نقد و بررسی فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»

0
271
بررسی فیلم

یک فیلم جمع‌وجور و حساب‌شده! «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» اثر تند و تیز و به شدت تاثیرگذار الیزا هیتمن، گزندگی‌اش را بیش از هر چیز از باج ندادن به تماشاگر می‌گیرد. هر چند «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» در مرحله ایده هم جذاب به نظر می‌رسد، اما دستمایه اولیه فیلم آن‌قدر هم یکه و منحصربه‌فرد نیست که قرار باشد به تنهایی «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» را به فیلمی به‌یادماندنی تبدیل کند. با این وجود فیلم هر چه جلوتر می‌رود بیشتر منحصربه‌فرد و متمایز می‌شود چراکه هیتمن داستان را به قدری غنی و پر و پیمان به تصویر می‌کشد که برای تاثیرگذاری بر تماشاگر نیاز به عنصر دیگری ندارد. نمی‌توان فیلم را به طور کامل ادامه‌دهنده راه آثار قبلی هیتمن دانست. سعه‌صدری که او در پرداختن به شخصیت‌هایش به خرج می‌دهد در آثار قبلی او دیده نمی‌شود یا حداقل، همه‌جانبه نیست. اما به هر حال سبک کلی او یادآور مهم‌ترین آثارش از جمله «موش‌های ساحل» (۲۰۱۷) می‌باشد. الیزا هیتمن ۴۱ ساله، در گذر زمان پخته‌تر شده و ماحصل این پختگی یکی آن که، نه در مقام کارگردان و نه در مقام فیلمنامه‌نویس، به خود این اجازه را نداده که در افزودن شدت هیجانات احساسی فیلم‌اش حتی یک قدم پا پس بگذارد. «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» ممکن است از چند نظر، به خصوص نقش بد تقریبا تمامی شخصیت‌های مرد فیلم قابل بحث و بررسی باشد و کمی گل‌درشت و اغراق‌آمیز به نظر برسد، اما صداقتی که در ساخت آن به کار رفته، اجازه نمی‌دهد این اغراق به چشم بیاید. آنچه که از فیلم انتظار می‌رود، همین صداقت است و هیتمن و سازندگان فیلم به طور نسبی توفیق یافته‌اند که پیام‌های اخلاقی فیلم را بدون موعظه به تصویر بکشند؛ آن هم نه با سعی بر فعالیت در حاشیه‌ی امن! جسارت هیتمن تحسین برانگیز است حتی اگر در تمام مدت فیلم به نتیجه‌ی دلخواه نرسد.

بررسی فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»
Never Rarely Sometimes Always 2020

«هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» درباره‌ی دختری ۱۷ ساله اهل پنسیلوانیا است که متوجه می‌شود باردار است. آتم (سیدنی فلانیگان) تصمیم می‌گیرد به همراه اسکایلر (تالیا رایدر) دخترعمو و دوست حمایت‌گرش، برای سقط جنین روانه‌ی نیویورک شود. ساختار آهسته‌ی فیلمنامه هیتمن، موانع بیشماری را سر راه آتم قرار می‌دهد که باید از آن‌ها عبور کند که اولین‌شان تلاش آتم برای پنهان نگه داشتن موضوع از والدینش می‌باشد. کلینیک باروری محلی نیز این اختیار را به او نمی‌دهد؛ مطابق با قوانین ایالتی پنسیلوانیا برای سقط جنین رضایت والدین اجباری‌ست. اما رفتن به نیویورک، جایی که چنین قوانینی در آن‌جا وجود ندارد، خود عواقب دیگری را به دنبال دارد.

بیشتر بخوانید: نقد فیلم زنان کوچک – انتخاب محتاطانه ولی ارزشمند گرتا گرویگ

بررسی فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»
صحنه‌ای از فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»

«تا حالا آرزو کردی که یه پسر بودی؟»

این سوال اسکایلر از آتم، پرسشی است رسا که به تفاوت فاحش دخترها و پسرهای فیلم و تجربه‌‌هایشان‌ در «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» تاکید دارد. شخصیت‌های زن و به‌ویژه دختران جوان فیلم، در هر سطحی با رفتارهای نامناسب روبرو می‌شوند، مورد تعرض قرار می‌گیرند و تجاوز از هر نوعی را از سر می‌گذرانند. همه‌ی این‌ها در کنار مردسالاری‌ای قرار می‌گیرند که در خرده‌داستان‌های فیلم، به وضوح دیده‌ می‌شود. مذکر بودن در جهان فیلم هیتمن بسیار آسان‌تر از جایگاه زنان فیلم است. شرایط به‌ویژه برای آتم هفده ساله و باردار، سخت‌تر است. تنهاست و تنهایی‌اش طبیعی است، قبل از آن‌که موقعیتش آن را به او تحمیل کند، همزاد اوست و گواه شخصیتش. نگاه غم‌انگیز آتم بیانگر دنیای خاصی است که تخیل او را به خود مشغول کرده است. جهان او جهانی است جدا و آتم در سایه‌ی باورش با دنیای روزمره بیگانه است. در مراسم استعدادیابی دبیرستان با تمام وجود آواز می‌خواند و هرزه خطابش می‌کنند. وقتی حالش را جویا می‌شوند، با وجود تمام زخم‌هایش، چه روحی و چه جسمی، خیلی ساده می‌گوید خوب است! برای آتم زندگی به شکل گریزناپذیری جدی است؛ بار زیادی به دوش او است و می‌داند تنها راه پایان دادن به این مشکل، تنها سقط جنین است.

بررسی فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»
نمایی از فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»

ولی علی‌رغم تمام مشکلاتی که در برابر آتم قد علم کرده‌اند، زنانی نیز هستند که به کمکش می‌آیند. از اسکایلری که تا نیویورک با او همراه شده و حتی چمدانش را حمل می‌کند، تا کارکنان دلسوز کلینیک سقط جنین.
این همبستگی زنانه در دنیای فیلم که الزاما هم خشن است، تسکین خوشایندی به شمار می‌رود. فلانیگان و رایدر در نمایش این موضوع عالی‌اند. بازی بی‌عیب و نقص هردوی آن‌ها در تک تک حرکت‌ها و نگاه‌ها، پر معنا و دیالوگ‌ها مملوند از درکی عاطفی. نگاهی گذرا، تماسی کوتاه و یا خنده‌ای مشترک، تمامی چیزهایی هستند که این دو برای ادامه به آن نیاز دارند. استفاده از شیوه‌های ملودرام و احساسی، و تضاد بین این دو و دیالوگ‌های کوتاه منجر به برجسته‌شدن زنانگی روایت فیلم می‌شود. برای نمونه در لحظات مهمی از لحاظ بازتابگری هیجانی و عاطفی، استفاده‌های خوبی از نماهای چهره‌های شخصیت‌های اصلی شده است؛ که باعث همذات‌پنداری تماشاگر با آن‌ها و دیگر شخصیت‌های زن می‌شود، و با ارایه‌ی تصویر گویایی از ترومای بیان‌نشده‌ی این زنان، نشان می‌دهد چگونه نیروهای اجتماعیِ دنیای پیرامون آن‌ها، به شکل‌های گوناگون مانع از فهمیده شدن‌شان در دنیای مردانی بدذات می‌شوند. این ماهیت عاطفه در سینماست و ما به عنوان تماشاگر ترغیب می‌شویم به‌نوعی نسبت به آن واکنش نشان دهیم. «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» بیش از آن‌که درباره سقط جنین باشد، درباره‌ی اخلاق در جامعه‌ی همچنان مردسالارانه است که چگونه مردان درازدست و درازگو از هر قشری، رها از حمل بار رفتارشان هستند و زنان، از سن نوجوانی، ناگزیر به الزامش.
انتخاب هیتمن، هم در جایگاه نویسنده و هم کارگردان، در ترجیح مکالمه‌های طبیعی و کوتاه به مکالمه‌های طولانی، بسیار کارساز است. بهترین قسمت دنباله مرکزی فیلم است: برداشتی مداوم و پنج دقیقه‌ای در کلینیک، جایی که از آتم درباره‌ی گذشته‌ی جنسی‌اش می‌پرسند و پاسخ‌هایی که (همچون عنوان فیلم) با “هرگز”، “به‌ندرت”، “گاهی”، “همیشه” می‌دهد، حقایق تلخ‌تری از زندگی‌اش را آشکار می‌کنند.

«شما جسورتر از من باشید…
ستاره‌های جهان را میان زن‌ها قسمت کنید که در زمانه من، زن‌ها نصیب ساده‌ یک سوسوی ستاره نمی‌بردند.» •رضا براهنی

با تمام این‌ها، هیتمن تصویری همدلانه و انسانی از سختی‌های آتم می‌سازد. فیلم منادی مهربانی در حق هم‌نوعان است و بر این نکته تاکید می‌کند. هیتمن با ظرافت تمام محدود می‌شود به عدم درک آتم و حتی اسکایلر از سوی جامعه و رنجی درونی که از این طریق، نصیبشان می‌شود. آتم نیز رفته رفته متوجه می‌شود تنها پناه آدم‌هایی مثل اسکایلر، خود اوست.

بررسی فیلم «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»
اسکایلر و آتم در «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»

«هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» در کل قصه خوبی است اما پتانسیل این را هم داشت تا چند قصه از دل آن بیرون بیاید که اگر این‌طور می‌شد یقینا جذاب‌تر و گیراتر بود به خصوص که بازیگران نوظهور فیلم، با بازی‌های خوب خود، کار را از افت ریتم دور کرده‌اند حتی در جاهایی که دیالوگ‌ها کشش کمتری دارند. شاید هیتمن می‌توانست از این موقعیت استفاده بهینه‌تری داشته باشد. اصولا این فیلمنامه با تمام تمرکزش بر تنهایی‌های آتم و هر از گاهی اسکایلر، شخصیت‌های به جایی داشت که مخاطب از کنارشان به‌راحتی می‌گذرد، درحالی که هر یک می‌توانستند جذابیت‌های خاصی به قصه بدهند.
«هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» یکی از آن فیلم‌هایی است که در چند حوزه تاثیر می‌گذارد: عده‌ای به محض این‌که بعد از تماشای فیلم چشمان خیس‌شان را خشک کنند، آن را فراموش کرده لیوانی آب سر می‌کشند و به زندگی خود می‌رسند. و گروه دیگری هم تا مدت‌ها لایه‌های مختلف داستان فیلم را پیش خودشان تجزیه و تحلیل می‌کنند. بزرگ‌ترین نکته مثبت‌اش هم این است که هیتمن بر خلاف اکثر کارگردانان موسوم به دغدغه‌مند هالیوود که فقط بلدند فیلم‌هایی با ریتم کشنده و با کمترین جذابیت روایی ممکن بسازند، اجازه نمی‌دهد اثرش از ریتم بیفتد و همین، نه فقط «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»، که اساسا سینمای نوپای او را با فاصله بعیدی از طیف سینمای بدون جذابیت و خلاقیت، و جشنواره‌پسند خیلی از کارگردانان هالیوودی جدا می‌کند. ارزش اثر الیزا هیتمن جای چون و چرا دارد؛ اما شور و حرارت کارهایش نه. و هنری که بیانگر چنین انرژی و اشتیاقی باشد، دست کم نیازمند توجهی همراه با احترام است.

حتما بخوانید: نقد فیلم پسران بد برای زندگی – بازگشت لاورنس و اسمیت با نقش مارکوس…
«هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» موفق شد نظر مساعد منتقدان را هم نسبت به خود جلب کند. هیتمن و فیلم‌اش، جایزه بزرگ هیات داوران (خرس نقره‌ای) جشنواره‌ی فیلم برلین را از آن خود کردند و در جدول ارزش‌گذاری نهایی منتقدین مجله اسکرین دیلی در مورد فیلم‌های بخش مسابقه اصلی جشنواره فیلم برلین امسال، بیشترین نظرات مثبت مربوط به «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه» با میانگین امتیاز 3.4 بود که قبل‌تر در جشنواره ساندنس هم با استقبال همراه شده بود. یکی از نکاتی که منتقدان بر سر آن توافق داشتند نقش آفرینی درخشان سیدنی فلانیگان در نقش آتم است.

کارگردان و بازیگران «هرگز به‌ندرت گاهی همیشه»
Sidney Flanigan, Eliza Hittman, Talia Ryder

این بار اول نیست که الیزا هیتمن، در مقام یک فیلمساز زن توانایی خود را به عنوان یک فیلمنامه‌نویس خوب با مصالح داستانی به ظاهر کم به رخ می‌کشد. در سال ۲۰۱۷ نیز، هیتمن با فیلم «موش‌های ساحل» / «Beach Rats»، جایزه کارگردانی جشنواره فیلم ساندنس را دریافت کرده بود. او همچنین با همین فیلم جوایز بهترین فیلمنامه‌نویسی در جشنواره اوت‌فست، جایزه هیئت داوران در جشنواره فیلم مستقل بوستون و چند جایزه‌ٔ دیگر را در کارنامه‌ی خود دارد.

حتما بخوانید: نقد فیلم هریت: فراری شجاعانه از دنیای برده‌داری

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha