: “درست است که او دیگر یک پسر بچه نیست، اما هنوز یک رهبر نیست.” این گفته کاملا درباره هال صدق می‌کند.
اما متاسفانه میچاد علاقه زیادی به شرح و بسط دادن به این تناقض ندارد. چند ثانیه پس از تصاحب تاج و تخت، هال در همان مسیری قدم می‌گذارد که پدرش می‌رفت. سر بریدن‌ را آغاز می‌کند و برای تسخیر کل دنیای مسیحیت آن دوران تحریک شده است. آیا قدرت مطلق فساد ایجاد می‌کند؟ قطعا. اما این فساد یک شبه اتفاق نمی‌افتد. فیلم پادشاه در نمایش این تغییر عجولانه عمل می‌کند.‌
هال ارتش انگلیس را به فرانسه هدایت می‌کند. حالا او اهداف اولیه‌اش یعنی رسیدن به صلح و آرامش بدون خونریزی و درگیری را به‌کلی فراموش کرده است. ما نیز آن را فراموش کردیم.

فیلم پادشاه - تیموتی شالامی

باز هم انگستان، یک بیوگرافی و یک جنگ: ری‌ویو فیلم Darkest Hour

در بخش دوم و کسل‌کننده فیلم، رشد شخصیتی هال متوقف شده و بیشتر بار فیلم بر دوش فالساستاف می‌افتد. حاکم مشهور داستان ما تبدیل به تماشاگر داستان خود می‌شود. جایی که در آن تمام ناامیدی‌های چهره جوان شالامه جایی برای رفتن ندارند. تعداد زیادی صحنه‌های خسته‌کننده در چادرهای جنگی می‌بینیم که مشخص است افراد دیگری سکان اتفاقات را دردست دارند.
فیلم پادشاه، به این راضی است که روی روابط ساده‌ مانور بدهد. روابطی که در آن غیرممکن است که هال احساس بازیچه بودن نکند. اما فیلم حتی در به‌تصویر کشیدن این امر نیز ضعیف عمل می‌کند.

مهم‌ترین مشکلات پادشاه

با وجود تیم بازیگری با استعداد، فیلم ترجیح می‌دهد فقط داستان را بیان کند و زیاد به بازیگران اجازه مانور نمی‌دهد. پادشاه ترجیح می‌دهد بگوید، این اهداف شخصی است که تاریخ را شکل داده است. دیگر کاری ندارد که آن افراد چرا و چگونه این اهداف را انتخاب کرده و برای رسیدن به آن تلاش کردند.
وقتی فیلم تلاش می‌کند یک اثر حماسی که چندین نسل در آن درگیر هستند را آن‌گونه که شایسته و عظیم است به تصویر بکشد، هسته داستان اثر خود را از دست می‌دهد و دیگر چرایی و چگونگی وقایع بی‌معنی می‌شود.

سخن آخر

نتفلیکس در سالیان اخیر تلاش‌های زیادی برای ساخت آثار فاخر، جشنواره‌ای و جایزه‌بگیر و پرفروش داشته است. سرمایه‌گذاری روی آثار خاص با بهره‌برداری از تیم ساخت حرفه‌ای و تیم بازیگری محبوب و با‌استعداد می‌تواند یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای رسیدن به این اهداف باشد. اما پرداخت داستان فیلم پادشاه به گونه‌ای نبود که از استعداد‌های بازیگران خود بهره لازم را ببرد. در موقعیت‌هایی که کارگردان می‌توانست مهارت‌های خود را بروز دهد آن‌گونه که انتظار می‌رفت موفقیت‌آمیز عمل نکرد.
ساخت فیلم پادشاه، افتخار هیچ‌یک از اعضای تیم سازنده نخواهد بود. اما شاید بتواند سکوی پرتابی برای شالامه باشد چرا که ایفای نقش در یک اثر تاریخی با وجود موفق نبود خود اثر، توانست مهارت و ریسک‌پذیری او در ایفای نقش‌های جدید را نشان دهد. همچنین به مخاطبان ثابت کرد که بازیگران بااستعداد مانند پتینسون می‌توانند در یک اثر نقشی کوتاه ایفا کنند اما به‌یاد‌ماندنی بازی کنند و حتی آن نقش را تبدیل به یکی از نقاط قوت فیلم کنند.

 

منبع: Indie Wire

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha