بررسی کتاب «چیزهای شفاف»؛ هر چیزی غیر از شفافیت

2
205
چیزهای شفاف

«چیزهای شفاف» یکی از آخرین نوشته‌های ولادیمیر ولادیمیروویچ نابوکف است که در سال 1972 میلادی و در 73 سالگی نویسنده‌اش به چاپ رسیده است. این کتاب کم‌حجم بازتابی از چیره‌دستی نابوکف در زمینه‌ی ادبیات و غنی بودن تجربه‌ی زیست او در کهن‌سالی خویش است.

نابوکف نویسنده، مترجم و منتقد چندزبانه‌، پروانه‌شناس و دارای کرسی تدریس در رشته‌ی ادبیات تطبیقی بود که در سال 1899 میلادی در روسیه متولد شد اما عمده‌ی سال‌های زندگی‌اش را خارج از روسیه و در آمریکا گذراند. او پنج سال پس از انتشار «چیزهای شفاف» که به انگلیسی منتشر شده بود، در سوئیس درگذشت.

ولادیمیر ولادیمیروویچ نابوکف
ولادیمیر ولادیمیروویچ نابوکف

«چیزهای شفاف» به چند مسئله مهم می‌پردازد: زمان و حافظه، فرد و انزوا، آگاهی و مرگ، شفافیت و ابهام. رمان در پی رساندن این مطلب است که ضعف حافظه انسان، با تمام نقایص کوری که دارد، بیش از همه چیز، به عدم ثبات معنا در زبان وابسته است. موضوعی که پیش از این، جیمز جویس به آن اشاره داشته است.

«چیزهای شفاف» در 26 فصل کوتاه، روایت‌گر بازه زمانی بیست ساله‌ای از خاطرات سفر چندباره‌ی «هیو پرسون»، یک ویراستار جوان آمریکایی به شهر کوچکی در سوئیس است. در زمان اولین سفر، او با فقدان پدر روبرو می‌شود و در سفر بعدی، با رمان‌نویسی به نام آقای R برخورد می‌کند که منجر به دو اتفاق مهم در روند داستان می‌شود. اول، آشنا شدن شخصیت اصلی با «آرماندا»، همسر آینده‌ خود. آشنا شدن با یک فرد، اتفاقی استثنایی تلقی نمی‌شود، اما این آشنایی باعث تاثیراتی استثنایی در وجود هیو است. «آرماندا» جرقه‌ای است که زندگی هیو را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و او را از روزمرگی و به طبع آن از زندگی آسوده دور می‌کند. و دوم تبدیل شدن آقای R به راوی داستان.

از این پس راوی در حال روایت زندگی هیو است؛ مادامی که او سعی می‌کند گذشته خود را دوباره تجربه کند و دچار معضل می‌شود و در یک تلاش ابدی برای پس‌گرفتن تجربیات گذشته‌اش گرفتار می‌شود. این شکست که هیو در حال حاضر با آن مواجه شده است، با انتقادات خود ناباکوف به روان‌درمانگری هم مرتبط است.
ناباکوف شیوه‌ی کار روان‌پزشکان‌، که در آن افراد گذشته‌گرا، مورد ظلم قرار می‌گیرند و به زندگی حال حاضر آنها بیشتر پرداخته می‌شود را نمی‌پسندید. از نظر نابوکوف، همه چیز شفاف است؛ با سابقه‌ای فراتر از شکل ملموس حال حاضر آن یا اشکال بالقوه‌ای که که ممکن است در آینده داشته باشد.

 «چیزهای شفاف»؛ انتشارات پنگوئن
«چیزهای شفاف»؛ انتشارات پنگوئن

ولادیمیر ناباکف قواعد و مرسومات را نقد می‌کند؛ او خواننده خود را مجبور می‌کند که دوباره آن‌ها را بررسی کند و واقعیت موجود در آن‌ها را زیر سوال ببرد. وجود ذهن پرسش‌گر، لازمه‌ی کاوش در وضعیت واقعی اشیاست. اما ذهنی به مراتب قدرت‌مندتر برای درک این موضوع که تاریخ در اثر عبور از چیزهای شفاف دچار دگرگونی می‌شود، نیاز است. مقصود از «چیزهای شفاف»، می‌تواند همان قواعد دست‌نخورده‌ای باشد که در حال حاضر به حیات خود ادامه می‌دهند.

هیو با گذر زمان و نگریستن به گذشته‌ی از دست رفته‌ای که قابل بازیابی نیست، دچار ترس شدیدی ا‌ست چیزی که به اصطلاح کرونوفوبیا یا ترس از آینده تلقی می‌شود و در اکثر نوشته‌های ناباکف قابل مشاهده است. این ترس نویسنده باعث می‌شود او همواره در نوشته‌هایش سعی کند که رجوع به گذشته داشته باشد و گذشته را در اکنون حفظ کند. این گرایش می‌تواند برای افراد آینده‌ترسی چون ناباکف که در همه حال ماتم از دست دادن گذشته را دارند، جذاب باشد.

در داستان با یک راوی مواجه هستیم که دائما به هیو در مورد گذشته‌گرایی وی هشدار می‌دهد. لحن راوی بر خلاف شخصیت اصلی، سرشار از زندگی و عشق است. این امر را می‌توان امری کنایی به حساب آورد. کنایه به این که چون راوی وجودی فیزیکی ندارد، با طراوت است و چون هیو درد وجود و بودن را تجربه کرده است، رفته رفته گذشته‌گرا و خالی از زندگی می‌شود. اگر زمان و همه چیزهایی که ما در آن تجربه می‌کنیم شفاف فرض شوند، گذشته و حتی آینده‌ای که متصوریم، در بعد زمان بسیار طویل به نظر می‌آیند و حال حاضر چیزی جز یک دانه شن در ساحل تجربه انگاشته نمی‌شود. تایید این نظر نویسنده، روایت‌های تکه‌تکه از زندگی هیو است که در فصول 26 گانه‌ی رمان، گاه تکه‌ای بزرگ و گاه کوچک از آن می‌خوانیم. این تکه‌های بریده شده از زندگی هیو گاه می‌تواند برای خواننده گمراه‌کننده باشد؛ به طوری که برخورد یکپارچه‌ی مخاطب با متن رمان و برداشت یک سیر معقول از زندگی هیو را برای او دچار مشکل کند.

این رمان همچنان که گفته شد به مرگ نیز می‌پردازد، اما نه به معنای خاموش کردن یک زندگی یا کشتن یک شخصیت، بلکه به معنای صعود به سطح بالاتری از آگاهی.

 «چیزهای شفاف»؛ انتشارات پنگوئن
«چیزهای شفاف»؛ انتشارات پنگوئن

نثر رمان ساده نیست و آسان خوانده نمی‌شود، هرچند که از پرگویی پرهیز شده و کوتاه است. خواننده باید بتواند رشته‌های از هم جدایی را که نابوکوف در کل متن می‌بافد، اما کاملاً به هم وابسته‌اند را کنار هم جمع کند. حتی شاید یک خواننده‌ی حرفه‌ای هم در تشخیص همه‌ی انگیزه‌ها و ارجاعات ناباکوف ناکام بماند. نمی‌توان امیدوار بود که همه‌ی کنایه‌ها و گریزهای فراوان متنی و گاه فرامتنی را فقط در یک خوانش شناسایی کرد. گاه حتی این‌گونه به نظر می‌رسد که «چیزهای شفاف» با سردرگم ساختن مخاطب‌اش، در حال شوخی با اوست. گریزهای متنی، که ما را به خود رمان برمی‌گرداند، انعکاسی از زندگی هیو هستند، که در آن او دائماً سرگرم پیشینه‌ی خود است.

نام خانوادگی «پرسون»، personne به فرانسه، هم «هیچ‌کس» و هم «هرکس» ترجمه می‌شود. چنین مشابهتی می‌تواند بیانگر این موضوع باشد که از طریق عمل آفرینش از طرف نویسنده است که یک شخصیت شکل می‌گیرد و وجود چنین شخصیتی فقط در ذهن خواننده معنا دارد. بدون آقای R، «هیو» بی روح است و بدون نابوکوف، R نیز همین‌طور است. در واقع تا زمانی که راوی به عنوان راوی شروع به روایت زندگی شخصیت اصلی داستان می‌کند، او به جای شخص ناشناس، هیو خطاب می‌شود. نام هیو خود نیز قابل توجه است. آرمندا این نام را «یو» (شما) تلفظ می‌کند که این موضوع باعث بسط دادن روایت می‌شود. همچنین هیو  اولین هجای«هیومن» (انسان) است که این شخصیتی نیمه‌شکل‌گرفته را می‌رساند.

بیشتر بخوانید: بررسی کتاب هیاهوی زمان

اثر ناباکوف هر چیزی است به جز شفاف. روند خواندن «چیزهای شفاف»، خود به عنوان یک توضیح و تفسیر در مورد عمل خواندن است؛ شفاف سازی آنچه در ابتدا غیر شفاف به نظر می‌رسد. تشویق خواننده به یافتن الگوها. چیزی که نیاز انسان متفکر در عمل خواندن است. «چیزهای شفاف» از دسته‌ی رمان‌هایی است که به جبرگرایی گرایش دارند جایی که همه چیز به معنای یک چیز ثابت هستند و چیزهای کمی اختیاری‌اند. جهان، تاریخ، حافظه و ادبیات در ذهن انسان وجود دارند، تنها مکانی که می‌توان وقایع را برای ایجاد واقعیت قابل هضم آگاهی انسان ترتیب داد. هنر امتداد این روند ذهنی است، تلاشی مشخص‌تر برای خلق واقعیتی از حقایق خیالی و موجود. شاید این اعتقاد ناباکوف که هنر برای زندگی است و زندگی برای هنر، پس از این گفته‌ها که از بررسی «چیزهای شفاف» نتیجه شد، بیشتر قابل درک باشد.
«چیزهای شفاف» با روند ذهنی خلق واقعیت (هنر، حافظه، تاریخ) سروکار دارد. کتابی عجیب و دشوار است: یک شوخی، یک تعمق، هر چیزی غیر از شفافیت.

   «چیزهای شفاف»؛ نشر جشمه
«چیزهای شفاف»؛ نشر جشمه

سه فصل ابتدایی این کتاب سال‌ها پیش توسط بیژن الهی با عنوان «حاکی ماورا» به زبان فارسی ترجمه شده بود که نشر بیدگل در سال 1393 شمسی به همراه سه ترجمه‌ی دیگر از الهی، در کتابی تحت عنوان «بهانه‌های مأنوس» به چاپ رساند.
در سال 1399 شمسی و پس ار 48 سال از انتشار این رمان، محمدحسین واقف رمان را به صورت کامل به فارسی درآورد. واقف که پیش از این «خاطرات سوگواری» رولان بارت را به فارسی ترجمه کرده بود، در انتشار «چیزهای شفاف»، با نشر چشمه همکاری کرده است.

حتما بخوانید: بررسی کتاب زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند : آزادی در تبعید

بررسی نمایش‌نامه‌ «یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه»

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha