یادداشتی بر فیلم سینمایی Paterson؛ هنرمندی از دل مردم

0
2
پترسون

جیم جارموش(Jim Jarmusch) یکی از ارزش‌مندترین فیلم‌سازان عصر حاضر است. او همیشه به بهترین شکل ممکن جهان تخیلات ذهنی‌اش را به‌تصویر می‌کشد و حالا، اشعار در فیلم جدیدش مثل ماهی در رودی روان هستند. بعضی اوقات این کلمات روی آب ظاهر می‌شوند و کلمه‌به‌کلمه خود را نشان می‌دهند. هیچ قلم یا مدادی نمی‌توانند مستقیما این کلمات را بیان کنند. در عوض کنار هم می‌نشینند و توسط آدام درایور (Adam driver)، راننده اتوبوسی که روح شاعرانه‌ای دارد، بیان می‌شوند. این کلمات مستقیم از قلب او سرچشمه می‌گیرند. پترسون (Paterson) فیلمی ساده و فریبنده درباره هنر، خلقت و تبدیل خیال‌‎پردازی‌ها به کلمات است. این فیلم محصول سال 2016 است. آدام درایور (Adam Driver) و گلشیفته فراهانی (Golshifteh Farahani) نقش‌های اصلی را به‌عهده دارند. در همان سال، پترسون توانست جایزه کن را به خود اختصاص بدهد.

در دسته‌بندی نقد و بررسی فیلم، می‌توانید فیلم‌های متفاوتی پیدا کنیم.

شاعر راننده یا راننده شاعر 

قهرمان فیلم، پترسون، راننده اتوبوسی است که در شهر پترسون نیوجرسی زندگی می‌کند. هر روز خدا، او صبح زود از خواب بیدار می‌شود، همسرش لارا (Laura) را می‌بوسد و سرکار می‌رود. علاوه‌بر رانندگی اتوبوس، او شاعر هم هست و از هرزمانی استفاده می‌کند تا شعرهایش را در دفترچه‌اش بنویسد. معمولا پترسون از پنجره اتوبوس به بیرون نگاه می‌کند، از دنیای اطرافش الهام می‌گیرد و آن‌ها را به‌صورت شعر درمی‌آورد و همه آن‌ها را روی میز کوچک‌اش در زیرزمین‌اش، جایی‌که پر از وسایل و تجهیزات ساختمانی است، می‌نویسد. البته اشعاری که او می‌نویسد در حقیقت توسط ران پجت (Ron Padget) که اسم‌اش هم در تیتراژ فیلم به‌چشم می‌خورد، نوشته شده‌اند. جارموش سکانس‌های شاعرانه فوق‌العاده‌ای را از طریق بازی با نور به‌وجود می‌آورد. سکانس‌هایی که با صدای شعر خواندن پترسون و تصویر دست‌نوشته‌هایش ترکیب می‌شوند.

 داستان روزمرگی‌های شاعرانه

فیلم تصویر واقعی یک زندگی است که هر اتفاقی بیافتد، ریتم‌اش تغییری نمی‌کند و روال معمولی آن ادامه دارد. مثل هفته‌های کاری بیشتر مردم، هفته او هم از دوشنبه شروع می‌شود و تا جمعه ادامه پیدا می‌کند. داستان اصلی هم از دوشنبه شروع می‌شود و می‌بینیم که با شروع روز، اسم آن روی صفحه نقش می‌بندد. تقسیم داستان به واحدهای زمانی خاص، مثل روزها و ساعت در اصل برای به‌وجود آمدن تعلیق و یا شمارش معکوس است. استنلی کوبریک (Stanley Kubrick) هم در فیلم درخشش (The Shining) هم همین‌کار را انجام داده است. این تعلیق نشان‌ می‌دهد که اتفاقی قرار است بیافتد. البته در فیلم Paterson اعلام روزها برای این است که خط داستانی مشخص شود. جیم جارموش دوست دارد کارش را خوب و تروتمیز انجام بدهد، به‌خاطر همین استانداردهایش هم می‌شود گفت کارگردان کم‌کاری است.

2016پترسون

سری به دنیای یک هنرمند در زمینه مد بزنیم: نگاهی به فیلم سینمایی Phantom Thread

صبح،ظهر،شب و دوباره صبح

کار پترسون به‌گونه‌ای است که نیاز به ثبات و یک روال عادی دارد. او باید بتواند علاوه بر افکار عمیق و شاعرانه‌اش، مراقب باشد تا ایمنی کارش را هم رعایت کند. مسافران می‌آیند و می‌روند، درباره مسائل مختلف صحبت می‌کنند، گهگاهی با یکدیگر دعوا یا شوخی می‌کنند. پترسون به همه صداهای اطرافش گوش می‌دهد تا زمان نهارش فرا برسد. آن‌وقت به آبشار بزرگ و باشکوه شهر می‌رود و آن‌جا از غذایش لذت می‌برد. در خانه هم، پترسون وقت‌اش را با لارا، همسرش که زنی خانه‌دار است سپری می‌کند. لارا بیشتر وقت‌اش را صرف کار و تزیین لباس‌ها، دیوارها و پرده‌های خانه با طرح‌ها و الگوهای زیبا می‌کند. یکی از موارد دلسرد کننده فیلم، کاراکتر لارا است. شخصیت او کمی بیهوده و تا حدودی فرعی به‌نظر می‌رسد. کارهای هنری او بیشتر بیشتر جنبه سرگرمی دارند تا خلق آثار هنری. همین مسئله باعث می‌شود تا نسبت به پترسون توخالی‌تر به‌نظر برسد. مثلا پترسون شعرهایی می‌نویسد که معنایی عمیق داشته باشند، درصورتی‌که سرگرمی لارا پختن کاپ‌کیک است. در همین بین او از یوتیوب گیتار می‌خرد و ناگهان می‌بینیم که قصد دارد خواننده سبک کانتری بشود! در نهایت، او شخصیتی کمیک و جذاب دارد که هدفش کمک به پترسون است. او یک سرآشپز و الهه موسیقی است.

البته حضور این الهه می‌تواند جنجالی باشد، چون پیکربندی فیلم‌های جیم جارموش معمولا کمی فرق دارند. او معمولا از هنجارهای تقلبی فرار می‌کند. درکل این مسئله چیزی نیست که باعث شود از ارزش‌های فیلم چیزی کم شود. کلیت فیلم، بی‌عیب و نقص است و فکر کردن، آفرینش و زیبایی را جدی می‌گیرد. همچنین شامل صحنه‌های جالب و خنده‌دار است. در طول فیلم شاهد رفتارهای بد ماروین (Marvin) ، سگ خانواده پترسون هستیم که دشمن اصلی پترسون است. در بعضی سکانس‌ها، فضای کمدی ملیحی را حس می‌کنیم. هرشب، پترسون، ماروین را برای پیاده‌روی بیرون می‌برد و با متصدی بار نزدیک خانه‌شان هم‌صحبت می‌شود که به‌طرز خنده‌آوری اسمش با یک دکتر شباهت دارد. او در نزدیکی پترسون دوره طبابت را می‌گذراند.

پترسون2016

از دیگر فیلم‌های گلشیفته فراهانی ری‌ویو فیلم Girls Of Sun را بخوانید.

شعرهای پترسون

همان‌طور که گفتیم، شعرهایی که پترسون می‌نویسد، در اصل متعلق به شاعر آمریکایی، ران پاجت (Ron Padgett) است. یکی از شعرها به‌نام شعر عشق یک بیانیه صریح، ساده و مستقیم درباره زندگی و اتفاقات آن است. در ابتدا این اشعار ساختاری دقیق و ملموس دارند که شامل توصیف یک قوطی کبریت است. با استفاده از استعاره، کبریت روشن تعبیری برای شکوفایی می‌شود. درجایی از این شعر، پترسون می‌گوید که کبریت هوشیار و خشمگین است. این شعر استعاری با تعبیری عاشقانه به پایان می‌رسد: “من سیگار می‌شوم و تو کبریت.”

سخن آخر 

داستان پترسون با سپری شدن روزها، جمع شدن جزییات و تبدیل کلمات به شعر اتفاق می‌افتد. همه این اتفاقات در یک خط زمانی رخ می‌دهند. در طول هفته، او روزهای آرام و شلوغ، سخت و آسانی را می‌گذراند. قرار نیست درام خاصی اتفاق بیافتد، چراکه زندگی به اندازه کافی مشکلات خودش را دارد. در فیلم پترسون، جارموش یک آلترناتیو و ضدافسانه از طبقه کارگر را نشان می‌دهد. این تناقضات را می‌توان در دیدگاه سیاسی، مد و طراح‌هایی کم‌هزینه لارا و فعالیت‌های بورژوایی‌اش دید، همان چیز‌هایی که می‌توان در آثار همینگوی هم دید. قدرت پترسون در طغیان‌های عمیق احساسی است. او جهانی را برمبنای اعتقادات خودش بنا کرده است که بیان‌گر دیدگاه جارموش به زندگی‌ست. چشم‌اندازی بی‌سروصدا از روزهای کاری که انگار تا ابد ادامه دارند و در عین حال مبتکرانه، هیجان‌انگیز و پرشور هستند.

 

منبع: New York Times

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha