نقد فیلم فانوس دریایی (Lighthouse): جنون شیطانی بشر

0
1453
Lighthouse Review

با نقد فیلم فانوس دریایی (Lighthouse) محصول سال 2019 اثری از رابرت اگرز فیلمنامه‌نویس و کارگردان اثر موفق جادوگر (2015) در ویکی‌نقد همراه باشید.

از جادوگر تا فانوس دریایی

دومین ماجراجویی هنری یک هنرمند آن هم در یک فضای بین‌المللی، پروژه‌ای جالب‌توجه است که نظرها را به سوی خود جذب می‌کند. همه و همه، در مواجهه با چنین فرصت پیش‌آمده‌ای تحت یک فشار عجیب‌وغریب قرار می‌گیرند، حال می‌خواهد رمان‌نویس، نقاش، فیلم‌ساز، نمایشنامه‌نویس، تصویرگر کتاب‌های مصور باشد یا هر شخصی که دستی بر هنر دارد. عده‌ای دست به اقدامات جسورانه می‌زنند، شاید چون این‌طور احساس می‌کنند که دیگر توانش را پیدا نخواهند کرد پا به چنین میدانی بگذارند. عقیده‌ای رایج در دنیای هنر وجود دارد که همواره کار دوم یک هنرمند که در فعالیت و اثر اولش به موفقیت چشم‌گیری دست پیدا کرده دچار طوری نحسی می‌شود و در بار دوم افتضاح به بار می‌آورد.

Lighthouse Review 2
نمایی از فیلم جادوگر

فیلم اول «جادوگر – 2015» از رابرت اگرز در نوع خود شاهکار بود و روح و روان مخاطبان را تسخیر کرد و منتقدان را شگفت‌زده ساخت و توانست به جایگاه جدیدی در دنیای کلاسیک امروزی ژانر وحشت دست پیدا کند. به زودی اثر جدید این کارگردان، «فانوس دریایی» در تاریخ 26 مهرماه 1398 در سینماهای ایالات متحده به اکران در می‌آید، یک فیلم بسیار خوش‌ساخت با بازی‌های فوق‌العاده که صرفاً استفاده مکرر از تمثیل و نمادگرایی در بطن روایی داستان از ارزش فیلم می‌کاهد.

ماجرای فیلم

در اواخر قرن نوزدهم، افرایم وینسلو (با بازی رابرت پتینسون) حرفه جدید خود را به عنوان دستیار محافظ فانوس دریایی در یک جزیره دورافتاده در نزدیکی ساحل نیوانگلند آغاز می‌کند. در طول چهار هفته، صرفاً شاهد حضور افرایم و توماس ویک (با بازی ویلیام دفو) یک آدم عجیب‌وغریب هستیم که بیشتر وقت خود را به تنهایی می‌گذارند و به سبک خود به آداب و رسوم خاصی معتقد است و به ظاهر بی‌دلیل طبعی تندخو دارد.

Lighthouse Review 3
رابرت پتینسون در نمایی از فانوس دریایی

وینسلو خودش را در طول روز سرگرم مسئولیت‌های نه‌چندان مهم آن جزیره سنگلاخی دورافتاده می‌کند – تمیز کردن محل سکونت، ریختن زغال‌سنگ، پاک کردن آب‌ انبار، نقاشی بخش بیرونی فانوس دریایی و… . ویک مانع از این می‌شود که وینسلو وارد اتاق بالایی فانوس دریایی شود، به دلایلی که هرگز آن‌ها را توضیح نمی‌دهد. با گذشت زمان، وینسلو به طعمه گذشته‌اش بدل می‌شود و تصاویر غیرممکن از موجوداتی دریایی می‌بیند و این جدایی از دنیای واقعی این دو ساکن آن جزیره در کنار فانوس دریایی‌اش را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

اقتباس‌های هنری اگرز

اگر بخواهیم فیلم فانوس دریایی را به ساده‌ترین عناصر خود تفکیک کنیم، آن را ترکیبی ازهم‌گسیخته از اگزیستانسیالیسم بی‌غرضانه در انتظار گودوی ساموئل بکت، وحشی‌گری مستانه فیلم بیداری در وحشت سال 1971 اثر تد کاچف، و جمعی از تصورات کلیشه‌ای روانشناسی تحلیلی مرتبط با افسانه‌های قدیمی درمی‌یابیم. عناصر بصری پیشرفته یا فراخوانی‌های شیطانی مکالمه‌محور مستقیمی که اگرز آن‌ها را در تمثال‌های افسانه‌ای مانند پروتئوس (از اودیسه)، پرومتئوس، خدایان گاتیک، ایکاروس، اوسیریس و مفاهیم مسیحی مرتبط با جهنم و مجازات در برزخ به تصویر می‌کشد در این فیلم به رخ کشیده شده است.

خبر خوب این است که این فیلم شگفت‌انگیز است، به صورت سیاه‌وسفید و با نسبت تصویر 1.19:1 فیلمبرداری شده و طوری نشان داده شده که گویا حال‌وهوای تصویربرداری هم متعلق به همان دوران است. تصاویر ترکیبی بسیار زیبا در کنار قاب‌بندی‌های شاعرانه و عوامل بصری قدرتمند، بینندگان را بیش از پیش با خود همراه می‌سازد.

Lighthouse Review 5
رابرت اگرز و رابرت پتینسون در پشت صحنه فانوس دریایی

همچنین، دفو و پتینسون (که در 99 درصد فیلم دیده می‌شوند) بازی فوق‌العاده‌ای از خود به نمایش گذاشته‌اند –دفو به معنای واقعی کلمه خود اقیانوس را در وجودش با جزر و مدش در احساسات همسو با آرامش و خشم غرق ساخته و حس‌وحال یک دریانورد حقیقی را به تصویر می‌کشد. در نقش ویک، دفو در آن واحد، مسرت‌بخش، گمراه‌کننده، رقت‌انگیز و عجیب‌وغریب به نظر می‌رسد و در فضای قرن نوزدهم به شیوه‌ای طبیعی و ملموس خود را جای داده است. پتینسون نیز از تمام وجود برای این نقش مایه گذاشته و یکی از بهترین بازی‌های خود را رقم زده است.

روایت‌پردازی فیلم‌های اگرز

در قیاس با جادوگر

در فیلم جادوگر شاهد بودیم که در فضای تمثیل و تمثال، با ارجاعاتی به تاریخچه آمریکا، مذاهب و آداب و رسوم متعدد ورای تصورات فرویدی قدم برمی‌داریم. حال چرا فیلم فانوس دریایی را نمی‌توان در همان حد و اندازه دانست؟ عناصر استعاره‌ای در روایت داستانی نقش دارند و خرده داستانی جذاب را روایت می‌کنند که شاید خیلی جدید و ابتکاری به نظر نرسد، اما با این حال فضای رمزآلودش را به راحتی می‌توان از نقطه الف آغاز کرد و به سوی نقطه ب رسید.

روایت ابتدایی فانوس دریایی به پیشروی قصه و ورود به دنیای منطقی رویایی که با طرح‌های افسانه‌ای بیش از کاراکترها یا رویدادهای واقعی سروکار دارد، گره می‌خورد. یکی از خاطرات روایت‌های داستانی که با از دست رفتن زمان و پدیداری جهان‌ها سروکار دارد و تجربیاتی شیطانی را به تصویر می‌کشد، اگر به خوبی ساخته و پرداخته نشود، مخاطبانش را با تکرار و ثبات و دیوانگی روبرو خواهد کرد و در نهایت تماشا و ادامه فیلم برایشان عذاب‌آور خواهد شد.

Lighthouse Review 6
ویلیام دفو در نمایی از فانوس دریایی

شخصیت‌پردازی عجیب پتینسون

بااین‌حال، رابرت اگرز یک فیلم‌ساز به شدت بااستعداد و خلاق است. با نویسندگی در کنار مکس اگرز، دیالوگ‌ها خودشان را به بهترین نحو در بطن زبان عامیانه قرون گذشته جای می‌دهند. لحظات، تصاویر و جزئیاتی به دقت و ظرافت تبیین‌شده وجود دارد که برای دومین فیلم یک کارگردان، واقعاً تحسین‌برانگیز است. اما اشتباهات و انتقاداتی هم در فیلم وجود دارد –پتینسون با انواع متعددی از ضرباهنگ‌های کلامی در طول فیلم مواجه است؛ از مهاجران ایرلندی طبقه کارگری قرن نوزدهم، تا کارگران ایرلندی فرهیخته (به یاد کندی می‌افتیم)، تا صدای تودماغی و لهجه روستایی‌طور.

در ابتدای کار، مانند جاودگر، شاهد دوگانگی هویت خواهیم بود. اما با وجود تغییرات در قصه –با علم براینکه رابرت اگرز یک کارگردان سخت‌گیر در خصوص لهجه و زبان است و پتینسون نیز یک بازیگر بااستعداد قادر به ایفای لهجه‌ها و کاراکترهای متفاوت- تعدادی از انواع گوناگون صداها باید منظوری داشته باشند، درست نیست؟ شاید بیانگر چندگانگی شخصیت یک انسان؟ یا شاید وینسلو را نمادی از همه انسان‌ها با تفاوت‌های‌شان باید دانست؟ اما در نهایت برایمان این سوال در ذهن نقش می‌بندد «خیلی عجیب و غریب» است؟

Lighthouse Review 1
تنها ساکنان فانوس دریایی

در قیاس با فعالیت‌های هنری سودربرگ

حرکت رابرت اگرز از سوی یک فیلم اول مستقل تحسین‌شده به سوی یک فیلم جدید که شاید دچار نحسی‌ شده باشد (علی‌رغم شایستگی‌هایی که دارد) یادآور مسیر فعالیت استیون سودربرگ است. فیلم هم‌آغوشی، دروغ‌ها و فیلم ویدئویی در سال 1989 یک موفقیت واقعی بود. اولین فیلم بلند سودربرگ، موجب شد تا بتوان او را در کنار هنرمندان دهه 90ای همچون اسپایک لی، رز تروش، کوین اسمیت، کوانتین تارانتینو، و گاس فن سانت بدانیم.

در فیلم دومش کافکا محصول سال 1991، سودربرگ به دنبال بی‌وفایی‌ها، عدم امنیت‌ها و عشق بود و با استفاده از المان‌های مشابه کار قبلی‌اش و در کنار فیلم‌نامه‌نویس لم دابز، فیلمی بسیار موفق را در معرض نمایش گذاشت و او را از فیلم قبلی‌اش تا حد زیادی جدا کرد. خیلی‌ها از فیلم کافکا خوش‌شان نیامد و موجب شد تا سودربرگ نگاهش به فیلم‌سازی را زیر سوال ببرد.

Lighthouse Review 4
ویلیام دفو در نمایی از فانوس دریایی

شاید همین اتفاق هم در انتظار فانوس دریایی باشد و مخاطبان عام از آن احتمالاً خوششان نیاید، اما این از سطح و کیفیت هنری اثری که به دست این کارگردان خوش‌قریحه ساخته شده نخواهد کاست. شاید فانوس دریایی در افسانه‌های خود غرق شود، در نوع خود یک پدیده محسوب می‌شود، آثاری که در ادامه هم خلق می‌کند، همگان را شگفت‌زده می‌سازد.

جمع‌بندی

اگر به تماشای اثری متفاوت در ژانر وحشت مانند فیلم ما از جوردن پیل هستید؛ به بازیگری حرفه‌ای و تحسین‌برانگیز ویلیام دفو (شیطان سبز اولین مرد عنکبوتی) و بازی‌های متفاوت رابرت پتینسون (بازیگر مجموعه فیلم‌های گرگ‌ومیش) علاقه دارید و می‌خواهید بتمن بعدی دنیای هالیوود را در کالبدی عجیب و غریب تماشا کنید به شدت تماشای این فیلم زیبا را به شما پیشنهاد می‌کنم.

به قلم راب دین از وبسایت دیلی گریندل هاوس

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha