نگاهی به فیلم سینمایی Phantom Thread؛ گریز از تنهایی

0
2
کاور فیلم رشته خیال

فیلم خون به پا خواهد شد (There Will Be Blood) را تماشا کرده‌اید؟ اگر این فیلم را تماشا نکردید که حتما تماشا کنید و اگر این فیلم را دیده‌اید و خوشتان آمده، مطمئنا از فیلم سینمایی رشته خیال (Phantom Thread) هم خوشتان خواهد آمد. این فیلم داستان یک طراح لباس بسیار معروف به‌نام رینولدز وودکاک (Reynolds Woodcock) را روایت می‌کند. نقش این دیزاینر توسط یکی از بهترین بازیگرهای تاریخ سینما یعنی دنیل دی لوئیس (Daniel Day-Lewis) ایفا می‌شود. او زندگی بسیار وسواسی و خاصی دارد. یک اتفاق باعث تغییرات اساسی در زندگی او می‌شود. این طراح خوشنام در دام عشق دختر جوانی به‌نام آلما (Alma) با بازی ویکی کریپز (Vicky Krieps) می‌افتد. آلما گارسون رستوران است. سطح و جایگاه اجتماعی این دو نفر خیلی متفاوت است و اتفاقات زیادی را رقم می‌زند.

با بهترین فیلم‌های جهان در دسته‌بندی نقد و بررسی فیلم آشنا شوید.

ترکیب برنده

فیلم سینمایی رشته خیال (Phantom Thread) توسط پل توماس اندرسون (Paul Thomas Anderson) ساخته شده است. یکی از شاهکارهای سینمایی معاصر یعنی خون به پا خواهد شد (There Will Be Blood) توسط همین کارگردان ساخته شده است. این کارگردان سبک یا امضای خاص خودش را دارد. سبک خاص او را در این فیلم هم مشاهده می‌کنیم. مربیان فوتبالی اصطلاح خیلی معروفی بین خودشان دارند. می‌گویند به تیم برنده نباید دست زد یا تیم برنده را نباید تغییر داد. پل توماس اندرسون هم همین کار را کرده و به تیم برنده خودش دست نزده است. البته تیم پیروز اندرسون یک‌نفره‌ست و آن کسی نیست جز دنیل دی لوئیس، بازیگر برنده 3 جایزه اسکار که بعد از این فیلم از سینما خداحافظی کرد. هزینه ساخت این فیلم 35 میلیون دلار آمریکا بوده است.

فیلم سینمایی رشته خیال

عاشقانه‌ای در گیرودار جنگ سرد: نقد و بررسی فیلم Cold War

سکانس آغازین فیلم

سکانس افتتاحیه فیلم خیلی ساده و بی‌تجمل است. زن جوانی به‌نام آلما را می‌بینیم که روی صندلی نشسته. چهره او توسط نور آتش روشن شده و تصویری کلوزآپ (Close-up) یا نمای بسته از او می‌بینیم. او یک جمله می‌گوید و معمایی را برای مخاطب مطرح می‌کند. او زیر لب می‌گوید رینولدز کاری کرد که تمام رویاهایم به وقوع پیوستند. حالا سوالات زیادی در ذهن مخاطب ایجاد می‌شود. اولین سوال در مورد شخصیت رینولدز مطرح می‌شود. رینولدز کیست و چه نسبتی با این زن جوان دارد؟ سکانس بعدی طوری طراحی شده که باور این حرف که رینولدز رویاهای این زن را به واقعیت نزدیک کرده، سخت‌تر می‌شود.

شخصیتی دقیق و وسواسی

تکلیف شخصیت رینولدز وودکاک کاملا مشخص است. همین شخصیت جالب او باعث جذابیت فیلم می‌شود. او مردی دقیق و وسواسی‌ست. وسایل روی میز اتاقش باید در زاویه خاصی قرار بگیرند، هر روز صبح باید با یک نوع خاص خمیر ریش‌تراش، صورت خودش را اصلاح کند و موهای روی دماغ و داخل گوشش را تمیز کند. بعد از آن به اتاقش برمی‌گردد و جوراب‌های بنفش مخصوصش را تا روی زانو بالا می‌کشد. سپس سر میز صبحانه می‌رود و با خواهرش سیریل (Cyril) صبحانه می‌خورد. رژیم غذایی او هم مشخص است. کارگردان با طراحی سکانس سر میز صبحانه قصد نمایان کردن وجهی از شخصیت رینولدز را دارد. وقتی یکی از خدمتکاران به رینولدز یک شیرینی خامه‌ای خیلی خوشمزه و وسوسه‌انگیز تعارف می‌کند، رینولدز طوری به زن نگاه می‌کند که انگار او خلاف بزرگی انجام داده است. بعد از رفتن زن از خواهرش می‌خواهد که از شر این خدمتکار خلاص شده و او را هرچه سریع‌تر اخراج کند. این سکانس یک نکته مهم را مشخص می‌کند. رینولدز اصول مشخصی دارد و انسان محکمی‌ست و حتی در برابر پیشنهادات جذابی مثل شیرینی خامه‌ای هم کوتاه نمی‌آید. از طرفی دیگر شخصیت خاکستری فیلم یعنی سیریل هم وارد بازی می‌شود. سیریل زنی خودخواه، محکم و زورگوست که کنترلی هم روی برادرش دارد.

سر میز شام

در سکانس بعدی اولین لحظات مشترک رینولدز و آلما رقم می‌خورد. رینولدز سوار ماشین شیک و لاکچریش می‌شود و به هتل ویکتوریا می‌رود. او خودرویش را در گاراژ مخصوص پارک می‌کند و به رستوران هتل می‌رود. اولین چیزی که در رستوران توجه ما را به خودش جلب می‌کند، یک گارسون جوان است. زن جوان، کمی دست‌وپاچلفتی‌ است و حافظه‌ خوبی هم ندارد. او برای به‌خاطر سپردن سفارش رینولدز دائما غذای مدنظر او را زیر لب زمزمه می‌کند. رینولدز او را برای شام دعوت می‌کند. سر میز شام رینولدز رشته کلام را در دست دارد و از خاطراتش صحبت می‌کند. او از دلایلش برای فعالیت در زمینه مد و طراحی لباس می‌گوید. ظاهرا طراحی لباس عروسی مادرش برای ازدواج دومش اولین انگیزه رینولدز برای ورود به این حرفه بوده است. بعد از آن هم کمی درباره خرافات و قواعد و رسم و رسومات سنتی طراحی لباس عروس به آلما توضیح می‌دهد. بعد از آن چند ثانیه سکوت بر این جمع دونفره حاکم می‌شود. آلما به رینولدز می‌گوید که اگر می‌خواهی با من مسابقه چشم در چشم راه بندازی قطعا بازنده خواهی بود. رینولدز او را به خانه‌اش دعوت می‌کند. آلما با کمی تردید این دعوت را می‌پذیرد. آلما درست سر ساعت وارد خانه رینولدز می‌شود. رینولدز از او می‌خواهد که به‌عنوان مدل برایش فعالیت کند. سپس سیریل خواهر و همکار رینولدز وارد اتاق پرو می‌شود تا اندازه‌های آلما را بگیرد. آلما در این صحنه از عدم‌اعتماد به‌نفسش می‌گوید. او به سیریل می‌گوید که نسبت به بدنش حس خوبی ندارد و فکر می‌کند که کمی چاق است. سیریل به او دلداری می‌دهد و از او تعریف می‌کند.

رابطه‌ای جذاب

حالا فیلم‌ساز کم‌کم مقدمات شکل‌گیری یک رابطه عاطفی را آماده کرده است. آلما و رینولدز را لب ساحل در حال قدم زدن می‌بینیم. رینولدز به‌صورت غیرمستقیم و با حفظ ظاهر علاقه خودش را نسبت به آلما اعلام می‌کند. او به آلما می‌گوید که خیلی خوش‌شانس است که آلما را پیدا و با او ملاقات کرده است. آلما در جواب واکنش جالب و تامل‌برانگیزی نشان می‌دهد. آلما می‌گوید هرکاری می‌کنی خیلی مراقب باش. این جواب آغازی بر بعد جدید فیلم و اتفاقات آینده آن است.

بررسی فیلم سینمایی رشته خیالی

داستان یک ازدواج و مشکلاتش: نگاهی به فیلم Marriage Story

آغاز مشکلات

دو جلوه شخصیتی که فیلم‌ساز در ابتدا نمایش داده در این قسمت فیلم پررنگ می‌شوند. آلما دختری شلوغ و پرسروصداست و رینولدز مردی آرام، حساس، بسیار دقیق و وسواسی‌ست. تقابل این دو نفر سکانس‌های جالبی را رقم می‌زند. مثلا در یکی از صحنه‌ها آلما با یک استکان چای وارد دفتر رینولدز می‌شود. رینولدز شروع به غر زدن و دادوبیداد می‌کند که جای چای در دفتر کار من نیست. نهایتا هم آلما را از دفتر کارش بیرون می‌کند. او به آلما لقب حواس‌پرت می‌دهد و از او می‌خواهد که مزاحم کارهایش نشود. اندرسون نگاه ریزبینانه‌ای به ملیت آلما هم دارد. او آلمانی‌ست و ته‌لهجه‌ای هم دارد که با بیان انگلیسی او ترکیب شده است.
رینولدز در یک کنفرانس خبری حاضر می‌شود. یکی از مشتریانش که شخص مهمی‌ست قرار است با یک سیاستمدار از دومینیکن ازدواج کند. خبرنگاری از آن زن می‌پرسد که آیا شوهرش در جریان جنگ جهانی دوم به نازی‌ها ویزا هم فروخته یا خیر؟ اندرسون با زیرکی در این صحنه دوربین را روی صورت آلما سوئیچ می‌کند و از صورت او نمایی بسته می‌دهد. این سوال به‌نوعی تحقیر ملیتی اوست و به نقش آلمان نازی در جنگ جهانی دوم اشاره می‌کند. این فیلم سراسر دعوا و درگیری‌ست. بازی آلما خیلی جذاب و زیباست. او هیچ حرکت اضافه‌ای ندارد و بازی زیرپوستی و احساسی خوبی به نمایش گذاشته است.

تصویربرداری

تصاویر فیلم خیلی زیبا و جذاب هستند. اندرسون خودش به تنهایی نمای تمامی دوربین‌ها را انتخاب کرده و فیلمبرداری توسط میشائیل بومان (Michael Bauman) انجام شده است. تصاویر به‌سبک فیلم‌های استنلی کوبریک (Stanely Kubreak) ضبط شده ولی حس و حال فیلم‌های آلفرد هیچکاک (Alfred Hitchcock) را به مخاطب منتقل می‌کند. موزیک متن فیلم تقریبا کلاسیک است و توسط ارکستر بزرگی نواخته شده. موسیقی روی اکثراوقات فیلم نشسته و به آن حس و حال جالبی داده. در کل فیلم خیلی بی‌عیب‌ونقص است. فیلم در سال‌های ابتدایی بعد از اتمام جنگ جهانی دوم روایت می‌شود. تصویربرداری فیلم طوری انجام شده که اتمسفر و جو روزهای بعد از جنگ به‌خوبی به تماشاچی منتقل می‌شود. تصاویر فیلم به‌تدریج تغییر می‌کنند. تغییر تصاویر نمادی از تغییر شخصیت‌هاست. شخصیت‌ها به‌آرامی تغییر می‌کنند و تکامل می‌یابند.

نمایی از فیلم رشته خیال

داستان عشق و مهاجرت: بررسی فیلم سینمایی Atlantics

نمایی از تنهایی

فیلم رشته خیال (Phantom Thread) نمادی از انتخاب اشتباه و ازدواج ناموفق است. انتخاب اشتباهی که دلیلش هم کاملا مشخص است. گاهی انسان برای فرار از تنهایی دست به کارهای عجیب و بیهوده‌ای می‌زند. سکانس آخر فیلم مفهوم اسمش را کاملا مشخص می‌کند. در این سکانس رینولدز به‌شدت مریض شده و تب زیادی دارد. او روی تختش دراز کشیده و هذیان می‌گوید. رینولدز مادرش را می‌بیند که با لباس عروسی که خودش برایش طراحی کرده در گوشه اتاق ایستاده است. رینولدز برمی‌گردد و به بالا نگاه می‌کند و زیرلب می‌گوید که تو این‌جا بودی؟ تو تمام این مدت این‌جا کنار من بودی؟ این پایان اسرارآمیز و جادویی فیلم است. رشته خیال اسمی شایسته برای این فیلم زیبا و جذاب است. در واقع فیلم نشان می‌دهد که رینولدز همیشه در وجود آلما دنبال مادرش می‌گشته و حرف‌های ابتدایی او سر میز شام هم بی‌ربط به این مساله نیست. نمایی از تنهایی انسان معاصر که هرگز آرامشی پیدا نمی‌کند.

نگاه کلی

فیلم سینمایی رشته خیال (Phantom Thread) محصول سال 2017 است و توسط پل توماس اندرسون ساخته شده است. این فیلم داستان یک طراح لباس مشهور با بازی دنیل دی لوئیس را نقل می‌کند که مردی بسیار حساس و وسواسی‌ست. او با دختر جوانی به‌نام آلما آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند. فیلم نمادی از تنهایی انسان‌هاست و در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم روایت می‌شود. جلوه‌های بصری و موزیک متن فیلم هم شما را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.

 

منبع: Roger Ebert

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha