بررسی کتاب «پروازها» یا «گریزها»؛ سفری با شکوه در زمان و مکان

3
604
بررسی رمان پروازها

«عبور از مرزها، به عنوان شیوه‌ای از زندگی، از طریق تخیل روایی توأم با شوری سرشار»

این بهانه و دلیل آکادمی نوبل برای اعطای جایزه نوبل ادبیات سال 2018 میلادی به نویسنده و شاعر لهستانی، اولگا توکارچوک بود. هر چند که او یک سال دیر به این جایزه‌اش رسید. پانزدهمین نویسنده زن برنده جایزه نوبل ادبیات، 57 ساله است و در دانشگاه ورشو، در رشته روان‌شناسی تحصیل کرده است.

توکارچوک همچنین سال 2018 میلادی را با دریافت جایزه جهانی من بوکر، که سالانه به یک کتاب ترجمه شده به زبان انگلیسی تعلق می‌گیرد، به پایان رسانده بود. بهانه‌ی این جایزه که اولین بار به یک نویسنده‌ی لهستانی اعطا می‌شد، رمان «پروازها» بود. «پروازها» نهمین رمان توکارچوک است که در سال 2007 به زبان لهستانی و سپس در سال 2017، با ترجمه‌ی جنیفر کرافت، به زبان انگلیسی منتشر شده است.

اولگا توکارچوک به هنگام دربافت جایزه جهانی من بوکر سال 2018
اولگا توکارچوک به هنگام دربافت جایزه جهانی من بوکر سال 2018

این یک رمان معمولی نیست

توکارچوک علاوه بر چیره‌دستی در رمان و داستان کوتاه، شاعر قابل توجهی هم می‌باشد و مجموعه شعر «شهرها در آینه‌ها» را به عنوان اولین کتاب‌اش در سال 1989 به چاپ رسانده است. ردپای شاعرانگی توکارچوک را می‌توان در «پروازها» هم مشاهده کرد که سعی در کنار هم قرار دادن تکه‌های رمان دارد.

«پروازها» از تکه‌های تقریبا مستقل از هم تشکیل شده و می‌توان گفت مجموعه‌ای از 116 اثر ادبی با حجم‌های متفاوت است و در زمره‌ی رمان‌های «قطعه‌قطعه» قرار می‌گیرد. آثار مهمی در تاریخ ادبیات جهان، در زمره‌ی این گونه رمان‌ها هستند. آثاری همچون «برخیز ای موسی» اثر فالکنر، «صید ماهی قزل‌آلا در آمریکا» اثر براتیگان، «آتش کم‌فروغ» اثر ناباکوف و «مرشد و مارگاریتا» اثر بولگاکف. این دست از آثار ادبی، به همان گونه‌ای که یک مجموعه‌ی به هم ریخته و نامرتب می‌تواند جذاب به نظر برسد، برای مخاطب جذاب است و در واقع این خود رمان است که مادام خوانده شدن، طریقه‌ی آن را به مخاطب می‌آموزد.

«پروازها» شامل داستان‌هایی است که گاه احساس می‌شود از منابع باستانی الهام گرفته شده‌ و گاه ساختگی هستند. راوی یک نویسنده بی‌نام لهستانی است که میل سیری‌ناپذیری به سفر دارد و در تکه‌های مختلف رمان، در شهرهایی بی‌نام، با افرادی گفتگو می‌کند. هر یک از این افراد که به نوعی درگیر مهاجرت و جابه‌جایی هستند، در پنج صفحه، گاهی کمتر و گاهی بیشتر، حرف می‌زنند و زمانی که آن‌ها تجربه سنگین زندگی خود را به میان می‌آورند، دیگر دوامی ندارند و داستان‌هایی دیگر به میان می‌آید. توکارچوک به دنبال واقعیت بخشیدن به راوی‌، که در واقع تصویری از خودش در رمان است، می‌باشد؛ به گونه‌ای که در ابتدای رمان، از طریق نتایج آزمایش خون، اطلاعاتی از وضعیت جسمانی او به خوانندگانش می‌دهد. این تلاش جالب توکارچوک حاکی از علاقه او به مسئله تن و بیولوژی است. او در مصاحبه‌ای عدم شناخت مسایل آناتومیک را «فقدان دانش» خوانده است.

«پروازها» در عین کوتاهی روایت‌ها، یادآور آثار کلاسیک متأخران روسی است؛ از این جهت که احوالات کاراکترها با جزییات دنبال می‌شود و حس همراهی با آنان را به خواننده می‌دهد. از سوی دیگر این رمان، یادآور آثار متجددانی همچون کوندرا و کالوینو است؛ از این جهت که دارای پشتوانه فلسفی و نه احساسی است و به دنبال عمق بخشیدن به کاراکترهاست.

توکارچوک در سال 1998، به هنگام 36 سالگی
توکارچوک در سال 1998، به هنگام 36 سالگی

اگر تکه‌های مربوط به زندگی راوی و فلسفه‌بافی او در مورد سفر و همچنین داستان‌های باستانی را از کل تکه‌ها جدا کنیم، تعداد اندکی از آن‌ها داستان‌گو هستند. یکی از این داستان‌ها مربوط به مردی است که همراه همسر و فرزند سه ساله‌اش، به جزیره‌ای به نام ویس سفر می‌کند. همسر و فرزندش به هنگام استراحت او در میانه‌ی سفر، اتومبیل را به قصد تماشای درختان ترک کرده و دیگر باز نمی‌گردند. داستان با تلاش بی‌فرجام این مرد برای یافتن عزیزان‌اش در مکانی که امکان گم شدن کسی نیست، ادامه می‌یابد.

داستانی دیگر در «پروازها»، شامل سرگذشت مردی الکلی به نام «اریک» از کشوری کمونیست است که ابتدا در زندان در پی یادگیری زبان انگلیسی از طریق خواندن رمان «موبی دیک»، اثر ملویل است و در ادامه او را به عنوان صیاد و کشتی‌بانی می‌بینیم که امیال خویش را از طریق کشاندن دیگران به کام مرگ، ارضا می‌کند. روایت «اریک»، در واقع تلاشی است برای یادآوری لزوم یادگیری زبان بین‌المللی برای سفر در دنیای معاصر.

اما مرتبط‌‌ترین داستان به عنوان «پروازها»، در مسکو اتفاق می‌افتد. آنوشکا، با مردی به اسم پتیا ازدواج می‌کند و در حالی که از وی پرستاری می‌کند، با زنی آشنا می‌شود که از فرقه و مسلک خاصی است و این آشنایی، آنوشکا و رابطه او با همسرش را تحت تاثیر قرار می‌دهد. این فرقه و مسلک خاص، «Bieguni» خوانده می‌شود که در واقع عنوان اصلی کتاب می‌باشد و «پروازها» جایگزین کرافت، مترجم اثر برای آن است. طرفداران این مسلک، Beguny ها، که عنوان آن‌ها را می‌توان دوندگان یا فراریان ترجمه کرد، در قرن هجدهم میلادی، اقتدار کلیسای ارتدکس روسیه را نپذیرفته بودند و با حرکت دائمی از مکانی به مکان دیگر، از آزار و شکنجه گریخته بودند.

حتما بخوانید

نقد کتاب دختران مهتاب: برنده‌ی جایزه‌ی جهانی من بوکر 2019

«هدف هر سفر من، سفر بعدی است. من نمی دانم کجا هستم، کجا از خواب بیدار شدن‌ام اهمیتی ندارد. فرقی نمی کند؛ من اینجا هستم.» این خلاصه‌ای از فلسفه‌بافی راوی «پروازها» در مورد سفر است. او می‌گوید از شیوه سفر کردن والدین‌اش رضایت نداشت زیرا که آنان با هدف بازگشت به مبدأ، به مسافرت می‌پرداختند. همچنین راوی در مورد تمایل خود به ناشناس سفر کردن هم سخن می‌گوید؛ این که شناساندن خود با توجه به فرد و موقعیتی که با آن مواجه می‌شود و با عناوین مختلف، عین واقعیت و اصالت در سفر است.

ترجمه‌ی فارسی کتاب، چاپ شده توسط نشر همان
ترجمه‌ی فارسی کتاب، چاپ شده توسط نشر همان

پس از اعلام اولگا توکارچوک به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات در سال جاری، نشر «همان» اعلام کرد که کتاب «پروازها» را در دست ترجمه دارد و در کاری جالب، اقدام به «پیش‌فروش» این کتاب کرد. ترجمه این کتاب توسط فریبا ارجمند، از روی متن انگلیسی آن، در حال انجام است. ارجمند ترجمه‌هایی از آثار اومبرتو اكو و ماگدا سابو را در کارنامه دارد. طبق آخرین اطلاعیه نشر همان، عنوان «گریزها» جایگزین «پروازها» شده است که عنوان رساتری نسبت به آن می‌باشد و از تاریخ نهم آذر ماه سال جاری در بازار نشر ایران موجود خواهد بود.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha

  1. ترجمه با سرعت انجام شده به نظر میرسد که میخواسته قبل از اینکه کس دیگری به این عمل دست بزند به بازار برسد اسامی بعضی مواد – مکانها – مکاتب بدون توضیح است و خواننده ناگذیر است خودش مفاهیم انها را پیدا کند

  2. اتفاق ترجمه خوبی دارد و ظاهرا پس از بوکر گرفتن نویسنده شروع به ترجمه کرده بود و از قضا انتشارش با نوبل گرفتنش همزمان شده است