نقد کتاب دختران مهتاب: برنده‌ی جایزه‌ی جهانی من بوکر 2019

0
330
کتاب «دختران مهتاب»، نوشته جوخه الحارثی

جایزه جهانی من بوکر که سالانه به یک کتاب که به زبان انگلیسی ترجمه شده باشد تعلق می‌گیرد، امسال به کتاب «دختران مهتاب»، نوشته جوخه الحارثی، نویسنده اهل عمان اهدا شد.

تعلق چنین جایزه‌ای به این نویسنده 41 ساله‌ی عرب، نشان از اقبال روزافزون به ادبیات کشورهای عربی در سال‌های اخیر دارد. «دختران مهتاب» می‌تواند انتخابی بسیار خوب برای بهره جستن از غنای ادبیات عرب باشد. اهمیت کار جوخه الحارثی زمانی مشخص می‌شود که بدانیم سال قبل جایزه‌ مشابه «دختران مهتاب» را رمان «پروازها»، نوشته‌ی اولگا توکارچوک، نویسنده‌ لهستانی به خود اختصاص داده بود که توکارچوک در کنار این جایزه، به عنوان برنده‌ی نوبل ادبیات سال 2018 میلادی نیز اعلام شد. همچنین از برندگان سال‌های قبل «من بوکر» می‌توان به بزرگانی همچون اسماعیل کارداره و فیلیپ راث اشاره کرد.

در سال‌هایی که اسلام‌هراسی و جدل‌های سیاسی در خاورمیانه در حال شدت گرفتن هستند، اقبال به سمت ادبیات عرب، امیدوارکننده بود و سال شگفت‌انگیزی برای «قصه» در خاورمیانه رقم زد و این دقیقاً همان کارایی هنر در روزگاران تاریک می‌باشد. جایزه‌ی الحارثی را از جهت ایجاد امیدواری در نویسندگان عرب زبان، می‌توان هم‌سنگ جایزه‌ی نوبل نجیب محفوظ در سال 1988 میلادی، به حساب آورد.

جوخه الحارثی، نویسنده اهل عمان، برنده‌ی جایزه‌ی جهانی من بوکر 2019
جوخه الحارثی، نویسنده اهل عمان، برنده‌ی جایزه‌ی جهانی من بوکر 2019

داستان «دختران مهتاب» حول زندگی سه خواهر به نام‌های میا، أسما و خوله شکل می‌گیرد و رشد آن‌ها، زندگی عاطفی آن‎ها، و پرورش کودکان‌شان را در برهه‌ای از تاریخ عمان که با تغییرات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی همراه بود، روایت می‌کند. رشد اقتصادی عمان، لغو برده‌داری در این سرزمین و رسوخ زبان، فیلم و نگرش‌های اجتماعی غربی در عمان و آوارگی میان سنت و مدرنیته، حداقل چیزهایی است که این رمان آن‌ها را بازتاب می‌دهد.

روایتِ میا، خواهر اول، با شکستی عاطفی آغاز می‌شود به طوری که درد این شکست حتی پس از ازدواج با پسر ثروتمندی به نام «عبدالله»، با میا همراه است. میا بدون آنکه فرصتی برای ابراز طراوت زنانگی و حتی زاری برای شکست عاطفی‌اش داشته باشد، به سرعت، مادر بودن را تجربه می‌کند. دختر او «لندن» نام می‌گیرد که نماد تغییراتی است که به سمت کشور عمان و مردم‌اش روانه است.

خواهران میا نیز هر کدام به نوعی عشق را تجربه می‌کنند ولی بحث در مورد آن‌ها، با جزییات کمتری نسبت به میا در رمان مطرح شده و بیان شدن آن هم در راستای تاکید بر این نکات است که تنها یک راه برای ازدواج، یک وظیفه برای انجام و در نتیجه یک زندگی برای تجربه‌ی زنان عمانی وجود دارد. ‫مسئله‌ی مهاجرت هم در خلال روایت خوله و انتظارش برای مردی که زندگی در کانادا را به ماندن در شرق ترجیح می‌دهد، به میان آورده شده است. شخصیت‌های داستان «دختران مهتاب»، مثال‌های خوبی برای به چالش کشیدن تمکین بی چون و چرا از شوهر، پدر و حتی قبیله که هنوز در قرن بیست‌و‌یکم به عنوان الزام در فرهنگ‌هایی همچون عمان وجود دارد، می‌باشند.

هر فصل از کتاب، به نام یکی از شخصیت‌های رمان است و در این میان توجه ویژه‌ای به عبدالله شده است و فصل مربوط به او، روایتی اول شخص دارد. این موضوع را می‌توان تلاشی موفق از نویسنده‌ی زن «دختران مهتاب» به حساب آورد که مردسالاری افراطی را در فرهنگ عربی نمایان ساخته است. فصل مربوط به عبدالله، با فلش‌بک‌هایی به کودکی وی و روایت استقلال عمان از بریتانیا همراه است که زندگی او به عنوان پسر بازرگانی ثروتمند را در این بستر تاریخی همراه با الغای قانون برده‌داری و بهتر شدن فضای زندگی در عمان، به تصویر می‌کشد. همچنین فلش‌فوروارد هایی به آینده‌، زمانی که «لندن» به بزرگ‌سالی رسیده است، زده می‌شود. در این مقطع، زندگی عبدالله با نگرانی‌ و ترس از این موضوع که زن‌اش به او عشق راستینی نمی‌ورزد، همراه می‌شود. این‌جا الحارثی با حرکت هوشمندانه‌ای، عبدالله را صمیمانه‌تر به ما می‌شناساند و می‌بینیم که تنها به دنبال ساختن چهره‌ای منفی از شخصیت او و متهم ساختن او در سراسر رمان نیست.

نقد «دختران مهتاب»؛ برنده‌ی جایزه‌ی جهانی من بوکر 2019
«دختران مهتاب»؛ برنده‌ی جایزه‌ی جهانی من بوکر 2019

«دختران مهتاب»، به مثابه‌ی یک آلبوم عکس

«رمان دختران مهتاب»، به دلیل پرش‌های مداوم و بعضاً بی‌رحمانه‌ای که بین زمان‌ها، مکان‌ها و شخصیت‌ها انجام می‌گیرد، به مجموعه‌ای از قطعات عکس کنار هم قرارگرفته شباهت دارد. گاه به فاصله‌ی یک صفحه، لحن آن از شادی به غم تغییر می‌کند و حتی به شخصیت‌ها، قبل از کنار گذاشته شدن، فرصت زاری بر غم خودشان را نمی‌هد. افکار، اعمال و مواجهه‌های شخصیت‌ها در یک هراس و چنان سریع رخ می‌دهد که واقعاً استرس‌زاست.

اگر قصد و غرض نویسنده چنین باشد که با این استرس، نوعی هم‌دلی با شخصیت‌ها و احساس کردن آن‌چه آنان احساس می‌کنند را به ما القا کند، مطمئناً موفق عمل کرده است؛ به همان شکلی که مرلین بوث در ترجمه‌ی این اثرِ آشفته به انگلیسی موفق بوده و حس رها شدن کشتی زندگی در طوفانی شدید را به طور کامل منتقل کرده است.

این رمان، به مثابه‌ی یک آلبوم عکس که در برابر ما گشوده شده باشد، فاقد هم‌بستگی و روایت متصل است و نویسنده در مورد هر عکس، اطلاعات خرده‌ریزی می‌دهد و در مورد آن داستان‌سرایی می‌کند. حال هر عکس می‌تواند با قبلی ها ارتباط موضوعی، لحنی یا روایی داشته و یا اصلاً نداشته باشد.

در جایی از داستان، عبدالله در حالی که از پنجره‌ی هواپیما به بیرون خیره است، با خود می‌گوید:«زمانی که از خانه دور هستیم و در جاهای جدید و عجیب به سر می‌بریم، خودمان را بهتر می‌شناسیم». این دیالوگ عبدالله زمانی قابل توجه است که بدانیم خودِ الحارثی، زمان نگارش این رمان، به سال 2010، دور از وطن، در دانشگاه ادینبرو کشور اسکاتلند در حال تحصیل بوده و شاید نگارش چنین کتابی فقط در شرایط دوری از وطن میسر بود.

 جوخه الحارثی(نویسنده) و مرلین بوث(مترجم)
جوخه الحارثی(نویسنده) و مرلین بوث(مترجم)

اقبال به ترجمه‌ی این کتاب به فارسی در کشور ایران قابل توجه بوده است و در سال جاری پنج ناشر مختلف، برای آن اقدام کرده‌اند. نشر افراز این کتاب را با ترجمه‌ی نرگس بیگدلی که از روی نسخه‌ی عربی آن (سیدات القمر) به فارسی برگردانده شده، منتشر کرده و در بازار نشر، در دسترس علاقه‌مندان است. دیگر چاپ موجود، مربوط به نشر گویا و ترجمه‌ی علی‌اکبر عبدالرشیدی، چهره‌ی شناخته‌شده‌ی رسانه، از نسخه‌ی انگلیسی رمان (Celestial Bodies) می‌باشد.

یادداشتی از ویل هریس از وبسایت بوکزاَندبائو

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha