نقد و بررسی فیلم سینمایی Ophelia؛ حماسه‌ای از شکسپیر

0
6
پوستر فیلم اوفلیا 2018

شکسپیر یکی از آن انسان‌های جاودان تاریخ است. نمایش‌نامه‌های او بعد از گذشت صدها سال هنوز هم زنده، ملموس و جذاب هستند. یکی از آن شاهکارهای بی‌نظیر شکسپیر نمایش‌نامه درخشان و ماندگار هملت (Hamlet) است. داستان شاهی که به قتل می‌رسد. ملکه‌ای که با بردار همسرش ازدواج می‌کند. پسری که می‌خواهد انتقام خون پدر را بگیرد و در آخر کشوری که ویران می‌شود! اما در کنار خط سیر اصلی، داستان‌های دیگری هم در جریان است؛ مثل داستان اوفیلیا، معشوقه هملت.

دوست دارید فیلم‌هایی از شاهکار‌های ادبی ببینید؟ در دسته‌بندی نقد و بررسی فیلم می‌توانید اقباس‌های بیشتری پیدا کنید.

این داستان دختر جوانی‌ست که عاشق می‌شود، دیوانه می‌شود. نهایتا هم در رودخانه غرق می‌شود و جانش را از دست می‌دهد. مشخص نمی‌شود غرق شدن دخترک اتفاقی بوده یا پای یک قتل در میان است. حالا در قرن 21 کارگردان‌ها تمایل بسیار زیادی به اقتباس از آثار شکسپر دارند. اوفلیا (Ophelia) یکی از مجموعه آثاری‌ست که از هملت اقتباس شده است. البته مثل همه فیلم‌هایی که از آثار ادبی اقتباس می‌شوند، تغییراتی در اصل داستان ایجاد شده تا کارگردان بتواند اتفاقات دراماتیک مورد نظرش را شکل دهد. این فیلم در سال 2018 تولید و برای اولین بار در روسیه نمایش داده شد.

داستان فیلم چیست؟

اولین تغییر در فیلم نسبت به نمایش‌نامه در شخصیت مادر هملت رخ می‌دهد. در نمایش‌نامه هیچ شاهدی حین غرق شدن اوفلیا وجود ندارد. اما در فیلم مادر هملت غرق شدن دختر را دیده و برای همه تعریف می‌کند که آن اتفاقات وحشتناک چه‌طور افتاده است. داستان فیلم از این قرار است که دختر یتیم و آشوبگری به‌نام اوفلیا توسط ملکه دانمارک به خدمت گرفته می‌شود. ملکه گرترود (Gerturde) او را همراه با خودش به کاخ السینور (Elsinore) می‌برد. ماجراهای فیلم در بحرانی‌ترین روزهای دانمارک رخ می‌دهد. روزگاری که مرزهای این کشور توسط دشمن خارجی و اتحاد کشور توسط خیانت درباریان و دشمنان داخلی تهدید می‌شود. اوفلیا به‌عنوان یکی از مورداعتمادترین افراد ملکه وارد دربار می‌شود. به‌محض وارد شدن دخترک، رابطه رومانتیکی بین او و ولیعهد شکل می‌گیرد. شاهزاده دانمارک در این دوران کسی نیست جز هملت (Hamlet) مرد جوانی که قرار است به‌زودی جای پدرش بر تخت بنشیند. نهایتا اتفاق می‌افتد و پادشاه دانمارک می‌میرد. دقیق‌تر بگوییم، به قتل می‌رسد. حالا وقت آن رسیده تا هملت بر تخت بنشیند. اما ماجرا به سادگی‌ها نیست.

 

جنگ بر سر قدرت‌

بعد از مرگ پادشاه و به تخت نشستن هملت جنگ برای قدرت شروع می‌شود. دخترک شروع به سرکشی می‌کند. اوفلیا کم‌کم دنبال یافتن قدرت است. حالا جنگ مرموز و پنهانی بین اوفلیا و ملکه درست می‌شود. تغییر دوم داستان دقیقا همین‌ نقطه‌ست. در داستان اصلی اوفلیا دختری ضعیف، نیازمند و بی‌سرپناه است. او آن‌قدر ضعیف است که به‌خاطر طرد شدن توسط معشوقش خودکشی می‌کند. اما در ابتدای فیلم خود اوفلیا ادعا می‌کند که در این اقتباس، داستان را از نگاه خودش می‌بینیم. در این فیلم اوفلیا دختری صبور، باهوش، شجاع و بلندپرواز است. او بیکار نمی‌نشیند تا مردی سوار بر اسب او را نجات دهد. او خودش سرنوشتش را می‌سازد. وقتی بازی قدرت بین ملکه و اوفلیا شروع می‌شود، داستان مرگ اوفلیا شکل دیگری به‌خودش می‌گیرد. در این فیلم دیگر خبری از خودکشی نیست. مرگ مشکوک دخترک شباهت بسیار زیادی به قتل بر سر قدرت دارد. او آدمی سرزنده‌ست که تمام دقایق زندگیش را برای محافظت از خودش صرف می‌کند.

متن ادبی

در تمام نمایش‌نامه‌های کمدی، تاریخی، تراژدی و جنایی شکسپیر یک نقطه مشترک وجود دارد. شکسپیر عاشق بازی با کلمات است. در همه آثار او می‌بینیم که شخصیت‌ها کلماتی را با ابهام می‌گویند. ممکن است یک کلمه چندین معنی مختلف داشته باشد. این ابهامات می‌تواند به فیلم ضربه بسیار بزرگی بزند. دقیقا به‌همین‌دلیل نویسنده تمام ابهامات را پاک کرده است. در متن اصلی اوفلیا دختر ضعیفی‌ست که نمی‌تواند حرف‌هایش را مستقیم بزند. به‌همین علت او حرف‌هایش را بسیار رمزی و مرموزانه می‌زند. حالا خود مخاطب باید منظور را برداشت کند. ولی در فیلم اوفلیا قدرتمند و رک است. او تعارفی با کسی ندارد و خیلی راحت حرف‌هایش را می‌زند.

فیلم سینمایی اوفلیا

اگر این فیلم برایتان جالب بوده، نقد فیلم زنان کوچک را هم از دست ندهید.

کمبود احساسات پدرانه

در نگاه اول ماجرا خیلی سطحی و ساده‌ست. یک عشق کورکورانه و مخفی که نهایتا به قتل یا خودکشی منجر می‌شود. اما مساله بسیار عمیق‌تر از این صحبت‌هاست. قصه موشکافی می‌شود. باید دلیل عشق دیوانه‌وار اوفلیا مشخص شود. اوفلیا کمبودهایی دارد که منجر به این عشق می‌شود. او مادرش را در سنین کودکی از دست داده. پدرش پلونیوس (Polonius) هم توان نگهداری و مراقبت از او را ندارد. او بدون ترس از افسوس‌هایش با گرترود صحبت می‌کند. گرترود او را از ندیمه‌ای ساده به یک دختر از طبقه اشرافی تبدیل می‌کند. او دختر مستقلی‌ست. همین استقلال او را به شخصیت مورد علاقه ملکه تبدیل می‌کند.

معشوقه به دشمن تبدیل می‌شود

وقتی هملت از سفر برمی‌گردد، در می‌یابد که پدرش به‌قتل رسیده و عمویش با مادرش ازدواج کرده و بر تخت نشسته است. نزدیک‌ترین شخص به هملت که عمویش باشد، به او خیانت کرده است. حالا نقطه عطف ماجرا می‌رسد. اوفلیا به دشمن هملت تبدیل می‌شود. هملت در مخمصه عجیبی افتاده است. او نمی‌تواند فرق بین خوب و بد، خائن و وفادار و سیاه و سفید را تشخیص دهد. حالا او متوجه جنگ پنهان بین مادر و معشوقش می‌شود. این همان زمانی‌ست که هملت از عشق منصرف شده و دشمنی را پیشه می‌کند. او در جنگ قدرت طرف مادرش را می‌گیرد. حالا فیلم تبدیل به یک نبرد استراتژیک تمام‌عیار می‌شود.

دوگانه‌های موازی

شکسپیر تلاش می‌کند تا مخاطبش را هم دیوانه کند. او از ترفندی ساده و کاربردی استفاده می‌کند. ترفندی به‌نام دوقطبی یا دوگانه‌سازی بهترین راه است. شکسپیر با استفاده از چند دوگانه رازی را مخفی نگه می‌دارد. رازی که فقط می‌تواند به دستان اوفلیا برملا شود. شخصیت‌های فیلم بسیار مرموز هستند. مثلا ملکه گرترود آدمی بسیار غیرقابل‌ پیش‌بینی‌ست. او بعد از مرگ همسرش، با برادرشوهرش ازدواج می‌کند. حالا دو معما برای حل کردن داریم. معمای اول نقش گرترود در مرگ اوفلیا و معمای دوم نقش گرترود در قتل همسرش است.

نقش گرترود توسط نائومی واتز (Naomi Watts) ایفا می‌شود. واتز علاوه‌بر نقش ملکه یک نقش دیگر هم بازی می‌کند. این دو نقش در نقطه‌ای با هم تلاقی پیدا می‌کنند. گرترود زنی تنها و افسرده‌ست که دنبال حفظ قدرت روزهای جوانیش است. برای او فرقی ندارد که ملکه باشد یا مادر پادشاه هملت یا حتی همسر کلادیوس (Claudius) برادر پادشاه سابق، او فقط می‌خواهد در قدرت باشد.

بازی‌های خوب بازیگران

نقش اوفلیا توسط دیزی ریدلی (Daisy Ridley) ایفا می‌شود. او همان شور و شوقی را به اوفلیا بخشیده که مستحقش است. ریدلی قبلا هم در فیلم سینمایی جنگ ستارگان (Star Wars)  نمایش قابل‌قبولی از خودش نشان داده است. در سمت دیگری واتز (Naomy Watts) توانسته به‌خوبی نقش زنی مغرور و بداخلاق را ایفا کند. جورج مک کی (Geroge Mackay) هملت جوان را به نمایش بگذارد که تلاش می‌کند از قلمرویش دفاع کند. در کل بازی بازیگران فیلم بسیار عالی، هماهنگ و یک‌‌دست است.

حرکات دوربین بسیار هوشمندانه انتخاب شده و تصاویر درستی از هر موقعیت و هر سکانس به مخاطب داده می‌شود. موزیک متن را می‌توان درخشان‌ترین بخش فیلم دانست. موزیک در سکانس‌های داخل قصر بسیار سرد و ناراحت‌کننده‌ست. اما همین موزیک در سکانس‌های خارج از قصر بسیار گرم و دل‌چسب است. آهنگساز استیون پرایس (Steven Price) با انتخاب این دو موسیقی متناقض تلاش کرده تا فضای مسموم قصر و فضای پرنشاط جامعه را نشان دهد. او در واقع با انتخاب این موسیقی‌ها نقدی بر قدرت و سیاست داشته است.

 

روزگار برادرکشی

ابتدا بهتر است به تقاطع دو نقش بپردازیم. اشاره کردیم که واتز هم‌زمان دو نقش را ایفا می‌کند. نقش دوم او جادوگری‌ست که در دل جنگل زندگی می‌کند. واتز از جادوگر معجون‌های حفظ جوانی و شادابی می‌گیرد. یک روز اوفلیا می‌رود تا معجون ملکه را از جادوگر بگیرد. وقتی برمی‌گردد متوجه می‌شود که پادشاه و ملکه به‌شدت با هم دعوا می‌کنند. روز بعد جسد بی‌جان پادشاه که بر اثر نیش مار مرده در اتاقش پیدا می‌شود. کلادیوس برادر پادشاه با گرترود ازدواج کرده و قدرت را تصاحب می‌کند. وقتی هملت به قصر برمی‌گردد از شنیدن این اخبار آشفته می‌شود. دوگانه اصلی جایی شروع می‌شود که اوفلیا از احتمال نقش ملکه در قتل پادشاه به هملت می‌گوید. دوگانه بعدی زمانی شکل می‌گیرد که مشخص می‌شود جادوگر، خواهر دو قلوی ملکه گرترود و معشوقه سابق کلادیوس است. کلادیوس به‌جرم جادوگری، معشوقش را به مرگ محکوم می‌کند. هرچند که جادوگر با حقه‌های مخصوص خودش از مرگ فرار می‌کند. او حالا برگشته تا انتقامش را از خاندان سلطنتی بگیرد. چه داستان جنون‌آمیزی شد.

فیلم اوفیلیا

یک عاشقانه کلاسیک از جین آستن و یک اقتباس مدرن و پررنگ و لعاب با بازی آنیا تیلور جوی: مروری بر فیلم Emma

رازها برملا می‌شوند

کمی بعدتر اوفلیا سمی کشنده شبیه به سم مار را در اتاق کلادیوس پیدا می‌کند. این ثابت می‌کند که کلادیوس در مرگ پادشاه دست داشته است. اوفلیا با هملت به‌صورت پنهانی ازدواج می‌کنند. شبی هملت تئاتری ترتیب می‌دهد. موضوع تئاتر نحوه مرگ پدرش است. این همان لحظه جدایی‌ست. جایی‌که کلادیوس از کوره درمی‌رود و اوفلیا را از هملت جدا می‌کند. او اوفلیا را کلا از قصر السینور اخراج می‌کند. پدر اوفلیا قصد دارد با کلادیوس برای بخشش دخترش مذاکره کند. اما او در میانه‌راه توسط هملت کشته می‌شود. هملت او را با کلادیوس اشتباه می‌گیرد. هملت به انگلیس فرستاده می‌شود. اما به اوفلیا گفته می‌شود که هملت توسط کلادیوس به قتل رسیده است. اوفلیا که تمام امیدش را از دست داده دوباره وارد قصر می‌شود و مقداری از سمی که در اتاق کلادیوس پیدا کرده می‌خورد. اما این اوفیلیای ضعیف و دیوانه شکسپیر نیست. پس چرا سم می‌خورد؟

نگاه کلی

فیلم سینمایی اوفلیا (Ophelia) اثری تاریخی و تراژدیک است که از نمایش‌نامه درخشان هملت (Hamlet) اثر شکسپیر اقتباس شده است. این فیلم در سال 2018 تولید شده. داستان دختر جوانی به‌نام اوفلیا که وارد قصر دانمارک می‌شود و در آن‌جا به دردسرهای عجیبی می‌افتد. فیلم در کل سطح کیفی خوبی دارد. اگر به آثار اقتباسی و تاریخی علاقه دارید، اوفلیا می‌تواند یک آخر هفته سرگرمتان کند.

 

 

منبع: Roger Ebert

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha