نگاهی به فیلم Lady Macbeth؛ نگاهی وارونه به داستانی کلاسیک

0
4
فیلم لیدی مکبث 2016

ستاره نوظهور بریتانیایی، فلورانس پو (Florence Pugh)، به عنوان عروسی نوجوان در اولین فیلم پرسروصدای ویلیام اولدروید (William Oldroyd) بازی می‌کند. این فیلم که شبیه فیلم‌های نوآر ویکتوریایی است، در اصل نگاهی جدیدی به اثر معروف شکسپیر است و می‌تواند راه تازه‌ای به دنیای ادبیات کلاسیک باز کند. با این‌که لیدی مکبث (Lady Macbeth) با بودجه محدودی ساخته شده، اما نتیجه نهایی رضایت‌بخش است و توانسته نظر منتقدین را به خود جلب کند.

ظهور لیدی مکبث

آلیس برچ (Alice Birch) فیلم‌نامه و نمایش‌نامه‌نویس ایده این فیلم را از رمان لیدی مکبث اثر نیکولای لسکوف (Nikolai Leskov) گرفت. خود لسکوف هم ایده نوشتن این کتاب را از مکبث شکسپیر الهام گرفته بود. حالا اولدروید در جدیدترین نسخه، داستان را به‌گونه‌ای تغییر می‌دهد که شخصیت اول، شخص دیگری باشد. همچنین به موضوعاتی مثل سوءاستفاده، خشونت و تبعیض نژادی بیشتر پرداخته شده است. فیلم به‌صورت هوشمندانه‌ای به ما سرنخ‌هایی می‌دهد که می‌تواند در جهش‌های ناگهانی فیلم، به ما کمک کند.

نگاهی به پلات فیلم 

در سال 1865، کاترین ( Katherine) بدون این‌که علاقه‌ای به الکساندر لستر (Alexander lester) داشته باشد، با او ازدواج می‌کند. بعد از ازدواجشان، قرار می‌شود که در ملک پدری آلکس زندگی کنند. همچنین آلیس مجبور می‌شود که وظایف مشخصی را در خانه اجرا کند و علاوه براین ، حق خروج از خانه نیز از او گرفته می‌شود. بوریس (Boris)، پدر الکساندر،به شدت اصرار دارد که کاترین زن متواضعی باشد و زودتر بچه‌‌دار شود، غافل از این‌که الکساندر مشکل جنسی دارد و ما تا شب عروسی چهره واقعی او را نمی‌بینیم و متوجه نمی‌شویم که او چه‌قدر ضعیف و درمانده است. بعد از مدتی، الکساندر و پدرش با هم به سفر می‌روند و کاترین که حالا در آن خانه بزرگ تنها مانده است، بیشتر از پیش احساس زندانی بودن می‌کند.

برای این‌که روحیه‌اش را حفظ کند، کاترین بیشتر زمانش را می‌خوابد و مشروب می‌خورد تا این‌که با سباستین که یکی از کارگران خانه است، آشنا می‌شود. سباستین دو‌رگه است و آنا سیاه‌پوست. می‌شود گفت که در این‌جا انتخاب بازیگر به‌خوبی انجام شده است. رابطه کاترین و سباستین نزدیک‌تر می‌شود و با عمیق‌تر شدن این رابطه، اختلاف نژادی و وفاداری کاترین زیر سوال می‌رود. آنا هم می‌شود گفت که در طول این جریانات کاملا ساکت است و حرفی نمی‌زند، همین می‌تواند بیننده را به عمق فاجعه‌ای که در جریان است، ببرد. در ادامه می‌بینیم که بوریس و الکساندر به دست کاترین کشته می‌شوند. همان‌طور که در آثار شکسپیر هم مشهود است، مقصر باید به سزای عمل‌اش برسد اما از آن‌جایی که داستان اشاراتی هم به رمان‌های مادام بوواری (Madam Bovary) و فاسق لیدی چارتلی (Lady Chatterley’s Lover) دارد، اولدروید داستان این زن سرکش را در جهت کاملا مخالفی می‌برد، جایی کاملا خارج از ذهن.

لیدی مکبث فلورانس پو

نگاهی متفاوت به یکی دیگر از آثار مهم شمسپیر یعنی هملت: نگاهی به فیلم Ophelia

زنی تنها در دنیایی مردانه 

در طول فیلم می‌بینیم که کاترین چطور بی‌محابا در خانه قدم می‌زند و با حالتی که دارد، حسی بین هم‌دردی و بیزاری را در بیننده ایجاد می‌کند. علاوه برآن، لوکیشن فیلم هم انگار یکی از شخصیت‌های فیلم است که فضایی سنتی و خشک دارد و کاملا به زندانی تیره و تار شبیه است. ما روی فیلم آهنگ خاصی را نمی‌شنویم.  فقط دو سه مورد در کل فیلم وجود دارد که موسیقی زیر صدا شنیده می‌شود. بیشتر صدای جیرجیر بی‌وقفه چوب‌های کف خانه و باز شدن درهاست که به گوش می‌رسد و در کل، خانه شبیه کلیسایی متروکه است که در آن صدای نفس کشیدن را هم می‌شود شنید. بیشتر این بافت از طرح‌های اکسپرسیونیستی سرچشمه می‌گیرد، مثل صدای کرکره پنجره‌ها و ظروف خانه که با صدای باد و باران ترکیب می‌شوند و حس‌آمیزی بیشتری به بیننده القا می‌کند.

تنها چیزهایی که شاید بتوانند کاترین را سرحال بیاوردند، ملاقات‌های مردسالارانه خفه‌کننده‌ای هستند که فقط حال او را بدتر می‌کنند. این دنیا چیزی نیست که کاترین بخواهد، دنیایی بدون عشق و آرامش که از هرجا که لازم باشد، کاملا تحت نظر است. همه این تجربیات باعث می‌شود تا ما هم به این نتیجه برسیم که باید به آینده و اتفاقات پیش‌روی او امید داشت و در عین‌حال، جنایاتی را که کاترین مرتکب می‌شود را به‌توان درک کرد. اولین نشانه‌های سرکشی و حیات در فیلم زمانی‌است که او برای اولین‌بار با سباستین هم‌خواب می‌شود. همین‌‍جاست که کاترین، زندانی که در آن محبوس شده بود را بالاخره می‌شکند و قضاوت‌ها شروع می‌شوند.

بودجه کم، تاثیرگذاری زیاد

در تاریک‌ترین لحظات، لیدی مکبث مدیون سبکی است که میشل هانکه (Micheal Haneke) آن را ابداع کرد. مخصوصا لانگ‌شات‌های ثابتی که تقارن زیبایی و ترس را به‌خوبی نشان می‌دهد. در دیگر سکانس‌های فیلم با استفاده از کلوزآپ‌ سعی شده تا صدمات عاطفی و جسمی کاترین بهتر نشان داده بشوند. این فیلم شاید جزو فیلم‌های ارزان به نظر بیاید، اما هرسکانس آن واقعا قیمتی است. بیشتر از تاکید روی دکور، موسیقی و طراحی لباس سعی شده تا به محتوا پرداخته شود.

نگاهی به شخصیت کاترین

به عنوان بازیگر نقش کاترین، فلورانس پو شاید با گفتن جمله تک خطی “تمام شد” توانسته باشد دین‌اش را به شکسپیر ادا کند. او با شور و حرارت مخصوص به خودش، مقابل استبداد بورژوآیی همسرش می‌ایستد و به‌طرز جنایت‌کارانه‌ای از او انتقام می‌گیرد. کاترین به‌صورت غریزی حیله‌گر و بااستعداد است. در خیلی اوقات، شبیه قهرمان داستان مادام بوواری عمل می‌کند. آن‌قدر گستاخ است که خیلی تحقیرگرانه از لفظ آقا برای خطاب کردن مردان اطرافش استفاده می‌کند و از هیچ‌کسی نمی‌ترسد.

لیدی مکبث - سباستین - آنا

یک نقش‌آفرینی دیدنی دیگر از فلورانس پو: بررسی فیلم Little Women

شاید تفاوت کاراکتر آنا و کاترین در همین باشد، آنا مطیع و تحقیر شده است ولی کاترین در عین تحقیر شدن، به‌هیچ عنوان مطیع بودن را نمی‌پذیرد. وقتی الکساندر بعد از غیبت طولانی‌اش به خانه برمی‌گردد و با عصبانیت همسرش را، که هیچ‌وقت درک‌اش نکرده چاق خطاب می‌کند، از پوزخند تحقیرآمیز کاترین می‌فهمیم که دیگر کار از کار گذشته است.

حرف آخر

در مجموع می‌شود گفت که اولدروید با استفاده از اقتباس‌های مختلف، توانسته اثر جالبی را خلق کند. گروه بازیگری بسیار موفق است و فلورانس پو به‌طرز چشم‌گیری بازی خوبی را ارائه داده است. بسیاری از منتقدان برای او آینده خوبی را پیش‌بینی کرده اند. او سال 2017 در جشنواره ESBFA  که جایزه مخصوص ستارگان ایرلندی و بریتانیانی است، توانست جایزه بهترین بازیگر را به خود اختصاص بدهد. خود فیلم هم با 189 نقد، توانسته ریتینگ 88% Rotten tomatoes را داشته باشد. این فیلم اولین بار در سپتامبر 2016 اکران شد.

 

منبع: Guardian

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha