نقد فیلم هریت: فراری شجاعانه از دنیای برده‌داری

0
31
نقد فیلم هریت

با نقد فیلم سینمایی هریت محصول سال 2019 اثری از کیسی لمونز خالق آثاری همچون جویبار ایو، ولنتاین غارنشین و با من حرف بزن در ویکی‌نقد همراه باشید. در این مقاله با فضای روایت فیلم هریت، داستان کلی آن، واقعیت زندگی کاراکتری قهرمان و نقاط ضعف این اثر دلسردکننده و نومیدکننده با کمی کورسوی امید در بازی سینتیا اریو آشنا خواهید شد.

آشنایی با فضای فیلم هریت

یکی از مخالفان مشهور برده‌داری و یکی از قهرمانان زن جنگ داخلی آمریکا، هریت تابمن، تاکنون به سوژه اصلی فیلم‌سازها بدل نشده و به دام‌شان نیفتاده بود. تا پیش از این صرفاً برای مشاهیر مرد فیلم و سریال ساخته می‌شد.

حداقل چیزی که می‌توان درخصوص این فیلم گفت، این است: به معنای واقعی کلمه نومیدکننده. هریت تابمن یکی از قربانیان برده‌داری، آکنده از حس و حال استقامت و دلسوزی، در طول دوران زندگی طاقت‌فرسایش، شخصیتش رشد و نمو پیدا کرد و به یکی از معترضان تکرارنشدنی عصر برده‌داری بدل شد.

کیسی لمونز، نویسنده مشترک و کارگردان این اثر، به طرز قابل تحسینی تلاش داشت تا زندگی ستودنی هریت را به تصویر بکشد، اما در یک روال زندگی‌نامه‌نویسی تکراری گرفتار شد و نتوانست شجاعت سوزان تابمن را آنچه که واقعاً شایسته اوست به تصویر بکشد.

کیسی لمونز در پشت صحنه هریت
کیسی لمونز در پشت صحنه هریت

روایت داستانی فیلم

هشدار: از اینجا به بعد مقاله بخش‌هایی از داستان فیلم را اسپویل می‌کند.

ماجرای فیلم در سال 1848 روایت می‌شود و مینتی (سینتیا اریو) برده ادوارد برودس (مایکل مارونده) بوده و در مزرعه بزرگی در باکتاونِ مریلند زندگی می‌کند. با وجود ساعاتی پر از تنبیه و خستگی، شکنجه‌های سختگیرانه و برده‌دارانی متکبر، مینتی این شرایط را در کنار خانواده‌اش تحمل می‌کرد. همسرش جونیاه (سی‌جی مک‌بث) در پایین جاده به عنوان یک فرد آزاد زندگی می‌کرد. مینتی عاشق خانواده‌اش بود و به خاطرشان این شرایط را تحمل می‌کرد، اما زمانی‌که صاحبانش تصمیم به فروشش گرفتند، دورنمای آزادی برایش روشن شد. او تصمیم گرفت در اقدامی گستاخانه برای رهایی به خاطر خانواده‌اش فرار کند.

مینتی زندگی‌اش را به خطر انداخت و به تنهایی یک سفر صدمایلی را به سوی فیلادلفیا آغاز کرد؛ وی در طول مسیر با خداوند صحبت می‌کرد و نداهایش او را در این فرار راهنمایی می‌نمود. در فیلادلفیا، او به یکی از مخالفان برده‌داری، یعنی ویلیام استیل (لزلی اودوم جونیور) معرفی شد و نامش را به هریت تابمن تغییر داد.

سینتیا اریو در فیلم هریت
سینتیا اریو در فیلم هریت

آینده درخشان و قهرمانانه هریت

ویلیام نسبت به سفر پرمخاطره هریت و اینکه می‌گفت ندای خداوند را دنبال کرده و توانسته فرار کند، هم شک داشت و هم ترس برش داشته بود. ویلیام هریت را نزد مری بوکنن (جانل مونایی) برد، یکی از مخالفان برده‌داری که آزاد به دنیا آمده بود، اما برای افرادی که پیشتر برده بودند، شغل و پناهگاه فراهم می‌کرد.

بعد از گذشت یک سال، هریت سروسامان گرفته بود، آزاد بود و در هیچ قید و بندی قرار نداشت. او متوجه شد زندگی‌اش بدون همسر و خانواده‌ در کنارش، ناقص است، بنابراین این خطر را به جان می‌خرد و به مری‌لند بازمی‌گردد تا آن‌ها را به فیلادلفیا ببرد. زمانی‌که برمی‌گردد متوجه می‌شود که شوهرش، ازدواج کرده و یک فرزند هم از آن دارد، اما هریت خانواده‌اش و یک سری از دوستانش را از اسارت نجات می‌دهد، حدوداً 9 نفری بودند. او به گروه راه‌آهن زیرزمینی پیوست و به یکی از مشهورترین مبارزان آزادی‌خواه در طول تاریخ بدل شد. در طول دوران زندگی‌اش، وی حدوداً 70 نفر را از اسارت نجات داد. 

روایت دلسردکننده اثری ناموفق

هریت تابمن یکی از مشاهیر تاریخی است که داستانش باید مستند شوند و همه آن را به خاطر آورند. چیزهای بسیار زیاد و آموزنده‌ای را می‌توان از داستان زندگی‌اش، لحن گفتارش و سرسختی‌اش یاد گرفت. هریت با گفتار و کردارش دربرابر برده‌داری ایستاد. او درخصوص فرومایگی و پستی برده‌داری صحبت نمود و شخصاً ده‌ها برده را آزاد کرد. او انگیزه‌بخش دیگران بود، وی خون کسانی را که به ناحق تحقیر می‌شدند به جوش آورد، و دست به کاری زد که دیگران آن را غیرممکن می‌خواندند. اما فیلم هریت، شاید ظاهراً روایتگر داستان این شخصیت مشهور باشد، اما مسیری ایده‌آل را برای این کار در پیش نگرفته است.

در فیلم هریت، هیچ‌گونه سطح از احساساتی قابل‌قبول را شاهد نیستیم، یک سینتیا اریوی خشمگین بدون اینکه با دیالوگ‌های درست فیلمنامه بتواند به این اثر، روح و جان بدمد، ناگهان به یک قهرمان بدل می‌شود. صرفاً می‌توان گفت روی کاغذ شهامت هریت، گیرا و جذاب است؛ از طرف دیگر، این نسخه مختصر از زندگی‌اش با لزوم روایت داستانش انطباقی ندارد. نباید سبک روایت هریت تابمن به مانند فیلم‌‌های معمولی روایت می‌شد، شیوه بیانی خطی و معمولی، شروع از نقطه الف و خاتمه در نقطه ب.

هریت تابمن در کلیسا
هریت تابمن در کلیسا

هرگونه روایتی از برده‌داری، دلسردکننده است، اما داستان هریت بیشتر یک جستجو در مسیر آزادی است. وحشی‌گری نسبت به برده‌ها، در هریت به خوبی به تصویر کشیده شده است، اما این فیلم درخصوص برده‌هایی است که زنجیر پاره می‌کنند، بر فلاکت و بدبختی‌شان غلبه می‌کنند و حق‌شان را از زندگی می‌گیرند. اریو عواطفی فاسد و آلوده را از خود به نمایش می‌گذارد، طوری که گویا فیلم صرفاً ساخته‌شده که سرگرم‌کننده باشد، به همین خاطر نتوانسته در بیان مراحل تکامل رفتاری هریت به لحاظ احساسی خوب عمل کند.

فراری هیجان‌انگیز اما بی‌سروصدا

صحنه فرار هریت واقعاً هیجان‌انگیز است، به‌ویژه به خاطر شرایط موجود، و اینکه ما می‌توانیم از نزدیک ترس و وحشتی که هریت را فراگرفته با عمق وجود احساس کنیم. وی برای اینکه بتواند از دست برده‌داران فرار کند، مجبور بود از روی یک پل بپرد و پس از آن آسیب‌دید‌ه‌تر و کثیف‌تر از قبل با عزمی راسخ به فرار ادامه دهد. به کمک خداوند و ستاره درخشان شمالی، موفق شد خودش را به فیلادلفیا برساند. او پس از یک سال به جنوب بازگشت، تغییر چهره داد و توانست یکی پس از دیگری برده‌ها را آزاد کند.

با وجود همه پستی‌ و بلندی‌ها، موسیقی متن، حالت و شکل قصه، سرعت روایت، همه‌چیز دست به دست هم، این اثر را به یک فیلم تلویزیونی شبیه کردند تا یک اثر درخور در سینمای هالیوود که باید روی پرده سینماها به اکران در آید. موسیقی متن به شدت افتضاح بود و در کل با نحوه روایت ماجرای فیلم همخوانی نداشت. فلش‌بک‌های هریت نیز در طول روایت فیلم، هیچ اثر و شکل جذابی نداشت و به بدترین صورت ممکن مطرح شدند.

هریت تابمن در نمایی از فیلم
هریت تابمن در نمایی از فیلم

عملیات فرار همیشه تحت تاثیر موسیقی و گفتار قرار داشته، گاهی‌اوقات خوب چفت هم شده و یکنواختی خاصی را منعکس می‌کردند. در آخرین صحنه از فیلم، طینت تزلزل‌ناپذیر هریت دچار نوسان شد: یک صحنه معمولی در مواجهه با شخصیت شرور بزرگ فیلم در جنگل و تصمیم وی به نشان دادن عطوفت و مهربانی تا بتواند همه مخاطبان را راضی نگه دارد.

شخصیت‌پردازی نصفه‌ونیمه

سینتیا اریو با بازی درخشانش در نقش هریت تابمن، لنگرگاه این اثر نه‌چندان راضی‌کننده است. شیوه پرداخت کاراکتر توسط او، بی‌نظیر و استثنایی است، لباس‌های آن دوران کاملاً به خورد وجودش رفته و ثبات و شجاعت این شخصیت قهرمان را به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیده است. اریو، فردی است بسیار بااستعداد که به زیبایی هرچه‌تمام‌تر توانسته کاراکتر برده‌ای را که به آزادی می‌رسد و در مبارزه علیه برده‌داری موفق می‌شود را به نمایش بگذارد. صدای هریت در باد می‌پیچد و به گوش بردگان می‌رسد و آن‌ها را مجاب می‌کند تا در سفر خطرناکش علیه ظلم و ستم به پا خیزند.

لزلی اودوم جونیور در نقش ویلیام، کاراکتری الهام‌بخش، شوخ‌طبع و بی‌آزار است که در قالب انسانی خوش‌رو و خوش‌قلب ظاهر شده است. این کاراکتر موجب می‌شود تا هریت سکوت کند یا بخندد. بااین‌حال، ویلیام شجاعت و قدرت هریت را زیر سوال می‌برد و هریت مدام در حال ثابت کردن این مسئله به اوست که وی اشتباه می‌کند.

شخصیت قدرتمند هریت
شخصیت قدرتمند هریت

برده‌دار اصلی، فرزند ادوارد برودس (کسی که بعداً می‌میرد)، گیدئون برودس است. گیدئون (جو آلوین) مانند پدرش بدعنق بوده و رفتاری بی‌ملاحظه و غیرعاقلانه از وی سر می‌زند. او تحریک می‌شود تا هریت را به خاطر شیوه بزرگ‌شدن‌شان در کنار یکدیگر دستگیر کند، چون باور دارد که خودش و خانواده‌اش مالک هریت هستند. متاسفانه، گیدئون یک برده‌دار مبتذل است، یک شرور بی‌رحم که تحت تحریک یک عقده ناپخته به سوژه اصلی فیلم بدل می‌شود. تنها چیزی که می‌توان در این خصوص گفت، افتضاح در شخصیت‌پردازی کاراکتری است بی‌فرجام.

جمع‌بندی

هریت یک فیلم زندگی‌نامه‌ای تکراری است که هیچ اقدام خلاقانه‌ای که مستحق یک روایت خوش‌ساخت و جذاب از اهمیت تاریخی کاراکتر هریت تابمن باشد را به ما ارائه نمی‌دهد. شاید این فیلم بینندگانی که به دنبال نتیجه‌گیری‌های سریع و بی‌دلیل اخلاقی هستند را راضی نگه دارد، اما هیچ مجاهدت و ضرورتی در این امر مشاهده نمی‌شود. اجرای نقش اول درجه یک و خیره‌کننده سینتیا اریو برای اینکه بتواند به جهت‌گیری و سازوکار روایت فیلم، روح و جان ببخشد، کفایت نمی‌کند. این اثر زندگی‌نامه‌ای از کیسی لمونز، شجاعانه نیست. اما امیدواریم که با ساخته شدن یک اثر زندگی‌نامه‌ای از یک کاراکتر زن، باز هم شاهد تولید آثاری با محوریت رهبران و مبارزان زن در آینده سینما باشیم.

به قلم اندرو استوور از وبسایت فیلم‌اینکوئری

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha