نگاهی به Moonlight؛ فیلمی که خلاف انتظارات پیش می‌رود

0
5
پوستر فیلم مهتاب

“هی مرد، تو کی هستی؟” فیلم های دراماتیک مدت‌هاست به مطرح کردن مسائل هویتی علاقه نشان می‌دهند. اما این موضوع در کمتر فیلمی به‌اندازه مهتاب (Moonlight) با فصاحت و زیبایی بررسی شده است. فیلم استادانه بری جنکینز (Barry Jenkins) یکی از مهم‌ترین فیلم‌های آمریکایی سال 2016 بود.

باب طبع هر منتقد

مهتاب فیلمی غنایی‌ست و عمیقاً در شخصیت‌پردازی‌ها ریشه دارد؛ یک اجرای متعال و نفس‌گیر. این فیلم کاملاً روی شخصیت‌ها متمرکز کرده است. در عین حال به مضامینی جهانی مثل هویت، جنسیت، خانواده و بیش‌ازهمه مردانگی می‌پردازد. با این حال هرگز قصد ندارد نصیحت کند و پند‌و‌اندرز بدهد. این فیلمی است که در آن مضامین عمیق و پیچیده قبل از هرچیز و به بهترین شکل از طریق کاراکترها منعکس می‌شوند. فیلم جنکینز از هر جنبه‌ای که یک منتقد بخواهد بررسی کند قابل اطمینان و رضایت‌بخش است؛ هر اجرا، هر شاتی که انتخاب شده، هر قطعه موسیقی، مکان‌های صحنه‌های مختلف.

مهتاب جز معدود فیلم‌هایی‌ست که در هیچ زمینه‌ای قدم اشتباه برنداشته است. یکی از بی‌نظیرترین تک سکانس‌های سال‌های اخیر را می‌توانیم در این فیلم ببینیم. جایی که نه از نظر اجرا یا جلوه‌های ویژه بلکه از لحاظ دیالوگ فیلم به نقطه اوج می‌رسد.

سه دوره از زندگی

شخصیت اصلی مهتاب به‌شیوه خودش هویت سیال و متضاد مردان جوان آفریقایی-آمریکایی در ایالات متحده را به‌تصویر می‌کشد. فیلم به سه فصل تقسیم شده است: کوچک (Little)، کیرون (Chiron) و سیاه (Black).  این نام‌ها برای اشاره به شخصیت اصلی استفاده می‌شود. ما زندگی او را از کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی دنبال می‌کنیم. او پسربچه‌ای است و در گذر زمان به مردی تبدل می‌شود که در یافتن جایگاه خود در جهان دچار مشکل شده است. مشخصا هر دوره سنی کاراکتر را یک بازیگر متفاوت بازی می‌کند. اجرای هر سه بازیگر مثال‌زدنی‌ست.

فیلم مهتاب

نمایشی از زندگی سیاه‌پوستان آمریکا با چاشنی جاز: نقد و بررسی فیلم Ma Rainey’s Black Bottom

نجات لیتل

این فیلم با Chiron در دوران کودکی آغاز می شود. قلدرهایی که اذیتش می‌کنند، به او لقب Little داده‌اند. نقش کودکی قهرمان داستان را  الکس آر. هیبرت (Alex R. Hibbert) بازی می‌کند. با شروع فیلم پسربچه‌ای را می‌بینیم که درحال دویدن است و از دست بچه‌هایی که می‌خواهند کتکش بززند فرار می‌کند. او در یک آپارتمان مخفی می‌شود. حالا خوآن (Jaun) که فروشنده مواد مخدر است او را پیدا می‌کند. مهارشالا علی (Mahershala Ali) هم نقش خوآن را بازی می‌کند.

خوآن بچه را برای خوردن غذا بیرون می برد، و حتی او را همراش به خانه می‌آورد. جایی که کیرون با شریک زندگی‌ خوآن یعنی ترزا (Teresa) ملاقات می‌کند. Little می تواند از این خانواده موقت استفاده کند. پدرش رفته و مادرش پائولا با بازی نائومی هریس (Naomie Harris) یکی از مشتریان پر‌و‌پاقرص خوآن است. خوآن در شمایل شخصیت یک پدر در می‌آید. با این توصیف شاید فکر کنید رابطه آن‌ها کاملا مشخص و قابل پیش‌بینی است. اما کمی صبر کنید و بعد از دیدن فیلم نتیجه‌گیری کنید. خوآن یک چیز خوب در Chiron می بیند و می‌خواهد به این پسر ساکت کمک کند؛ حتی به قیمت خراب شدن زندگی شخصی‌اش.

کیرونِ نوجوان

فیلم کات می‌خورد. به دوران نوجوانی کیرون می‌رسیم. او همچنان با قلدری‌ها و اذیت‌ و آزارهای شدید درگیر است. سوالاتش درباره روابط جنسی هم بخشی از این دوره‌اند. در این سن‌وسال افراد سعی می‌کنند خودشان را بیشتر بشناسند و با افراد زیادی روابط مختلفی از جمله روابط عاطفی و جنسی برقرار می‌کنند. کیرون با بازی اشتون سندرز (Ashton Sanders) هم برای خود‌شناسی تلاش می‌کند. مخصوصا حالا که دیگر خبری از یک زندگی معمولی نیست.

او به معنای واقعی کلمه هیچ چیزی ندارد.  تنها دوست مهربانش کوین (Kevin)  را دارد که باعث آرامش او می‌شود. اما حتی این هم با تغییر زمان، مکان و سن تغییر می‌کند. رحم و شفقت به شدت کمیاب می‌شود. دو دوست جوان به این باور می‌رسند که خشونت پاسخی درستی‌ست که به آن‌ها احساس بهتری می‌دهد و باعث می‌شود با شرایط بهتر وفق پیدا کنند.

پا گذاشتن به بزرگ‌سالی

سرانجام کیرون را به عنوان یک بزرگ‌سال می‌بینیم. نقشی که که با ظرافت قابل توجهی توسط ترونت رودز (Trevante Rhodes) به اجرا در می‌آید. کوین، که اکنون توسط آندره هلند بازی می‌شود، با یک کیرون بسیار متفاوت رو‌به‌رو می‌شود. مضامین فیلم با بار عاطفی زیاد و شگفت‌انگیزی اما بدون هیچ مونولوگ یا ملودرامی قوی به هم می‌پیوندند. در یک کلام مهتاب داستانی از روند گذر عمر پسری است که جامعه اغلب او را نادیده می گیرد. آن بچه کوچک آن‌قدر ظرفیت ندارد که بتواند با بچه های بزرگ‌تر وقت بگذراند. خانواده‌ای هم برای جلوگیری از ورود او به دنیای پلیدی وجود ندارد.

فیلم مهتاب 2016

کراکتر کیرون برایتان جالب است؟ بررسی فیلم Young Ahmed را هم بخوانید.

سه بازیگر، سه اجرای عالی

اجرای سه گانه‌ای کاراکتر کیرون توسط سه بازیگر مختلف انجام می‌شود. آن‌ها به‌خوبی توسط جنکیز هدایت می‌شوند تا اجرایشان به تقلیدی از اجرای یکدیگر تبدیل نشود. آن‌ها باید رشد کاراکتر و تغییر سنش را به‌خوبی نمایش دهند. همان چشمان غمگین کیرون به‌عنوان یک پسربچه، در کیرون به‌عنوان یک مرد نیز منعکس شده‌ است. مهتاب به‌راحتی می‌توانست یک فیلم اپیزودیک باشد. به‌خصوص که سه بازیگر  یک شخصیت را بازی می‌کنند. اما حیرت‌انگیز است که باوجود این تغییر بازیگر ساختار منسجم فیلم و روند درست نمایش کاراکتر حفظ می‌شود و فیلم به سمت اپیزودیک شدن نمی‌رود. در مجموع مهتاب سازوکار خودش را حفظ می‌کند. فیلم با رفتن از هر فصل زندگی کیرون به فصل بعدی یکدستی خودش را حفظ می‌کند. تغییر بازیگران هم خللی در این کار ایجاد نمی‌کند. جنکینز هم‌چنین از هریس و علی، دو نفر از تاثیرگذارترین افراد زندگی کیرون بازی خوبی می‌گیرد.

داستان چهره‌ها و چشم‌ها

جنکینز و تیم فنی‌اش، میامی را به‌شکل متفاوتی به‌تصویر کشیده‌اند. به‌ویژه دریا و ساحل آن را جوری به‌تصویر کشیدند که می‌تواند احساس گسست از مشکلات دنیای واقعی را به بیننده القا کند. اما مهتاب فیلمی درباره چهره هاست. چشم های کیرون حرف‌های زیادی برای گفتن دارند. از چشمانش می‌توانید خواند که این پسر بلد نیست چه‌طور افکار و احساساتش را بیان کند. او جوان، سیاه پوست، هم‌جنس‌‌گرا، فقیر و تا حدزیادی تنهاست و دوستی ندارد. او آن‌قدر نادیده گرفته‌شده که احساس می‌کند می‌تواند به‌راحتی محو شود و آب هم از آب تکان نخورد.

جامعه و روابط انسانی

دیالوگ‌های به‌یادماندنی زیادی در مهتاب وجود دارد. اما مهم‌تر از همه آن چیزی‌ست که به زبان نمی‌آید. پیچیدگی اخلاقی از دید شمایل پدری‌ست که بچه‌ای از او می‌پرسد چرا دیگر بچه‌ها با ناسزا صدایش می‌زنند. این یک نگاه نگران بین دو مرد جوان است که می‌دانند چیزی در رابطه آن‌ها کمی متفاوت است. اما جامعه هیچ کلمه‌ای برای بیانش به آن‌ها نداده است.

مهتاب - ماهرشالا علی

جنکینز می‌داند که زمینه مناسب را ایجاد کرده است. پس در صحنه‌های آخر فیلم به بازیگران خود اعتماد می کند و به احساسات ناگفته اجازه می‌دهد تا نیرویی دراماتیک فراهم کند. در این لحظه مهتاب بیشترین تأثیر خود را می‌گذارد. جنکینز عمیقا درک می‌کند که این ارتباط انسانی‌ست که به ما شکل می‌دهد، مسیر حرکت ما را تغییر می‌دهد و ما را به همان چیزی تبدیل می‌کند که هستیم.

در دسته‌بندی نقد و بررسی فیلم می‌توانید درباره دیگر فیلم‌های مهم سال 2016 بخوانید.

کلام آخر

Moonlight به کارگردانی بری جنکیز یکی از بهترین فیلم‌های امریکایی سال 2016 بود. این فیلم بازخوردهای مثبت زیادی از منتقدان و بیننده‌ها گرفت. همچنین در جشنواره‌ها عملکرد درخشانی داشت و توانست اسکار بهترین فیلم را هم به خانه ببرد. این فیلم داستان پسر تنهایی را روایت می‌کند که با یک فروشنده موادمخدر آشنا می‌شود. تاثیر این ارتباط تا آخر عمر در زندگی او باقی می‌ماند.

 

منبع: Roger Ebert

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha