بررسی فیلم The Invisible Man؛ داستان ترسناک و شخصیت‌های توخالی

0
6
پوستر فیلم مرد نامرئی

مرد نامرئی (The Invisible Man) فیلم جدید لی وانل (Leigh Whannell) است. او کارگردانی و نویسندگی این فیلم را برعهده داشته. فیلم اقتباسی آزاد از رمان مرد نامرئی (The Invisible Man) اثر اچ جی ولز (H. G. Wells) است. این رمان در سال 1897 نوشته شده است. فیلم در واقع بازگشتی است به داستان قدیمی‌تری از مرد نامرئی: حلقه گوگس (the Ring of Gyges)، از کتاب جمهوری (Republic) افلاطون.

در دسته‌بندی نقد و بررسی فیلم

گوگس حلقه‌ای یافت که می توانست او را نامرئی کند. او از این توان‌مندی استفاده کرد و به یک متجاوز تبدیل شد تا با ملکه رابطه نامشروع برقرار کند. راوی داستان، شخصیتی به نام گلاکن (Glaucon) است. او ادعا می‌کند هرکسی که حلقه را تصاحب کند همین استفاده را از آن می‌کند. یعنی به خانه‌ها ‌می‌رود تا با هرکسی که خواست رابطه برقرار ‌کند. نسخه مرد نامرئی وانل نیز داستان یک غارت‌گر و شکارگر جنسی است. البته وارد جزئیات جنایات او نمی‌شویم تا فیلم اسپویل نشود.

جلوگیری از اسپویل

پس مرد نامرئی وانل را نباید توصیف کنیم. چون کم‌وبیش تمام چیزهای جالب آن به طرح داستان برمی‌گردد. بیشتر جذابیت و لذت فیلم در پیچش‌های داستانی آن است. به عبارت دیگر برای اجتناب از اسپویل، توصیفات را به‌صورت تلویحی بیان می‌کنیم.

خانه‌ای در کنار اقیانوس

فیلم با پیشینه‌ای از سوءرفتار آغاز می‌شود. الیزابت موس (Elisabeth Moss) نقش سسیلیا کاس (Cecilia Kass) را بازی می‌کند. سیسیلیا یک معمار است. در صحنه اول او را می‌بینیم که پنهانی و ترسان از یک گیت الکترونیکی فرار می‌کند. به این فکر می‌کنید که از گیت کجا فرار می‌کند؟ خیالتان راحت باشد، پای یک سازمان جاسوسی در میان نیست! این‌جا یک مجموعه کنار اقیانوس است. جایی در شمال کالیفرنیا که سیسیلیا با دوست پسرش آدریان گریفین (Adrian Griffin) در آن زندگی می‌کند. نقش آدریان را الیور جکسون کوهن (Oliver Jackson-Cohen) بازی می‌کند. آدریان یک مخترع‌ ثروتمند است و در زمینه اپتیک تخصص دارد.

فرار سیسیلیا از زندان

خیلی زود می‌توانیم خشونت سوءاستفاده‌گرانه‌ آدریان را ببینیم. سیسیلیا که داشت فرار می‌کرد سوار ماشینی می‌شود که راننده‌اش خواهرش یعنی امیلی است. این‌جا آدریان سر می‌رسد و به شیشه ماشین مشت می‌زند.

سسیلیا در خانه دوستش جیمز لانیر(James Lanier) با بازی آلدیس هاج (Aldis Hodge) پناه می‌گیرد. او یک افسر پلیس است که با دختر نوجوانش سیدنی با بازی استورم راید (Storm Reid) زندگی می‌کند. حالا سسیلیا یک حالت وحشت و پنیک دارد. او حتی نمی‌خواهد بیرون برود. می‌ترسد آدریان جاسوسی‌اش را بکند و برای آسیب زدن به او برنامه‌ریزی کند.

مرد نامرئی 2020

فیلم‌های دلهره‌آور برایتان جالب‌اند؟ نقد فیلم فانوس دریایی را بخوانید.

کنتر‌ل‌گری بیمار

خانه آدریان پر از دوربین‌های امنیتی و دستگاه‌های دیگر بود. سیسیا قبل از خروج از خانه آدریان مجبور بود با آن‌ها دست‌وپنجه نرم کند. درواقع این دلیل ترک آدریان بود. سیسیلیا از روش‌های عاجزکننده کنترل و نظارت آدریا به‌تنگ آمده بود. آدریان از روش‌هایی روان‌شناختی برای دست‌کاری و کنترل اعمال سیسلیا استفاده می‌کرد. سیسیلیا به جمیز و لیلی می‌گوید: “آدریان حتی ظاهر مرا هم تحت کنترل درآورده بود.” بعد توضیح می‌دهد وقتی بیرون می‌رفتند آدریان سعی می‌کرد حرف‌های سیسلیا را کنترل کند و سعی می‌کرد حتی تمام چیزهایی که به آن فکر می‌کرد را هم تحت کنترل داشته باشد.

آدریان می‌خواست از سیسیلیا فرزندی داشته باشد. اما او می‌دانست داشتن آن بچه یعنی باید تا آخر عمر با آدریان بماند. به همین دلیل هم مخفیانه قرص‌های ضدبارداری مصرف می‌کرد.

پایان ترس و اضطراب‌های سیسیلیا

کمی بعد از این ماجراها آدریان مرده در خانه‌اش پیدا می‌شود. سیلسیلیا فکر می‌کند بالاخره ترس‌ و اضطراب‌هایش تمام شده است. او از این ماجرا متاثر و حتی متحیر هم می‌شود. مخصوصا زمانی که می‌فهمد آدریان از او به‌عنوان یکی از وارثانش نام برده. اما کم‌کم اتفاقات عجیب شروع می‌شوند. صداهای ترسناکی در شب شنیده می‌شود. یک آشفتگی جزئی در آشپزخانه رخ می‌دهد؛ دری نیمه باز و زنجیری که تکان می‌خورد. این اتفاقات مرموز با جلوه‌های استادانه‌ای همراه می‌شوند. مثل نفس سردی که در یک صبح سرد از دهانی ناپیدا حس می‌شود. دستان نامرئی پتو را از روی تخت می‌کشند. روی نشیمن کوسن فرورفتگی ایجاد می‌شود؛ انگار کسی روی آن نشسته. وسایل سیسیلیا در جای دیگری پیدا می‌شوند. سیسیلیا درباره این اتفاقات به اطرافیانش می‌گوید. اما آن‌ها با شک و تردید با مسئله برخورد می‌کنند. انگار فکر می‌کنند او دارد عقلش را از دست می‌دهد.

 

مرد نامرئی که به‌نظر سیسیلیا همان آدریان است او را تحت پدیده چراغ‌گاز (gaslighting) قرار می‌دهد. این یک پدیده روان‌شناسی‌ست. قربانیان این پدیده تحت تاثیر یک سری اتفاقات به چیزهایی که متعلق به آن‌هاست مثل عقل سیلم یا هویتشان شک می‌کنند. این رخداد‌های عجیب چنین شرایطی را برای سیسیلیا پیش می‌آورند.

مرد نامرئی سعی می‌کند با این این کلک‌ها و ترفند‌ها خانواده و دوستان سیسیلیا را از او دور‌ترودورتر کند. بنابراین سیسیلیا در برابر این اتفاقات آسیب‌پذیرتر خواهد بود. وانل این نقشه‌های هوشمندانه‌‌ای برای این توطئه‌ها می‌کشد. تکنولوژی‌ نقشی کلیدی در نقشه‌های او دارد. وانل از دستگاه‌های امنیتی، لپ‌تاپ، کامپیوتر، موبایل‌ها و رمز عبورها برای اهدافش استفاده می‌کند.

فیلم مرد نامرئی

یک قاتل سریالی و یک فیلم مهیج: نگاهی به فیلم The House That Jack Built

وانل در نقش کارگردان وفیلم‌نامه‌نویس

لذات مرد نامرئی اصیل هستند اما به‌شدت مغفول مانده‌اند. داستان‌محور بودن فیلم جذابیت و عین‌حال نقطه ضعف آن است. وانل کار فیلم‌نامه‌نویسی‌اش را با نوشتن سه‌گانه اره (Saw) شروع می‌کند. چهار قسمت از فیلم موذی (Insidious) را هم در کارنامه دارد. البته برای قسمت چهارم هم فیلم‌نامه‌نویسی و هم کارگردانی را به‌عهده داشته است.

حالا با وانل به‌عنوان نویسنده و کارگردان مرد نامرئی مواجهیم. او به‌عنوان یک نویسنده پیچش‌هایی هوشمندانه و شیطانی در داستان طرح می‌کند. طرح او باعث کنش‌هایی هیجان‌انگیز می‌شود. همچنین با زیرکی به بعضی موضوعات اخلاقی هم می‌پردازد. این را خصوصا زمانی می‌بینیم که سیسیلیا از فرار کردن از مرد نامرئی خسته می‌شود. او می‌خواهد ورق را برگرداند و برای انتقام از مرد نامرئی نقشه می‌کشد.

اما کار وانل به‌عنوان یک کارگردان چه‌طور است؟ کم‌کم داریم به قسمت بد ماجرا می‌رسیم. به‌عنوان کارگردان او چیزی بدون شالوده را روی پرده می‌آورد که تاثیر و کارایی کافی را ندارد. در تصاویری که به ما نشان می‌دهد به‌ندرت چیزی برمبنای زیبایی‌شناسی دیده می‌شود.

فیلم‌نامه‌نویسی هم چیزی فراتر از نوشتن پلات یا طرح داستان است. فیلم‌نامه‌نویس کسی‌ست که کاراکتر‌ها را کنکاش می‌کند. به عمق آن‌ها می‌رود و بینشی درباره آن‌ها ارائه می‌دهد. فیلم‌نامه‌نویس چهارچوبی را ارائه می‌کند که یک کارگردان خوب می‌تواند آن را در قالب خلق صحنه‌ها و تصاویر گسترش دهد. در چند سکانس از مرد نامرئی در گوشه فریم‌ها ابزار‌های نظارتی را می‌بینیم. اما بقیه پس‌زمینه‌ها و ابزارهایی برای تاثیر بیشتر هستند. این شکل ارائه پایانی ندارد. کارگردانی مانند وانل در کارگردانی هم مانند ساختار صحنه‌ها عمل می‌کند. در بیشتر قسمت‌ها همه‌چیز مستقیما در خدمت هدف پخش قرار دارد. از بدیمنی برای تعلیق و به‌تصویر کشیدن واقعیت‌ها استفاده می‌کند.

شخصیت‌پردازی

کاراکتر‌ها را بین صحنه‌هایشان نمی‌بینیم. شاید اگر فیلم را دیده باشد به دلیلش هم فکر کرده باشید. مشکل در پردازش شخصیت‌هاست. کارکترها تا حد زیادی بی‌هویت‌اند و در هر صحنه ویژگی‌های شخصیتی کمی از آن‌ها می‌بینیم. با این‌که فیلم به پیشینه داستانی متکی‌ست، شخصیت اصلی تقریبا هیچ عمقی ندارد. فیلم از نقطه نظر سیسیلیا روایت می‌شود. اما بر تجربه‌اش تاکید می‌شود. تجربه جای آگاهی، حافظه و بینش او را می‌گیرد. این خلا توسط خود الیزابت موس پر می‌شود. او با حضور زیرکانه و توانایی ابراز پرحرارتش جای شخصیت نوشته‌شده را می‌گیرد. از طرف دیگر اجرا قدرتمند و باظرافت هاج جای خالی پس زمینه‌های اجتماعی را پر می‌کند.

مرد نامرئی الیزابت موس

آنجلینا جولی و یک فیلم اکشن دیگر: نقد فیلم Those Who Wish Me Dead را از دست ندهید.

سخن آخر

با‌وجود تمام پیچش‌های داستانی زیرکانه‌ مرد نامرئی یک وجه خوب دارد. پیچیدگی تمهیدات داستانی‌اش به‌طور ناگهانی موجب برانگیختن حیرت می‌شود. حسی که یک تلگنر می‌تواند تمام آن‌ را فرو بریزد. اما چرا کسی باید این تلنگر را بزند وقتی می‌دانیم نکته این کلک همان سست بودنش است؟!

در طی فیلم با هیجانات اصیلی همراه می‌شویم. اما در آخر این حس برای تماشاگر باقی می‌ماند که یک ایده فوق‌العاده جا مانده است. با این‌که فیلم تمی جدی دارد؛ یک اثر پرشور نمایشی هم هست. در کنار تمام نقاط قوت و ضعف مرد نامرئی، اگر طرفدار ژانرهای معمایی و دلهره‌آور باشید احتمالا از دیدن این اثر لذت ببرید.

 

منبع: New Yorker

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha