بررسی کتاب «استانبول استانبول»؛ رویا علیه واقعیت

0
353
بررسی کتاب «استانبول استانبول»

برهان سونمز، در سال 1965، در ناحیه‌ای به نام هایمانا در بخش جنوبی آنکارا، پایتخت کشور ترکیه، از والدینی کُرد زاده شد. او فارغ‌التحصیل رشته حقوق است و سال‌ها به عنوان وکیل حقوق بشر در استانبول فعالیت داشته و بنیادی جهت مطالعات اجتماعی تاسیس کرده است. او در سال 1996 طی ضرب و شتم مأموران امنیتی، به شدت آسیب دید و با کمک بنیاد آزادی از شکنجه، برای درمان به بریتانیا رفت و سال‌ها در کمبریج و در تبعید سیاسی زیست. علاقه‌ی سونمز به شعر و ادبیات منجر به انتشار اولین رمان‌اش به زبان ترکی استانبولی در سال 2009 شد.

او اکنون یکی از مهم‌ترین نویسندگان کشور ترکیه به حساب می‌آید که به عضویت انجمن جهانی قلم (PEN) درآمده و در زمینه‌ی ادبیات مدرن، صاحب کرسی در دانشگاه است. رمان‌های سونمز به زبان‌های مختلف ترجمه و در بیش از 30 کشور جهان، توسط ناشران معتبری انتشار یافته است.

برهان سونمز نویسنده‌ی 55 ساله‌ی ترک
برهان سونمز نویسنده‌ی 55 ساله‌ی ترک

روایت «استانبول استانبول»، سومین رمان برهان سونمز که در سال 2015 منتشر شده است، در یک سیاه‌چال در اعماق شهر استانبول که چهار زندانی سیاسی به نام‌های دمیرتای دانشجو، دکتر، کاموی سلمانی و دایی کوهیلان در آن محبوس هستند، شکل می‌گیرد.

آن‌ها هر روز گرسنه، یخ‌زده و خالی از امید، در حالی که از شکنجه شدن روزانه فارغ شده‌اند، داستان‌هایی از‌ زندگی خود و از گذشته‌های دور، برای یکدیگر تعریف می‌کنند تا زمان را سپری کرده و خود را هوشیار نگه دارند. خواننده بایستی از خلال این داستان‌ها که گاه از واقعیت فاصله گرفته و رنگ و بوی افسانه‌سرایی و حکایت به خود می‌گیرند، شخصیت پیچیده‌ی تک‌تک این چهار زندانی را برای خود تصویر کند هرچند وجود این حکایت‌ها خواننده را از از وقایع اتفاق افتاده در زندان منحرف نمی‌کند.

هر فصل «استانبول استانبول» یک روز از واقعیت‌های سخت درون سلول و زندانیان را روایت می‌کند که در هر کدام از این فصل‌ها، یکی از چهار زندانی راوی اول‌شخص است و شروع به تعریف حکایت و قصه بافتن برای دیگران می‌کند. در طی ده فصل کتاب، روایت بین این چهار مرد دست به دست می‌شود. هر کدام از زندانیان، به شرایط موجود، پاسخ متفاوتی می‌دهند. یکی در پوچ‌گرایی فرو می‌رود و دیگری به خیال می‌گریزد ولی در نهایت همه در آستانه‌ی جنون قرار می‌گیرند.

شکنجه‌هایی که شخصیت‌های این کتاب متحمل می‌شوند، یادآور دوران گذشته و تاریک تاریخ ترکیه است؛ زمان قصه‌هایی هم که شخصیت‌ها می‌بافند، در طول تاریخ متغیر است. وقایع اتفاق افتاده در زندان، با وجود این‌که زمان مشخصی ندارند اما در بستر شهری مدرن با المان‌هایی مانند ترافیک و هلی کوپتر روایت می‌شوند. وجود این المان‌ها علاوه بر آن که مورد استقبال نویسنده هستند، دلیلی هم بر دغدغه‌مند بودن او برای زندانیان سیاسی ترکیه‌ی معاصر است.

بیان موضوع شکنجه در داستان، بسیار دشوار است؛ چرا که می‌تواند با مطرح شدن بیش از حد زیاد یا کم، اهمیت خود را از دست بدهد. در مورد «استانبول استانبول»، به دلیل گذشتن تمام داستان درون سلول، ما صحنه‌ی بی‌پروایی از شکنجه شدن نمی‌بینیم ولی نه به این معنی که سونمز کاملاً از آن فاصله گرفته باشد؛ او نتایج آن را از طریق خونین و مالین تصویر کردن هر کدام از زندانیانی که به سلول بازگردانده می‌شوند، نشان می‌دهد. اما این پرداختن مختصر به جزئیات شکنجه، خواننده را از توحش موجود در سیاه‌چال دور نمی‌کند؛ چرا که این توحش، در داستان و افکار شخصیت‌هایش تنیده است.

سونمز و شهر استانبول
سونمز و شهر استانبول

نگاه به شهر استانبول

عنوان «استانبول استانبول» شاید در نگاه اول به نظر برسد که در پی القای دوگانگی در مورد شهر استانبول است؛ استانبول شرقی و غربی، استانبول آزاد و استانبول دربند. اما سونمز در مصاحبه‌ای منکر این دوگانگی شده و این نگاه را نگاهی از درون ندانسته است و افزوده:« من در این رمان وقتی استانبول را مرکزیت قرار دادم به‌دلیل اینکه میخواستم تمرکز روی جهات دیگر نباشد و تمام توجه روی این مرکز خاص متمرکز شود. قهرمان‌های داستان را در سلولی سه طبقه زیر زمین جای دادم؛ چراکه زیرزمین عاری از جهت است. نه غرب دارد و نه شرق. تنها جهت آنجا به سمت بالا است؛ به سمت استانبول واقعی که روی زمین است. اینگونه سعی کردم نگاه به شهر را نه از زاویه دید شرق یا غرب که از مرکز آن شکل دهم.»

تصویر کردن ماهیت شهر استانبول و افراد ساکن در آن، از دیر باز علاقه‌مندی بزرگان ادبیات ترکیه بوده است و در آثار آنان نمود داشته است. اما پیچیدگی شهر استانبول باعث می‌شود حتی اورهان پاموک، غول ادبیات ترکیه، اقرار به این مسئله کند که آثارش، آینه‌ی تمام‌نمای شهر نیست و فقط به جنبه‌های کوچک‌تر آن توجه دارد. آینه‌ی تمام‌نما بودن کاری غیرممکن به نظر می‌رسد اما «استانبول استانبول» سونمز گام بلندی به سوی آن محسوب می‌شود. توجه به احساسات و تشبیهات شخصیت‌ها در مورد شهر و به خصوص تنگه بوسفور، مشخص می‌کند که سونمز با وجود سال‌ها تبعید و دوری از وطن، تعلق‌خاطر عمیقی به استانبول دارد و آن را به خوبی می‌شناسد.

حتما بخوانید:

بررسی کتاب «پروازها» یا «گریزها»؛ سفری با شکوه در زمان و مکان

شاید به نظر برسد پرداختن بیش از حد به شهری در رمان، مخاطب آن را محدود و عده‌ای با زیست مشترک را جذب خود کند. اما قصد «استانبول استانبول»، مانند هر رمان خوب دیگری، فراتر رفتن از شخصیت‌ها و وضعیتی است که آن‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. این رمان سعی دارد فارغ از یک شهر و یک دوره زمانی، روایت‌گر درد مشترک تمام نسل دردمند بشر باشد.

در جای‌هایی از داستان، زندانیان خواننده را به جایی مطبوع‌تر از سلول‌شان می‌برند؛ آن‌ها در خیال‌شان در مکانی مشرف به خلیج شاخ طلایی (Altın Boynuz) هستند و در آن‌جا اقدام به برگزاری مهمانی مجللی می‌کنند. این خیال به قدری واضح می‌نماید که آن‌ها خود صدای به هم خوردن جام‌های شراب‌شان را می‌شوند و بوی ماهی سرخ شده و سیگاری که دست به دست می‌دهند، به مشام‌شان می‌رسد. در عالم وهم و خیال جاری در این سلول دو در یک متر، تراس خانه‌ی دکتر با چشم‌اندازش، میزبان زندانیان است. دکتر، شخصیتی انسان‌دوست دارد و دل‌سوزی عمیق خود نسبت به هم‌نوعانش را در این موقعیت حساس نشان می‌دهد و مرهمی بر زخم‌های آنان می‌شود. در چنین لحظاتی، صدای درب آهنی سلول و سایه جلّادان، زندانیان را از عالم خیال می‌رباید.

ترجمه‌های انگلیسی از «استانبول استانبول»
ترجمه‌های انگلیسی از «استانبول استانبول»

کامو؛ پیرایش‌گری که اشعار بودلر را از بر است

معدود شخصیت رمانی به اندازه‌ی کامو به یاد ماندنی است. او بار شاعرانگی و معنایی اثر را بر دوش دارد. کامو در ابتدا سلمانی بی‌اعتقاد به سیاست و خیره‌سری است که فکر می‌کند سیاستی که دست انسان منفعت‌طلب، جاه‌طلب و حسود است، نمی‌تواند دنیا را نجات دهد.

کاموی سلمانی پدرش را قبل از زاده شدن و مادرش را در کودکی در اثر سقوط در چاهی که اغلب به تاریکی ته آن خیره می‌شد، از دست می‌دهد. او درس می‌خواند که دست‌آورد او از این دوران، علاقه به شعر و صمیمیت با تنها آدم سیاسی زندگی‌اش، آقای حی‌الدین، معلم ادبیات است. کامو تحصیل ادبیات فرانسه را در سال دوم رها می‌کند که دنبال کار و درآمد باشد. او در اولین روز باز کردن مغازه‌اش، «سلمانی کامو»، با ماهیزر آشنا می‌شود.

اتفاقاتی که در پیرامون مغازه‌اش شکل می‌گیرد، مانند ترور روزنامه‌نگاری هنگام خروج از مغازه، پای او را به سیاست باز می‌کند. او سپس با متجاوزانی که قصد جان حی‌الدین را کرده بودند درمی‌افتد و هنگام هم‌صحبتی دوباره با معلم سابق‌اش متوجه می‌شود که همسرش ماهیزر، معشوقه‌ی او بوده و حی‌الدین اشعاری خطاب به ماهیزر دارد. این اتفاق باعث بدبین شدن کامو نسبت به معلم سابق‌اش می‌شود به طوری که حتی از ترور شدن حی‌الدین اندکی احساس شادی می‌کند.

رها شدن از سمت ماهیزر و در نهایت افکنده شدن به سیاه‌چال، اتفاقات بعدی زندگی کامو هستند. ماهیزر که در ماجرای ترور حی‌الدین، به کامو شک می‌ورزد و از ناباروری او غمگین است، او را بی‌رحمانه و بدون کلمه‌ای رها می‌کند. کامو در جایی می‌گوید:« روزای آخری که زندگی مون به هم خورد، زنم لیچار بارم نکرد. دلم می خواست فحشم بده اما اون حتی فحششو ازم مضایقه کرد. می‌خواستم نگاه تحقیرآمیزشو ببینم اما روشو که ازم برمی‌گردوند دیدم فقط غمگینه. بدترین بدی یه زن اینه که همیشه بهتر از تو باشه.»

بیشتر بخوانید:

بررسی کتاب «خرگوش‌ها و مارهای بوآ»؛ تمثیلی عاری از استتار

او در هر بار شکنجه شدن، به روی شکنجه‌گران‌اش فریاد می‌زند و آن‌ها را با واقعیت خودشان روبرو و سراسیمه می‌کند؛ در واقع کامو و استخوان‌هایش به مثابه‌ی آینه‌ای برای شکنجه‌گران‌ هستند که چاره‌ای جز شکستن ندارند. شخصیت او داستایوسکی‌وار پرداخت می‌شود؛ جایی شبیه مارمالدوف جنایات و مکافات که از بدبختی خود باخبر است و آن را به زبان می‌آورد تا به خود سرکوفت بزند و جایی شبیه مرد زیرزمینی که بدبختی خود را جار می‌زند تا بدبختی بقیه را نشان دهد اما او در نهایت مردی تنهاست که با اشتیاق فراوان، اهمیتی برای فردیت خود قائل نیست و به دنبال اتحاد یافتن با هم‌بندان است.

ترجمه‌های فارسی «استانبول استانبول»

ترجمه‌ی فارسی «استانبول استانبول» اولین بار توسط تهمینه زاردشت که نام آشنایی برای مخاطب فارسی‌زبان ادبیات ترکیه است و ترجمه‌ی «نام من سرخ» پاموک را در کارنامه دارد، انجام شد و در سال 1395 به بازار نشر ایران آمد. دیگر ترجمه‌ی این رمان توسط مژگان دولت‌آبادی و با خرید حق کپی‌رایت برای نشر شورآفرین، با مقدمه‌ای از نویسنده برای مخاطب فارسی‌زبان، منتشر شده است. دولت‌آبادی برای این ترجمه از بخش فرهنگی سفارت ترکیه در ایران، جایزه «یونس امره» را از آن خود کرده است. او همچنین در حال ترجمه‌ی آخرین رمان برهان سونمز با عنوان «هزارتو» است.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha