بررسی کتاب لِتی‌پارک؛ جدیدترین اثرِ غول آرام ادبیات آلمان

0
263
بررسی کتاب لتی‌پارک

یودیت هرمان غولی آرام است. روایت‌های او سرد، خشک، تلخ و شاعرانه است. کسی که با داستان سر و کار دارد می‌تواند شهادت دهد نویسنده‌ای را می‌خواند که کارش سهل و ممتنع است؛ یعنی در ظاهر آسان به نظر می‌رسد ولی سخت می‌شود از آن تقلید کرد. صدایی در داستان‌های او نازل شده است که شباهت به هیچ صدایی ندارد که پیش از این از نویسنده‌های آلمانی‌زبان خوانده‌ایم. لحن سرد در مقابل زبان شاعرانه که در واقع به مشخصه‌ی کارهای هرمان تبدیل شده است را خود او به عنوان کمبود و نقصی می‌بیند که ریشه در احساساتی و گذشته‌گرا بودن خویش دارد. یودیت هرمان آن‌طور که خودش می‌گوید شکست‌ها دیده تا به این قصه‌ها و این صداها رسیده است؛ استادش در دوره‌ای که کلاس‌های روزنامه‌نگاری و گزارش‌نویسی را می‌گذرانده از او ناامید شده که نمی‌تواند بین نوشته‌های ژورنالیستی و ادبی فرق بگذارد و نوشته‌هایش غالباً مهمل و غیرقابل تحمل از آب درمی‌آمدند. هرمان شاگردی مطرود می‌شود که تا دو سال مطلقاً چیزی نمی‌نویسد و بعدها از نو در کلاس‌ها شرکت می‌کند و بی‌آنکه انتظار داشته باشد، نویسنده می‌شود.

اولین کتاب او در اواسط دهه‌ی نود میلادی موفقیت در نویسندگی را برای او به ارمغان می‌آورد و او را در طبقه‌بندی‌ای قرار می‌دهند که در گذشته اسمش را معجزه‌ی دوشیزگان آلمانی گذاشته بودند. چنین دید تحقیرآمیزی به زنان نویسنده، همچنان بین برخی منتقدان ادبی رواج دارد؛ به طوری که وقتی آلیس مونرو در سال 2013 برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد، یک منتقد آلمانی از او به عنوان یک نویسنده‌ی خانه‌دار یاد کرد. مشهورترین منتقد آلمانی در سال 1999 به یودیت هرمان پیشنهاد داده که بچه‌دار نشود؛ چرا که هیچ مادری نمی‌تواند کتاب بنویسد. هرمان اعتقاد دارد که انتقاد ادبی می‌تواند زنان نویسنده را از لحاظ جسمانی به طرز ظالمانه‌ای تخریب کند و چوبه‌ی داری برای آن‌ها باشد. زنان در تمام دنیا همیشه باید با سدهایی مبارزه کنند که در برابر مردان وجود ندارد.

یودیت هرمان نویسنده‌ای سیاسی نیست. هرچند دوست دارد سیاسی باشد. می‌گوید اینکه بگویند نوشته‌هایش غیرسیاسی هستند، دلواپس می‌شود؛ برای همین دوست دارد انسانی باشد با تفکر سیاسی و سیاسی عمل کند. در کشوری که ادبیاتش را غالباً با نویسندگانی می‌شناسیم که دیگران را به تعهد دعوت می‌کنند، او راه دیگری را در پیش گرفته است. گونتر گراس، نویسنده‌ی فقید آلمانی و برنده‌ی نوبل ادبیات 1999 اعتقاد دارد که انسان به عنوان نویسنده نمی‌تواند انتخاب کند و اگر زمان آن برسد که نویسنده باید سیاسی بنویسد، در برابرش سر تسلیم فرود خواهد آورد. هرمان معتقد است در این اوضاع وحشتناک، با وجدان متزلزل و مبهم خویش، نمی‌تواند خواننده‌هایش را به سمت سیاست هدایت کند. او در میان غول‌های پرهیاهوی ادبیات آلمان همچون گونتر گراس، هاینریش بل و توماس مان، غول آرام است.

یودیت هرمان در سال 1998، به هنگام 28 سالگی
یودیت هرمان در سال 1998، به هنگام 28 سالگی

یودیت هرمان با اولین رمان‌اش «اول عاشقی»، به قلمرویی جدید در سال 2014 پا گذاشت و پس از آن، با کتاب جدیدی به نام «لتی‌پارک»، در سال 2017، به عشق قدیمی خود یعنی نوشتن داستان‌های کوتاه بازگشت؛ هرچند که خودش اعتقاد دارد که همیشه این خود متن است که درباره‌ی کوتاه یا بلند بودن خودش تصمیم می‌گیرد. «لتی‌پارک» از هفده داستان تشکیل شده است که اکثریت آن‌ها در یک شهر ناشناس آلمان (احتمالاً برلین، شهر محبوب نویسنده) اتفاق می‌افتند. هر کدام از این داستان‌ها در ده الی دوازده صفحه روایت می‌شوند؛ به جز داستان اول مجموعه، «زغال‌سنگ» که کوتاه‌تر است و در شش صفحه، تصویر مردمی را نمایان‌گر است که مقدار بسیار زیادی زغال‌سنگ را برای زمستان، در آلونکی جا می‌دهند. این داستان سپس تبدیل به یادآوری خاطرات زنی مرده می‌شود که برای این مردمان آشناست.

یکی از موضوعات مرکزی در «لتی‌پارک»، بازیافتن دوستان قدیمی است. در داستان «بازگشت»، یک زن در تلاش است که به بازگشت دوست قدیمی خود عادت کند. دوستی که پس از سال‌ها کار در مناطق شمالی و منجمد، اکنون بازگشته است. هرچند این دو دوست تمام این سال‌ها از طریق تلفن در تماس بودند، اما از سر گرفتن رابطه‌ی دوستانه‌شان بعد از تمام این سال‌ها و از جایی که هم‌دیگر را ملاقات نکرده بودند، به نظر دشوار می‌رسد. داستان «سولاریس» هم روایت‌گر دو هم‌خانه‌ی قدیمی به نام‌های آدا و سوفیا است که پس از چندین سال بی‌خبری، آدا به تماشای ایفای نقش سوفیا در یک تئاتر می‌نشیند. زن بازیگر این دیالوگ را ادا می‌کند

هیچ پلی بین سیاره‌ی سولاریس و زمین وجود ندارد؛ چنین چیزی مطلقاً ممکن نیست.

این دیالوگ ادا شده را می‌توان در حیطه‌ی مسائل انسانی چنین تعبیر کرد که اهمیت ندارد یک رابطه زمانی چقدر گرم و صمیمی بوده است؛ همان میزان صمیمیت پس از سال‌های دوری به هیچ وجه قابل دستیابی نیست.

همچنین در کتاب، به مسئله‌ی تأثیر زمان در چندین داستان، از جمله داستان «لتی‌پارک» که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده، اشاره شده است. در داستان «شاهد» با دو زوج متفاوت بر سر میز شام‌شان روبرو هستیم که یکی از این رابطه‌ها در آستانه‌ی فروپاشی است. بخش اعظم این داستان، حکایتی ساختگی و آخرالزمانی درباره‌ی دیدار با نیل آرمسترانگ است که در واقع تأکید بر آرمسترانگ و مسافتی که او در بعد مکان طی کرد، تمثیلی است برای بیان مسافتی که این زوج‌ها در بعد زمان طی‌ می‌کنند. این که چگونه طی این مسافت، اهمیت دارد و باعث دگرگونی بسیار در روابط است.

یودیت هرمان تقدم و تأخر کتاب‌هایش و گذشت زمان را به گونه‌ای ملموس‌تر هم به خوانندگان آثارش می‌فهماند. بدین طریق که در مجموعه‌داستان «خانه‌ی تابستانی» که سال 2001 منتشر شد، شخصیت‌هایی بیست‌وچندساله‌ به تصویر کشیده شدند که در کتاب بعدی‌، «هیچ جز ارواح»، کمی باتجربه‌تر شده اند. و اکنون در «لتی‌پارک»، شخصیت‌های چهل‌وچندساله‌ای روایت می‌‌شوند که واقعیت زندگی را به‌خوبی درک کرده‌اند و کتاب در پی بررسی زندگی‌های از جلا افتاده‌ی آن‌ها است. یک نمونه از این نوع زندگی‌ها را در داستان «هواپیماهای کاغذی» می‌بینیم؛ جایی که در آن یک مادر مجرد هنگام رفتن به مصاحبه شغلی، از یک دوست قدیمی درخواست می‌کند که از بچه‌‌اش مراقبت کند. ما به تدریج از مسائل مربوط به گذشته‌ی این مادر آگاه می‌شویم و می‌بینیم که او به دنبال یک شروع جدید است

بعضی اوقات دوست دارم از همه چیز ببرم و دوباره آن‌ها را به طور دیگری کنار هم قرار دهم. شروع از ابتدا نه، منظور من این نیست. چیزی متفاوت از آن‌چه در حال حاضر وجود دارد. بله، اما این واقعاً ممکن نیست.

زندگی او را به حدی به تنگ آورده است كه شك دارد كه آیا او انرژی لازم برای شروع زندگی جدید را خواهد داشت یا نه. به نظر می‌رسد در سن او، قرارگرفتن در چنین شرایطی، بیش از هر کسی می‌تواند قابل انتظار باشد.

آخرین اثر هرمان کتابی است درباره گذشته، و اینکه چگونه نمی‌توانید واقعاً دوباره آن را تجربه کنید. در داستان «برخی خاطرات» که با 16 صفحه طولانی‌ترین داستان مجموعه است، زنی جوان با خبر دادن سفر قریب‌الوقوع‌اش به پیرزن صاحب‌خانه، پیرزن را به یاد خاطرات گذشته‌‌اش در ایتالیا، مقصد سفر خود، می‌اندازد. برخی از داستان‌های «لتی‌پارک» رضایت‌بخش نیستند و هرمان گاه نتیجه‌ی عکس از تلاش خود برای آفرینش داستان کوتاه خوب گرفته است. اساسی‌ترین ضعف این داستان‌ها شباهت تعدادی به یکدیگر و به‌یادماندنی نبودن آن‌ها و همچنین قطعه‌قطعه روایت شدن بیش از حد آن‌ها است.

حتما بخوانید: بررسی نمایش‌نامه‌ «یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه»

بررسی کتاب زلیخا چشم‌هایش را باز می‌کند : آزادی در تبعید

ترجمه‌ی فارسی کتاب لتی‌پارک
ترجمه‌ی فارسی کتاب

شاید خوشبختی بزرگی باشد که محمود حسینی‌زاد، غیر از چند داستان کوتاه، هرچه یودیت هرمان نوشته را به فارسی ترجمه کرده است.
حسینی‌زاد مترجم، نویسنده و منتقد ادبی برنده‌ی مدال گوته از کشور آلمان است. انیستیتو گوته او را مهم‌ترین مترجم ادبیات آلمانیِ زبانِ معاصر فارسی دانسته است. او فارغ‌التحصیل رشته‌ی علوم سیاسی از دانشگاه مونیخ است و از همان سال‌های جوانی و میانه‌ی دهه‌ پنجاه شمسی، ترجمه‌ی ادبی را آغاز کرده و در عین حال نمایشنامه‌هایی هم به تألیف خودش منتشر می‌شد. او در سال‌های اخیر داستان‌های بسیاری نوشته و چندین مجموعه داستان از او منتشر شده است.
نشر افق مجموعه داستان لتی پارک را سال گذشته در 152 صفحه، راهی بازار نشر کرده است.

بیشتر بخوانید: بررسی کتاب هیاهوی زمان

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha