بررسی کتاب «سایه‌ی سنگین خانم الف»

0
74
بررسی کتاب سایه‌ی سنگین خانم الف

چگونه می‌توان نقش زنی گرم و سخت‌کوش را توصیف کرد که دائماً در کنار یک خانواده به عنوان مستخدم ظاهر می‌شود تا زندگی آن‌ها را ممکن کند؟ آیا او به سادگی کارمند آن خانه است؟ آیا تأثیر او در هر اتاق و در هر تعامل احساس می‌شود؟ یا او نامرئی است و تأثیر شبح‌وار دارد؟
این‌ها سوالات یک سرای‌دار مهربان است که بخشی از مناسبات یک خانواده شده است اما برای آن‌ها از یک خویشاوند هم بی‌ارزش‌تر است. پائولو جوردانو در رمان جدید و کم‌حجم خود، «سایه‌ی سنگین خانم الف»، این رابطه غیرمعمول را در چارچوب یک خانواده 3 نفره بررسی می‌کند.
پائولو جوردانو، متولد سال 1982 میلادی، نویسنده‌ی جوان اهل تورین ایتالیا است و در تحصیلات آکادمیک خود را تا مقطع دکتری فیزیک، در زادگاهش ادامه داده است. پدرش پزشک زنان و مادرش استاد زبان انگلیسی است. او در سال 2008 در سن بیست‌وشش‌ سالگی با اولین کتاب خود، توفیقات بسیاری به دست آورد.

پائولو جوردانو، نویسنده‌ی 38 ساله‌ی ایتالیایی
پائولو جوردانو

راوی داستان «سایه‌ی سنگین خانم الف» که هرگز نام او را نمی‌فهمیم، خانم الف را برای مراقبت از نورا، همسر باردارش استخدام می‌کند. پس از تولد پسرشان – امانوئل- ، خانم الف از یک کمک‌کار عادی، تبدیل به خانه‌دار و پرستار بچه می‌شود.
خانم الف که با نام مستعار بابِت هم خطاب می‌شود، چرا که تداعی‌گر حس صمیمیت برای خانواده و برازنده‌اش است و با آن آوای فرانسوی، پرطمطراق به گوش می‌رسد؛ بزودی تبدیل به ضرورتی برای خانواده می‌شود، نه فقط برای کارهای عملی آن‌ها بلکه از نظر روانی هم زندگی آن‌ها به او گره می‌خورد. نام بابِت از شخصیت اصلی داستان «ضیافت بابِت» الهام گرفته شده است؛ داستان پیردختری به نام بابِت که از سرآشپزان مشهور پاریس بوده و اکنون از خانه دور مانده و مجبور به خدمتکاری می‌شود. او پولی را که برحسب شانس و از لاتاری برنده شده است را به جای اینکه صرف بازگشت به خانه کند، صرف ضیافت شامی مفصل می‌کند. راوی در مورد نظر پسربچه‌شان نسبت به نام مستعار خانم الف می‌گوید: «امانوئل هرگز معنی‌اش را نفهمد، مگر اینکه روزی برحسب‌اتفاق به داستان کارن بلیکسِن، یا محتمل‌تر به فیلمش، بربخورد و آن موقع به ربطش پی ببرد. به هر روی برایش کاملاً جا افتاده بود که خانم الف از جایی به‌بعد بابِت باشد، بابِت او. و به‌گمانم آوای این نام را با صدای دمپایی‌های او مرتبط می‌دانست؛ دمپایی‌هایی که پرستارش در بدو ورود به خانه‌ی ما می‌پوشید و آخر روز کنار جاکفشی جفتش می‌کرد.»

راوی «سایه‌ی سنگین خانم الف» یک فیزیکدان نظری، اخمو، درون‌گرا و نمونه‌ی کاملی از یک فرد معقول است. برعکس او، نورا بسیار پرشور و یک فرد درویش مسلک است. با هدایت خانم الف است که تفاوت‌های این زوج، به شکل اختلاف بروز پیدا نمی‌کند و حتی شکلی رمانتیک به خود می‌گیرد. با بیرون رفتن خانم الف از زندگی آن‌ها، این تفاوت‌ها تهدیدکننده به نظر می‌آیند.

«هر عشقی، در درازمدت، نیازمند کسی است که ببیندش و تصدیقش کند و بر آن صحه بگذارد، اگرنه ممکن است اصلاً عشق نباشد.» -راوی

پس از هشت سال خدمت صادقانه، یک روز خانم الف ناگهان دست از کار می‌کشد و اعلام می‌کند که خسته شده است. اندکی پس از آن، سرطان ریه برایش محرض شده و می‌میرد. راوی می‌گوید: «بدون نگاه او، ما در خطر بودیم.»
راوی می‌گوید: «سرطان خانم الف، جدا بودن من و نورا را عیان‌تر کرد. ما علی‌رغم امیدهایمان در یکدیگر حل نشده بودیم.»
مرگ خانم الف، فقط زن و شوهر را به رنج نمی‌اندازد؛ بیماری او و گوشه‌گیر شدنش، از درک امانوئل کوچک هم خارج است و او را بسیار دلگیر می‌کند. نبود بابِت محبوبِ پسر بچه‌ی داستان، او را در برابر خشم و تحکم پدرش آسیب‌پذیر می‌کند؛ پدری که ضعف‌های فرزند برایش قابل قبول نیست و تحسین‌هایی که فرزند از سمت بابِت دریافت می‌کرد را برای او تأمین نمی‌کند.
راوی نهایتاً می‌گوید: «اکنون ما اینجا هستیم. هر سه فرو رفته در خودمان؛ نورا با کارهای عادی و روزمره‌اش سرگرم می‌شود، امانوئل سعی می‌کند حسرت خود را سرکوب کند و ضعف روانی، مرا تسلیم خود کرده است.»

بیشتر بخوانید: بررسی رمان «شیفتگی‌ها»؛ هیچ چیز مانند مرگ، قطعی نیست

ترجمه انگلیسی رمان (عکس از اینستاگرام kitsune.ana)

هر کسی که با کار پائولو جوردانو آشنا باشد می‌داند که او قبل‌تر و در رمان اول خود و در 25 سالگی، یک مطالعه دقیق درباره تنهایی انجام داده است. در «تنهایی اعداد اول» که بیش از یک میلیون نسخه در ایتالیا فروش رفته و معتبرترین جایزه‌ی ادبی ایتالیا، پرمیو استرگا را برای او به ارمغان آورده، دو شخصیت اصلی او که به دلیل آسیب‌های دوران کودکی‌شان، از برقراری ارتباط پایدار با افراد دیگر و حتی به طور غم‌انگیزی با یک‌دیگر عاجزاند، به سختی گذران روز می‌کنند و بسیار خرد و ناتوان شده‌اند. جوردانو در این کتاب اعلام می‌دارد که تنهایی سرنوشت واقعی است. «تنهایی اعداد اول» که کاندید دریافت جایزه فرانسوی معتبر فمینا نیز بوده است، تاکنون به سی زبان ترجمه شده است که در این بین سال 1392 نشر افراز ترجمه‌ی فارسی آن را منتشر و در 1395 به چاپ دوم رساند. «سایه‌ی سنگین خانم الف» که سومین تلاش جوردانو در حوزه‌ی ادبیات است، شخصیت‌های محکم‌تری نسبت به رمان اول نویسنده داراست که این بار در یک محیط سنتی‌تر و ظاهراً ماندگار زناشویی در پیوند بوده اما باز هم تنها هستند.

حتما بخوانید: بررسی نمایش‌نامه‌ «یک ماجرای خیلی خیلی خیلی سیاه»

«سایه‌ی سنگین خانم الف» ممکن است خیلی تیره و غم‌افزا به نظر برسد، اما این تیرگی فضای کاملاً غالب رمان نیست. شخصیت‌های جوردانو می‌دانند امید چیست. آنها شادی را می‌شناسند، عشق را می‌شناسند. آنها احساس درد می‌کنند زیرا می‌دانند که برای حفظ این شادی و عشق، اغلب به توهم نیاز است. خانم الف اغلب تأمین‌کننده‌ی این توهم‌ها برای دیگر شخصیت‌هاست، گاهی به طور تصادفی و گاهی با طراحی قبلی. پس از مرگ اوست که نورا اذعان دارد: «دلم برای تشویق‌های او تنگ شده است؛ چیزی که او برعکس همه، خساستی در آن نداشت.»
خانم الف حتی در بستر مرگ هم به هیچ‌وجه رقت‌انگیز به نظر نمی‌رسد و همچنان همان تاثیرگذاری باشکوه که در اوج سرزندگی دارا بود را به همراه دارد. او در این شرایط هم در مقام تسکین‌دهنده‌ی دیگران ظاهر می‌شود اما در نهایت از سرسختی‌ای که در چشم راوی، بارزترین خصیصه‌اش بود، دست می‌کشد و جهان آن‌ها را ترک می‌گوید.

 ترجمه فارسی رمان
ترجمه فارسی رمان (عکس از اینستاگرام نشر برج)

نشر برج در چارچوب قانون بین‌المللی کپی‌رایت، امتیاز انتشار ترجمه فارسی این کتاب را، طی قراردادی با آژانس ادبی پائولو جوردانو، خریداری کرده است.
عنوان اصلی کتاب در زبان ایتالیایی، «سیاه و نقره‌ای» بوده و در ترجمه‌ی انگلیسی، به «مثل خانواده» تبدیل شده و در نهایت، نشر برج با هماهنگی نویسنده، آن را به «سایه‌ی سنگین خانم الف» تغییر داده است. مترجم این اثر، محیا بیات از مترجمان نوپای ادبیات ایتالیایی است و ترجمه اثری از ایتالو کالوینو، نویسنده‌ی شناخته‌شده ایتالیایی به اسم کاخ سرنوشت‌های متقاطع را در کارنامه دارد.

بیشتر بخوانید: بررسی کتاب «خیابان کاتالین»؛ عشق قربانی واقعیت

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha