نگاهی به کتاب پیرمرد و دریا؛ انسان واقعی هرگز شکست نمی‌خورد!

0
23
پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی

همه کتاب‌های خوب یک وجه مشترک دارند: از هر اتفاقی که برای شما افتاده واقعی‌تر هستند و بعد از اتمام کتاب به شما این حس دست می دهد که هرچه در کتاب روی داده در اصل برای شما اتفاق افتاده و شما نسبت به تمامی آن اتفاقات احساس تعلق می‌کنید. شما حتی به بدی‌ها، خوبی‌ها، رنج‌ها، لذت‌ها، مکان‌ها و مردمانی که در کتاب بودند و وضعیت آب‌وهوا احساس تعلق می‌کنید. اگر بتوانید در سایر آدم‌ها این احساس را به‌وجود آورید آن‌گاه شما هم یک نویسنده هستید. ارنست همینگوی (Ernest Hemingway)

سری به دسته‌بندی نقد و بررسی کتاب بزنید، به شما کمک می‌کنیم یک کتاب عالی برای خواندن پیدا کنید.

درباره نویسنده

ارنست همینگوی در سال 1899 متولد شد و سال 1961 از دنیا رفت. همینگوی نویسنده، رونامه‌نگار و ورزشکار بود و تئوری کوه‌یخ او تاثیر بسیار زیادی در داستان نویسی قرن20 گذاشت. او در سال 1954 برنده جایزه‌ نوبل ادبیات (Noble Prize) شد.

شخصیت اصلی

سانتیاگو (Santiago) پیرمردی کوبایی است که گذران زندگی‌اش از طریق ماهیگیری است. بیس‌بال ورزش مورد علاقه‌اش است و لیگ گران لیگاس (Gran Ligas) حکم دین را برای او دارد و جو دی‌ماجیو (Joe DiMaggio) را که بازیکن نیویورک یانکیز (New York Yankees) است، خدای زمینی خود می‌داند. پیرمرد با این‌که به شانس اعتقاد دارد ولی خرافاتی نیست. شخصیتی محتاط داردو. اما انسانی متدین نیست و همواره مورد احترام دیگران قرار می‌گیرد. بدن پیرمرد به‌خاطر سال‌ها کار سخت و در طی سالیان فرتوت شده‌ است ولی چشمان آبی او هم‌چنان شاد و شکست ناپذیر هستند.

ارنست همینگوی

از داستایفسکی بخوانید: یادداشتی بر رمان کوتاه شب‌های روشن

پیرمرد و در یا در مجله لایف

تا به‌حال دیده‌اید کتابی اول در مجله چاپ شود و بعد به شکل کتاب منتشر شود؟ این قطعاً ضرر مالی بزرگی برای نویسنده محسوب می‌شود. ولی واقعاً که انتظار ندارید همینگوی به چنین چیزی فکر کند، دارید؟ پیرمرد و دریا قبل از این‌که به شکل کتاب منتشر شود در مجله لایف (Life Magazine) با قیمت 20 سنت منتشر شد. همینگوی می‌خواست تمام اقشار جامعه توانایی خرید و خواندن این کتاب را داشته باشند برای همین از سود خودش به‌عنوان نویسنده به نفع عوام مردم گذشت.
همینگوی درباره انتشار کتاب در مجله لایف می‌گوید: “من بسیار برای انتشار پیرمرد و دریا در مجله لایف هیجان‌زده هستم. چراکه خیلی از اقشار کم‌درآمد هم که توانایی خرید کتاب را ندارند می‌توانند از طریق این مجله داستان را بخوانند. این کار من را از گرفتن جایزه نوبل هم خوشحال‌تر می‌کند.”
نظر خود همینگوی هم درباره پیرمرد و دریا جالب است. او در جایی می‌گوید: ” من هرچه در طول زندگی‌ یاد گرفته‌ام در این داستان آورده‌ام و تمام سعی‌ام را به کار برده‌ام تا این کتاب بر جان و روح شما تاثیر بگذارد. چراکه تمام 200باری که این کتاب را بازخوانی ‌کردم هربار بر خود من تاثیر شگفتی گذاشت. این کتاب دقیقاً همان‌چیزی است که من در تمام طول زندگی‌ام برای آن تلاش کرده‌ام.”

خلاصه داستان

پیرمرد 84 روز است که هیچ ماهی‌ای صید نکرده‌. پدر و مادر شاگرد او از روز 40ام پسرشان را از رفتن پیش پیرمرد منع کرده‌اند و الان پیرمرد دست تنها مانده‌ است. پیرمرد باور دارد که 85 عدد شانس او است و در روز 85ام شکاری بسیار بزرگ صید خواهد کرد. او اشتباه نمی‌کند و واقعاً در روز 85ام شکار بسیار بزرگی گیر می‌آورد. داستان تازه از این‌جا شروع می‌شود. زیرا گرفتن چنین شکار غول‌پیکری به قدرت و صبر زیادی احتیاج دارد. پیرمرد شروع به دعا کردن می‌کند:
“من چندان مذهبی نیستم؛ اما اگر این ماهی را بگیرم ده بار دعا برای پدرمان و ده بار دعا برای مریم مقدس می‌خوانم و اگر صیدش کنم، قول می‌دهم حتماً به زیارت مریم عذرا بروم.”

روز و شب می‌گذرد و این شکار غول‌پیکر هم‌چنان قلاب را رها نکرده‌ و با خود می‌کشد. پیرمرد در این مدت چشم برهم نمی‌گذارد و ان‌قدر درگیر شکار خود می‌شود که زمان از دستش می‌رود. پیرمرد برای این‌که بتواند توانش را حفظ کند ماهی‌ خام می‌خورد. به‌تدریج قدرت شکار غول پیکر تحلیل می‌رود و پیرمرد موفق می‌شود آن را صید کند. او از نقشه ضعیفی که برای گرفتن این شکار قوی کشیده بود پشیمان می‌شود و آرزو می‌کند زودتر به ساحل برگردد. وقتی پیرمرد به ساحل می‌رسد، عملا چیزی از شکارش باقی نمانده است. این اتفاق باعث می‌شود ناامیدی تمام وجود پیرمرد را بگیرد. او درحالی که شاهد از بین رفتن کاخ آرزوهای خود است با ناراحتی ناله‌ می‌کند ولی تسلیم نمی‌شود و می‌گوید: ” انسان واقعی ممکن است نابود شود ولی هرگز شکست نخواهد خورد.

مجله لایف

رمانی درباره جنگ بخوانید، کتابی که به‌دلیل لحن تلخش سال‌ها تدریسش در بسیاری مدارس ممنوع بود: بررسی سلاخ‌خانه شماره پنج نوشته‌ی کورت ونه‌گات

حقایق جالب درباره کتاب

  1. همینگوی پیرمرد و دریا را نوشت تا ثابت کند بازنشسته نشده‌است! آخرین کار همینگوی در آن زمان ناقوس‌ها برای که به صدا در می‌آیند (For Whom The Bell Tolls) بود که تقریباً 12 سال قبل از پیرمرد و دریا نوشته شده‌ است. فعال نبودن همینگوی برای این مدت طولانی باعث شد مردم فکر کنند او دیگر بازنشست شده است.
  2. همینگوی سال‌ها بود که می‌خواست این داستان را بنویسد! وقتی همینگوی بالاخره شروع به نوشتن پیرمرد و دریا کرد با داستان ناقوس‌ها برای که به صدا در می‌آیند تداخل زمانی پیدا کرد و نتوانست آن را ادامه دهد.
  3. در واقع پیرمرد داستان، از مردی کوبایی و چشم‌آبی به نام جورج فوئنتس (Gregorio Fuentes) الهام گرفته شده است.
  4. ماهی عظیم‌الجثه‌ای که پیرمرد شکار کرده بود در واقع یک نیزه‌ماهی آبی اطلس بود. این ماهی گونه‌ای بسیار کم‌یاب و گران قیمت است و صید آن بسیار سخت است.
  5. همینگوی پیرمرد و دریا را وقف دو دوستش کرد که قبل از انتشار کتاب درگذشتند.
  6. همینگوی گفته‌ است که هیچ نمادی در داستان وجود ندارد. پیرمرد تنها یک پیرمرد است و ماهی‌ها هم تنها ماهی هستند. دنبال نماد در داستان نگردید.
  7. همینگوی باور دارد که پیرمرد و دریا بهترین اثر او است.
  8. پنج‌میلیون نسخه از مجله لایف در کم‌تر از 2 روز به خاطر داستان پیرمرد و دریا فروخته شد!
  9. .همینگوی در واقع با پیرمرد و دریا مشهور شد. درست است که همینگوی قبل از این هم مشهور بود ولی پیرمرد و دریا او را به غول ادبی‌ای تبدیل کرد که ما امروزه می‌شناسیم. این کتاب آن‌قدر بازخورد خوبی داشت که حتی منتقدین هم عاشقش شدند!
  10. حتی رقیب ادبی همینگوی، ویلیام فاکنر (William Faulkner) هم این کتاب را دوست داشت.
  11. از پیرمرد و دریا یک استاپ موشن ساخته شده و جایزه اسکار هم گرفته!

اشکالات داستان

‌درست است که پیرمرد و دریا داستان خوبی دارد ولی از همه جهت به یک اندازه خوب پردازش نشده است. ماهیگیر شخصیت‌پردازی تقریباً ضعیفی دارد و نماینده نوعی از نگرش به زندگی است. او غالباً شاعرانه فکر می‌کند و کمی مصنوعی صحبت می‌کند. برای نمونه:‌
” چرا پرندگان و پرستوهای دریایی برای اقیانوسی که می‌تواند بسیار بی‌رحم و ویران‌کننده باشد این چنین ظریف و زیبا خلق شده‌اند؟ اقیانوس با این‌که بسیار زیبا و مهربان است می‌تواند در یک چشم برهم زدن بسیار بی‌رحم شود. پرندگانی که آن‌قدر غمگین آواز سر می‌دهند و خودشان را به آب می‌زنند برای اقیانوسی چنین بیکران زیادی ظریف خلق شده‌اند.”
این فکر، شاعرانه و زیبا است ولی به‌نظر می‌رسد بیش‌تر افکار همینگوی باشد تا پیرمرد.

عکس همینگوی در مجله لایف

فاکنر درباره پیرمرد و دریا چه فکر می‌کند؟

پیرمرد و دریا بهترین اثر همینگوی است و شاید زمان اثبات کند که این کتاب از تمام آثاری که ما تا به‌حال نوشتیم بهتر است. منظورم از ما، نویسندگان هم عصر ما و منظورم از آثار، نوشته‌های خود من است. پیرمرد و دریا با باقی آثار همینگوی متفاوت است چراکه او این‌بار خدا را کشف کرد، یک خالق را!
تا کنون تمام مردان و زنان داستان همینگوی شخصیتی خود ساخته داشتند و با نقش منحصربه‌فردی که در پیروزی و شکست‌شان ایفا می‌کردند سرسختی‌شان را به خود یا دیگران اثبات می‌کردند ولی این‌بار متفاوت است. زیرا همینگوی این‌بار با ترحم نوشته‌است:
“پیرمردی که با مشقت زیاد ماهی بزرگی صید می‌کند و بعد آن را از دست دهد. ماهی‌ای که از یک دام به دام دیگری می‌افتد و کوسه‌هایی که ماهی را از پیرمرد می‌گیرند.”
این داستان ته‌مایه‌ای از عشق و ترحم دارد و این دقیقاً همان چیزی است که باعث شد من و همینگوی عاشق این داستان شویم و او را از دست بردن بیش‌تر به کتاب منصرف کرد.

آیا این کتاب ارزش خواندن دارد؟

اگر هنوز در خواندن این کتاب شک دارید می‌توانید به نقدی که رقیب ادبی همینگوی ویلیام فاکنر درباره کتاب نوشته است مراجعه کنید. وقتی حتی رقیب ادبی یک نویسنده هم از اثر او تعریف و تمجید می‌کند دیگر باید به بد بودن آن اثر خیلی شک کرد! به علاوه خود نویسنده باور دارد که این کتاب بهترین اثر او است و تجربیات خود نویسنده را در بر دارد. این داستان موضوع بسیار جالبی دارد و یک اصل بینادی انسانی را در بر می‌گیرد:”در جهانی چنین ناپایدار، از اولین نفسی که می‌کشیم تا آخرین آرزویی که می‌کنیم، تنها چیزی که ما را زنده نگه‌ می‌دارد امید است.”

 

منبع: GuardianWonder LustNew York Times

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha