یادداشتی بر نمایش‌نامه حصارها اثر اگوست ویلسون؛ خانواده‌ای در مرز فروپاشی

0
20
نمایشنامه حصارها اثر آگوست ویلسون

از نمایشنامه‌های آمریکایی خوش‌تان می‌آید؟ از موضوعات اجتماعی چه‌طور؟ آیا از قهرمانان تکراری و داستان‌های کلیشه‌ای خسته شده‌اید؟ این نمایشنامه را بخوانید تا در هر لحظه با نبوغ نابغه‌ای که این نمایشنامه را نوشته است حیرت‌زده شوید!

به آثار نمایشی علاقه دارید؟ در دسته‌بندی نقد و بررسی کتاب نمایش‌نامه‌های بیشتری پیدا می‌کنید.

درباره نویسنده

اگوست ویلسون سال 1945 متولد شد و سال 2005 چشم از جهان فروبست. ویلسون یک نمایش‌نامه‌نویس بسیار قابل بود و از او با عنوان شاعر تئاتر سیاه آمریکا یاد می‌شود. ویلسون نمایش‌نامه‌های زیادی درباره سیاه‌پوستان و تبعیض نژادی نوشته‌ است. او چندین بار به‌خاطر تبعیض نژادی شدیدی که در سیستم آمریکا وجود داشت از مدرسه و دبیرستان بیرون انداخته شد. ولی با وجود تمام موانعی که در جامعه آمریکا بود، ویسلون موفق شد به مدارج عالیه دست پیدا کند. او در طول 60 سال زندگی‌اش آثاری خلق کرد که نظیرش را کم‌تر کسی به چشم دیده است.

اگوست ویلسون

از مهم‌ترین نمایش‌نامه‌های دنیا بخوانید: نقد و بررسی نمایش‌نامه خانه عروسک

نگاهی به شخصیت‌های اصلی

تروی

شخصیت اصلی داستان است. پنجاه و سه سال سن دارد و آمریکایی-آفریقایی است. تروی شوهر رز و پدر لیون، کوری و راینل و برادر گابریل است. او در دپارتمان بهداشت همراه دوستش بونو کار می‌کند. او سابقاً یک ستاره بیس‌بال در لیگ سیاه‌پوستان بود ولی هیچ‌وقت نتوانست به لیگ اصلی بپیوندد. او در جوانی به‌خاطر قتل غیرعمد چندسال به زندان می‌افتد. تروی شخصیتی پرتلاش، قوی، خیال‌باف و افسرده دارد و نمی‌تواند از دیگران به‌خوبی حمایت عاطفی کند.

رز

همسر تروی و مادر فرزند دوم او کوری است. رز یک زن خانه دار چهل و سه ساله آمریکایی_آفریقایی تبار است که همیشه داوطلبانه به کلیسا کمک می‌کند. رز خانواده‌اش را خیلی دوست دارد و درخواست رز از تروی و کوری برای ساخت حصار نشان دهنده تمایل او برای نزدیک نگه‌داشت عزیزانش است. بر خلاف تروی، رز فردی واقع‌بین است. او حسرت گذشته‌ها را نمی‌خورد و درگیر گذشته نیست. او پسرش را تشویق می‌کند که آرزوهایش را دنبال کند و همواره در این راه از او حمایت می‌کند. رز زن بسیار دلسوزی است. درحدی که دختر نامشروع تروی را مانند دختر خودش بزرگ می‌کند.

گابریل

گابریل برادر تروی است و در جنگ‌جهانی دوم به عنوان سرباز خدمت کرده. سر گابریل در جنگ آسیب می‌بیند و مشکل مغزی پیدا می‌کند. به‌همین خاطر دولت پول زیادی به‌عنوان غرامت به او پرداخت می‌کند. تروی با پولی که دولت به برادرش پرداخت می‌کند خانه‌ای که کل نمایش‌نامه در آن جریان دارد را می‌خرد.

بونو

بونو دوست تروی با قدمتی بیش‌ از سی سال است. این دو در زندان یکدیگر را ملاقات کردند. در واقع در زندان بود که تروی بیس‌بال بازی کردن را یاد گرفت. بونو تمام جمعه‌ها را در حیاط پشتی خانواده تروی می‌گذراند. او با زنی به نام لوسیل سال‌ها پیش ازدواج کرد. بونو شوهر و دوستی فداکار و مهربان است و از روی وفاداری نگران زندگی مشترک رز و تروی است.

لیون

فرزند اول تروی و یک موزیسین سبک جاز است. لیون مثل بسیاری از هنرمندان مشکلات مالی زیادی دارد و به دوست دخترش بونی بسیار تکیه می‌کند. لیون بیشتر دوران زندگی‌اش را بدون پدرش گذرانده زیرا تروی بیشتر دوران بچگی او در زندان بود.

کوری

پسر رز و تروی است. کوری نمرات خوبی در امتحانات مدرسه می‌گیرد و در شروع نمایش‌نامه سال آخر دبیرستان است. به‌خاطر استعداد کوری در فوتبال یک مربی برای دیدن توانایی‌های او از شمال کارولینا می‌آید. کوری بسیار مودب و محترم است و با عمویش گابریل که ناتوان است بسیار بامحبت رفتار می‌کند. در طی نمایش کوری رشد شخصیتی چشمگیری می‌کند.

فیلم حصارها به کارگردانی دنزل واشنگتن (Denzel Washington) در سال 2016 ساخته شد. این فیلم اقتباس وفادارانه‌ای از نمایش‌نامه ویلسون است که دنزل واشنگتن و وایولا دیویس (Viola Davis) نقش‌های اصلی آن را به‌عهده دارند. این فیلم جایزه بازیگر مکمل زن اسکار را برای وایولا دیویس به ارمغان اورد.

خلاصه داستان

حصارها یک نمایش دو پرده‌ای می شود. پرده اول چهار صحنه و پرده دوم پنج صحنه دارد. نمایش در روز جمعه اتفاق می‌افتد. روزی که تروی (Troy) و دوست صمیمی‌اش بونو (Bono) حقوق می‌گیرند. تروی و بونو برای یک دورهمی به مناسبت گرفتن حقوق به خانه تروی می‌روند. بونو فکر می‌کند تروی به همسرش رز (Rose) خیانت کرده چراکه رفتارهای مشکوکی از خود بروز می‌دهد. پسر تروی و رز، کوری (Cory) نام دارد. کوری به تازگی جذب تیم فوتبال کالج‌ شده است.

تروی نوجوانی بود در لیگ نگرو (Negro Leagues) بازی می‌کرد. لیگی که مخصوص سیاه پوست‌ها بود. اما هیچ‌وقت نتوانست در لیگ اصلی بازی کند. زیرا وقتی که لیگ اصلی شروع به گرفتن بازیکنان سیاه‌پوست کرد سن تروی خیلی بالا بود.

در همین صحنه است که لیون (Lyon) پسر بزرگ کوری وارد صحنه می‌شود. لیون فرزند رز نیست و نتیجه رابطه اول تروی است. لیون در این صحنه ظاهر می‌شود چون می‌داند تروی امروز حقوق گرفته و به پول احتیاج دارد.
رز به تروی حصاری را یادآوری می‌کند که از او خواسته بود بسازد و الان نصفه کاره باقی مانده است. کوری و تروی از خانه بیرون می‌روند تا حصار را درست کنند. در حین کار، کوری به پدرش می‌گوید از کارش در سوپر مارکت استعفا داده. چون می‌خواهد تمرین کند و فصل مسابقات فوتبال است.
کوری به تروی التماس می‌کند که بگذارد بازی کند زیرا مربی‌ معروفی از شمال کارولینا (Carolina) دارد به پیتسبرگ (Pittsburgh) می‌آید تا بازی او را ببیند. تروی با وجود التماس‌های کوری قبول نمی‌کند و به او می‌گوید به کارش در سوپر مارکت برگردد.
تروی به مربی فوتبال کوری می‌گوید او نمی‌تواند در مسابقات شرکت کند و کوری وقتی از این موضوع خبردار می‌شود بسیار عصبانی و ناراحت می‌شود و با پدرش مشاجره می‌کند.

در ادامه و در صحنه چهارم از پرده اول تروی اولین سیاه پوستی می‌شود که توانسته ماشین آشغالی در شهرشان براند. چراکه در این باره قبلاً به رئیسشان اعتراض کرده بود. در این بخش بونو و تروی درباره خاطرات و تجربه دوران کودکی‌شان حرف می‌زنند.

تروی برادرش گابریل (Gabriel) را از مرکز روانی آزاد می کند ولی مطمئن نیست که گابریل باید بماند یا برگردد برای همین سه هفته فرصت می‌دهد تا ببیند می‌تواند گابریل را نگهدارد یا نه. بونو و تروی روی حصار کار می‌کنند. بونو به تروی و کوری دلیل این‌که رز بر اتمام این حصار پافشاری می‌کند را می‌گوید: “رز خانواده اش را دوست دارد و می خواهد با کشیدن این حصار آن‌ها را به خودش نزدیک‌تر کند.”

بونو شرط‌بندی می‌کند که اگر تروی حصار را کامل کند بونو به همسرش لوسیل (Lucille)، یخچالی را که مدت ها قبل به او قول داده بود می‌خرد. تروی به دوستش بونو اعتراف می‌کند که با زنی به نام آلبرتا در ارتباط است. تروی به رز درباره خیانتش می‌گوید و همان‌طور که انتظار می‌رود رز بسیار عصبانی و ناراحت می‌شود و می‌گوید تروی بیشتر از آن‌که بدهد، گرفته. تروی دست رز را می‌گیرد و کوری هم تروی را از پشت می‌گیرد و یک دعوای بزرگ بین پدر و پسر شکل می‌گیرد. در آخر هم تروی برنده می‌شود.

حصارها کاور کتاب

به ادبیات آمریکا علاقه دارید؟ آثار نمایشی چه‌طور؟ بررسی نمایشنامه اتوبوسی به‌نام هوس را از دست ندهید.

شش ماه بعد، تروی به بیمارستان می‌رود زیرا آلبرتا (Alberta) زودتر از موعد زایمان کرده است. آلبرتا صاحب یک دختر می‌شود؛ دختری به نام راینل (Raynell). اما در حین زایمان فوت می‌کند. تروی دختر آلبرتا را به خانه می‌آورد و رز او را به عنوان دختر خودش قبول می‌کند ولی از هرگونه انجام وظیفه به عنوان همسر تروی امتناع می‌کند. روزی بونو به دیدار تروی می‌رود تا ببیند هر دو به قول خود عمل کرده‌اند یا نه. بونو برای همسرش یخچالی که می‌خواست خریده و تروی حصار را کامل کرده بودند.
تروی اصرار دارد که کوری را از خانه بیرون کند تا خودش خرج و مخارجش را در بیاورد. کوری به اتفاقات اخیر بین پدر و مادرش اشاره می‌کند و موضوع مهم‌تری را مطرح می‌کند که تروی را عصبانی می‌کند. خانه‌ای که تروی می‌خواهد کوری را از آن بیرون کند باید در واقع برای عمویش گابریل باشد. زیرا دولت برای آسیب جبران ناپذیری که در جنگ جهانی دوم به گابریل وارد شده بود پول هنگفتی به او داد و تروی از آن پول برای خرید خانه‌ای که در آن سکونت دارند استفاده کرد. تروی وارد مشاجره فیزیکی با کوری می‌شود و او را از خانه بیرون می‌کند. هشت سال بعد، راینل در باغچه خانه‌ بازی می‌کند. تروی بر اثر سکته قلبی فوت کرده. کوری از خدمت برگشته تا در مراسم تشییع جنازه تروی شرکت کند. لیون و بونو به همراه رز برای رفتن به تشییع جنازه آماده می‌شوند ولی کوری دوست ندارد به مراسم بیاید. رز به کوری یاد می‌دهد که شرکت نکردن در مراسم تشییع جنازه پدرش از او یک مرد نمی‌سازد و کوری را متقاعد می‌کند در مراسم شرکت کند. در آخرین صحنه گابریل می‌رقصد و گریه می‌کند و رو به آسمان می‌گوید: “این راهی است که پیش می‌رود” و نمایش به پایان می رسد.

تحلیل رفتارهای سه شخصیت اصلی

بعد از فهمیدن داستان زندگی تروی درک این شخصیت دیگر سخت نیست. تروی پسرش کوری را خیلی دوست دارد و به‌خاطر یک جور خصومت شخصی نیست که اجازه نمی‌دهد کوری در مسابقات شرکت کند. تروی می‌ترسد کوری در مسابقات موفق نشود و تا آخر عمر با سرخوردگی و ناامیدی زندگی کند؛ درست مثل خود او. تروی نماینده تمام انسان‌هایی است که رها کردن گذشته را بلد نیستند و برای فرار از گذشته مدام خیال‌بافی می‌کند و نمی‌خواهد با واقعیت روبه‌رو شود.

برعکس تروی، رز در زمان حال زندگی می‌کند و واقع‌بین است. این بدین معنا نیست که رز در زندگی سختی نکشیده. وقتی نمایشنامه را بخوانید متوجه می‌شوید زندگی رز هم دست‌کمی از تروی نداشته. رز نماینده تمام انسان‌هایی است که توانسته‌اند ذات خوب خود را با وجود تمام بدی‌هایی که دیدند و سختی‌هایی که کشیده‌اند حفظ کنند. بیاید واقع‌بین باشیم. کدام زنی حاضر می‌شود بچه نامشروع شوهر خیانت‌کارش را بزرگ کند؟!

کوری بسیار پسر سخت‌کوش و بااستعدادی است ولی حمایتی که برای رسیدن به آرزوهایش احتیاج دارد را دریافت نمی‌کند. کوری می‌خواهد به دنبال آرزوهایش برود و شانسش را امتحان کند حتی اگر شکست بخورد. ولی پدرش حتی اجازه چنین کاری را به او نمی‌دهد. کوری مصداق بارز تمام کسانی است که به خاطر یک والد شکست‌خورده حتی فرصت نکردند شکست خوردن را تجربه کنند. او نماینده استعدادهایی است که در چارچوب خانواده یک مرگ بی‌سروصدا را تجربه کرده اند.

فیلم حصارها

درباره کتاب‌ها بخوانید؛ کتاب‌هایی که به تاریخ شکل دادند: مروری بر کتاب جهان چگونه مدرن شد

سخن آخر

شخصیت‌پردازی در این نمایش‌نامه با دقت تمام انجام شده و کاراکتر‌ها بسیار عمیق‌اند. به‌علاوه موضوع این رمان موضوعی کاملاً اجتماعی است و هرکدام از شخصیت‌ها نوعی نماد هستند؛ نماد انسان‌هایی متفاوت در شرایطی متفاوت. اگر از تحلیل شخصیت‌ها لذت می‌برید و به خواندن یک داستان فوق العاده جنجالی علاقه دارید این اثر برای شماست.
از این اثر یک کتاب و فیلم وجود دارد پس اگر حوصله خواندن این نمایش‌نامه را ندارید می‌توانید فیلم آن را تماشا کنید. اما اگر می‌خواهید کتاب را بخوانید، می‌توانید حصارها را با ترجمه فارس باقری از انتشارات نیلا تهیه کنید.

 

منبع: Spark Notes

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha