نقد و بررسی فیلم Cold War؛ عشق در محاصره کمونیست‌ها

0
2
فیلم جنگ سرد

عشق نمی‌تواند برنده تمام عیار جنگ سرد باشد، اما به هرچه که بتواند متوصل می‌شود و همین پیروزی برایش کافی‌ست. Cold War از آن فیلم‌های دوران جنگ سرد است که می‌تواند برای یک ساعت‌و‌نیم بیننده را درگیر خودش بکند. پاول پاولیکوفسکی (Pawel Pawelikowski) این‌بار داستان عاشقانه‌ای را برایمان روایت می‌کند؛ داستانی که در پانزده سال آشفته بعد از جنگ‌جهانی دوم رخ می‌دهد. این داستان به کشورهای لهستان، آلمان و فرانسه کشیده می‌شود. مثل جنگ سرد، شاید این فیلم هم طولانی به‌نظر برسد؛ اما ما شاهد هشتاد‌وهشت دقیقه حیرت‌انگیز و عاشقانه هستیم.

به دسته‌بندی نقد و بررسی فلیم بروید. می‌توانید فیلم‌های زیادی درباره جنگ پیدا کنید.

 

عاشق شدن روی خط خطر

ویکتور (Wiktor) مردی جذاب، قوی و قدبلند است. او پیانو می‌زند و دستی بر موسیقی دارد. زولا (Zula) هم که دختری روستایی‌ست، خواننده است. ویکتور همراه زنی به نام ایرنا (Irena) در حال برگزاری تست هنری برای یک گروه موسیقی محلی هستند. به‌محض دیدن زولا که برای تست آمده، سریعا نظر ویکتور به او جذب می‌شود. بعد از اولین اجراهایشان، ویکتور و زولا جذب همدیگر می‌شوند. ویکتور مطمئن است که زن رویاهایش را پیدا کرده و پس از آن، این دو نفر وارد رابطه‌ای عاشقانه می‌شوند.
کمی بعد، ویکتور و ایرنا تحت فشار بروکرات‌ها قرار می‌گیرند تا در اجراهایشان، برای طرفداران استالین و کمونیست‌ها تبلیغ کنند. همین تصمیم باعث می‌شود تا آن‌ها بتوانند از بلوک شرق بازدید کنند. گرچه ویکتور و ایرنا هردو با این تغییرات مخالفند. اما کاچمارک (Kaczmark)، یکی از همکارهای این دو نفر که به‌شدت منفعت‌طلب و سودجو است، با این موارد موافقت می‌کند که سرانجام منجر به کناره‌گیری ایرنا می‌شود. از آن‌طرف، کاچمارک که پنهانی به زولا علاقه دارد، او را وادار می‌کند تا جاسوسی ویکتور را بکند. اما زولا از دادن اطلاعات به او خودداری می‌کند. وقتی که گروه مشغول بازدید از برلین شرقی است، ویکتور تصمیم می‌گیرد تا با زولا فرار کند. با این‌حال، زولا نمی‌تواند خودش را به‌موقع به ویکتور برساند و او مجبور می‌شود به تنهایی از مرز عبور کند.

جنگ سرد

دوران پس از جنگ به یک سرباز زن روس چه‌طور می‌گذرد؟ مروری بر فیلم Beanpole داشته باشید.

چند سال بعد، زولا، ویکتور را در پاریس پیدا می‌کند. ویکتور حالا در یکی از کلوب‌های جاز کار می‌کند. بدیهی است که بعد از گذشت این همه مدت، حالا آن‌ها با افراد دیگری در رابطه هستند. اما از برخوردشان معلوم است که هنوز جاذبه‌ای بینشان وجود دارد. بالاخره فرصتی پیش می‌آید تا ویکتور بتواند از زولا بپرسد چرا آن‌روز برای عبور از مرز خودش را نشان نداد. زولا هم در پاسخ به او می‌گوید جرات فرار کردن را نداشته.

دو نیمه متفاوت 

در نیمه دوم فیلم، داستان آن شتاب قابل قبول خود را از دست می‌دهد و کمی خسته‌کننده می‌شود. این‌جاست که جنگ سرد در عین حال هم کوتاه و هم طولانی به‌نظر می‌رسد. فیلم‌نامه انعطاف کافی را ندارد و تقریبا فاقد هرگونه بینش روانی است. این فیلم در کشورهای مختلفی فیلم‌برداری شده و همین شاید یکی از دلایلی باشد که کارگردان فیلم نتوانسته آن‌طور که باید روی موضوع اصلی فیلم تمرکز داشته باشد. شخصیت‌ها در آلمان، فرانسه و یوگسلاوی می‌گردند و سرانجام به لهستان بازمی‌گردند. جایی‌که باید دوباره به سرکوب ستمگری مشغول شوند و در نهایت تراژدی ویکتور و زولا در آن‌جا به پایان می‌رسد.

نگاهی به شخصیت‌های گم‌شده

شاید ایرنا خیلی زود از قصه ناپدید می‌شود، اما کاچمارک بیخیال نمی‌شود و هرازگاهی سروکله‌اش پیدا می‌شود. او نماینده مقامات است و بار طنز فیلم تا حدودی بر شانه اوست. خصوصا زمانی‌که برای گروه موسیقی از عظمت استالین صحبت می‌کند. او با این‌که شاهد عشق بین زولا و ویکتور است و از روابط پنهانی زولا با مردان دیگر خبر دارد، سرانجام با او ازدواج می‌کند. ویکتور هم زمانی‌که در پاریس زندگی می‌کرد، با شاعر فرانسوی جذابی آشنا می‌شود، اما وقتی زولا را دوباره می‌بیند، درنهایت رابطه‌اش را با او تمام می‌کند.

 

بررسی فنی جنگ سرد

در موسیقی فیلم، به‌طور یکسان از آهنگ‌های جاز، کلاسیک و ماریاچی استفاده می‌شود. در اصل، موسیقی تبدیل به ابزاری برای مقابله با اتفاقات پیش‌رو می‌شود. اولین باری که از موسیقی به عنوان ابزار در فیلم استفاده می‌شود، زمانی‌ست که مامور حزب کمونیست از گروه می‌خواهد تا با استفاده از موسیقی، فرهنگ لهستانی و استالین ستایش شود. یکی از دغدغه‌های فیلم این است که چه‌طور سیاست می‌تواند هنر را آلوده کند، چه‌طور یک دولت مستبد باعث نابودی ملت می‌شود و این امر برای افراد وطن‌پرست تا چه حد می‌تواند آزاردهنده باشد.

جنگ سرد 2018

پشت پرده جنگ سرد؛ راز مخوفی که آقای جونز درباره حکومت استالین کشف می‌کند: بررسی فیلم Mr.Jones

این تنها دلیل اختلاف بین ویکتور و زولا نیست. اما مطمئنا یکی از دلایلی است که در نهایت منجر به جدایی این دونفر می‌شود. در فیلم، با استفاده از موسیقی سعی شده تا بیشتر به شخصیت افراد پرداخته شود، مثلا عنصر پیانو به‌نحوی استفاده شده تا تنهایی ویکتور را نشان دهد. درحالی‌که برای زولا، موسیقی ابزاری‌ست که با آن می‌تواند شادابی و سرزندگی‌اش را نشان بدهد.در مورد رابطه آن‌ها چیزی کنایه‌آمیز وجود دارد که واقعه نهایی را کمی کم‌رنگ می‌کند

حرف آخر

جنگ سرد، روایتی غمگین و از نظر تاریخی معتبر است اما نگاه متفاوتی دارد. به‌گفته پاولیکوفسکی، کارگردان فیلم، ارتباط بین رنج و عذاب لهستان در دوران جنگ سرد و مصیبتی که ویکتور و زولا به آن دچار می‌شوند، بی‌نهایت به هم شبیه و غم‌انگیز است. پاولیکوفسکی سعی کرده تا با استفاده حداقلی از کلمات، عاشقانه‌ای غمگین را به تصویر بکشد. او ایده‌هایی دارد که می‌خواهد بیننده خودش آن‌ها را کشف کند، اما مختصر بودن روایت باعث می‌شود داستان نیمه‌تمام به‌نظر برسد. داستان آن‌قدر جذابیت دارد که بیننده بخواهد جزییات بیشتری درمورد رابطه ویکتور و زولا بداند. کشش و بازی‌های هنرمندانه نقاط قوت داستان هستند و به آن گرما می‌بخشند. این فیلم در سال 2019 نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین کارگردان، بهترین سینماتوگراف و بهترین فیلم خارجی‌زبان شد.

 

منبع: WJSNPR

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha