بررسی کتاب «آنجا که دیگر دلیلی نیست»

0
46
بررسی کتاب «آنجا که دیگر دلیلی نیست»

یی‌یون لی در شهر پکن، پایتخت کشور چین متولد شده و در همان‌جا رشد کرده است. او در سال 1996 میلادی و در 24 سالگی، مهاجرت به ایالات متحده را برای ادامه‌ی کار خود برگزید. اولین داستان کوتاه او در واپسین روزهای سال 2003 میلادی در نیویورکر به چاپ رسید. داستان‌ها و مقالات او تا امروز علاوه بر نیویورکر در دیگر رسانه‌های معتبر نیز به چاپ رسیده است.
اولین مجموعه او در سال 2005 میلادی به نام «هزار سال دعای خیر» چاپ شد و برنده جوایزی هم‌چون جایزه کتاب اول گاردین و جایزه معتبر پن/همینگوی شد. برخی از داستان‌های این مجموعه در ایران با نام مرگ شوخی بدی نیست در سال 1389 توسط نشر افراز و با ترجمه گیتا حجتی منتشر شده‌ است. اولین اثر بلند او رمان «ولگردها» که یک رمان اجتماعی درباره سختی مردمان یک دهکده چینی بود، مدال طلای جایزه کتاب کالیفرنیا را دریافت کرد. پس از چنین موفقیت‌هایی، «مهربان‌تر از تنهایی» اثر بلند دیگری بود که او در کنار داستان‌های کوتاه و مقاله‌هایش نوشت. تکرار موفقیت‌ها و جوایز گذشته بار دیگر برای او در سال جاری میلادی و با انتشار «آنجا که دیگر دلیلی نیست» تکرار شد. جایزه معتبر پن/اشتاین‌بک، این رمان‌نویس چینی-آمریکایی را در سال 2020 میلادی دوباره بر سر زبان‌ها انداخت. در اینجا قصد داریم سراغ نقد و بررسی کتاب آنجا که دیگر دلیلی نیست برویم.

 یی‌یون لی
یی‌یون لی

در سال 2017 یی‌یون لی در تعریف سبک خود می‌گوید «یک بحث طولانی با خودم؛ یک صدای شفاف که سوالات عاقلانه می‌پرسد.» این نوع سبک در «آنجا که دیگر دلیلی نیست» هم به چشم می‌خورد؛ رمانی که به صورت مجموعه‌ای از گفتگوها ساخته شده است. در ابتدای کتاب، راوی گمنام وظیفه دشواری که برای نوشتن این کتاب پیش‌روی خود قرار داده است را توصیف می‌کند. وظیفه‌ای که به فرم مکالمه‌ای خیالی بین مادر و پسر مرده‌ی او شکل می‌گیرد. فرزند درگذشته‌ی او، نیکلای پسر باهوشی که استعداد شاعری داشت و به حد زیادی کمال‌گرا و ناتوان در تحمل نقص‌هایش بود. نیکلای که اطرافیان را تحت تاثیر مهارت‌های خود قرار می‌داد، خود تحمل زندگی‌اش را نداشت. تلاش‌های راوی در طول رمان، همه و همه برای درک خودکشی پسر 16 ساله‌اش است. این راوی گمنام، مانند خود یی‌یون لی، یک رمان‌نویس چینی-آمریکایی است. نیکلای داستان هم شباهت بسیار به ونسان دارد؛ فرزند 16 ساله‌ی نویسنده که در سال 2017 خودکشی کرده و یی‌یون لی این کتاب را به یاد و خاطره‌ی پسرش تقدیم کرده است.

چند هفته پس از مرگ نیکلای، در یک صبح معمولی او نزد مادرش ظاهر می‌شود و گفت‌وگوی آن‌ها آغاز می شود. نیکلای افکار مادرش را می‌خواند و پاسخ او را می‌دهد. ما با هیچ چیز ناهنجاری مانند یک شبح روبرو نیستیم، اما نیکلای حضور فیزیکی هم ندارد و حضورش بیشتر با دیالوگ‌هایش آشکار است. حاضر کردن این چنینی یک شخصیت در رمان، مشابهت زیادی به رمان موفق «لینکلن در باردو» دارد. اما تفاوت در این‌جاست که بر خلاف رمان جورج ساندرز که دنیای مخصوص مردگان به دقت تشریح شده است، این‌جا ما بیشتر در ذهن راوی محصور شده‌ایم و همان‌طوری که راوی از درک پسرش از دنیای فیزیکی ناآگاه است و هر لحظه بیم ناپدید شدن او را دارد، ما نیز چنین حس‌هایی را تجربه می‌کنیم.
یکی از جنبه‌های جالب این کتاب، بازگشت گیج‌کننده آن به دوران نوزادی است. پسر می‌توانند به راحتی در ذهن مادر حضور داشته باشد زیرا که زمانی آنها یک جسم واحد بودند. در یکی از دیالوگ‌های رمان می‌خوانیم: «من یک بار تقریباً تو بودم و به همین دلیل است که به خودم اجازه داده‌ام این دنیا را برای گفتگو با تو درست کنم.» همه‌‌ی این تلاش‌ها برای فهم این نکته است که غم مادر برای فرزند غمی بی‌نظیر است زیرا که این موجود در درون او رشد کرده است.

بررسی کتاب زنبورهای خاکستری اثر آندری کورکوف

«آنجا که دیگر دلیلی نیست»
«آنجا که دیگر دلیلی نیست»

هوشیاری یا رنج؟

در «آنجا که دیگر دلیلی نیست»، راوی و پسرش هر دو درگیر رابطه بین تفکر و رنج هستند. راوی به فرزندش می‌گوید که آرزو دارد با کمتر هوشیار و روشن بودن از رنج جلوگیری کند و پاسخ می‌شنود: «من بیشتر رنج می‌برم زیرا جهان از ما می‌خواهد آنچه را انجام ‌دهیم که در جهت کم‌نور کردن روشنایی‌مان و از بین بردن هوشیاری‌مان هستند.» راوی فقط می‌تواند موافقت کند. چرا که در نهایت فرزندش تیزبینی خود را از او آموخته است.
مسئله سرزنش در مورد خودکشی همیشه به طرز وحشتناکی مطرح می‌شود. از آنجا که راوی درد و رنج را درک می‌کند، نمی‌تواند پسرش را به خاطر خودکشی سرزنش کند. نیکلای سال‌ها قبل از مرگش، خطاب به مادرش می‌گفت: «اگر از رنج می‌نویسی، اگر رنج را می‌فهمی، چرا به من زندگی دادی؟»  این یک سوال منطقی و تکان‌دهنده است. ما انسان‌ها چه حقی برای ایجاد زندگی و دادن آزادی وحشتناک به یک موجود دیگر داریم؟ در نهایت باید بپذیریم که فرزندان ما هستند که تصمیم می‌گیرند چگونه از این زندگی استفاده کنند و آن را ادامه دهند یا نه. وقتی نیکلای زنده بود و این سوال را مطرح کرد، مادر فقط می‌توانست با کلیشه‌ها جواب بدهد و قول مبهم بدهد که در آخر همه چیز درست خواهد شد.
هدف مکالمه آنها پاسخ دادن به این دست سوال‌ها نیست. لی مانند کتابی که قبل‌تر چاپ کرده بود و در آن درباره اقدام به خودکشی خودش بحث می‌کرد، در «آنجا که دیگر دلیلی نیست» هم کاوشی درباره‌ی درک چگونگی زندگی در رنج و نوشتن در مورد آن انجام داده است و دنبال پاسخ دادن به هیچ سوالی نیست؛ به‌طوری که گاه به نظر می‌رسد این رمان در واقع مکالمه با پسرش نیست، بلکه با خودش است.

بررسی کتاب زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند : آزادی در تبعید

ترجمه‌ فارسی «آنجا که دیگر دلیلی نیست»/ عکس از اینستاگرام نشر برج
ترجمه‌ فارسی «آنجا که دیگر دلیلی نیست»/ عکس از اینستاگرام نشر برج

نشر برج «آنجا که دیگر دلیلی نیست» را در پاییز 1399 و در قطع جیبی روانه‌ی پیشخوان کتاب‌فروشی‌ها کرده است.
آرزو احمی مترجم این کتاب است که پیش از این ترجمه‌ی آثار در حوزه‌ی داستانی و غیرداستانی نوجوان را انجام می‌داد. او کارشناس رشته نقاشی است و فعالیت خود را در حوزه ی ادبیات از سال 1387 آغاز کرده است.
روایت‌ها و داستان‌های کوتاه یی‌یون لی سابقه‌ی انتشار در نشریات ایرانی همچون همشهری داستان و فصل‌نامه ادبی سان را نیز دارند.

کتاب‌ دیگر این انتشارات: بررسی کتاب «سایه‌ی سنگین خانم الف»

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha