بررسی اسفارِ کاتبان اثر ابوتراب خسروی؛ رمانی از دل فرهنگ ایرانی

0
127
اسفار کاتبان ابوتراب خسروی

 درباره نویسنده

ابوتراب خسروی متولد 1335، از تاثیرگذاران ادبیات معاصر است. رمان اسفار کاتبان را طی شش سال در دهه‌­ هشتاد می­‌نویسد. می­‌توان او را شاگرد خلف هوشنگ گلشیری نامید. پدر خسروی نظامی بود و دوران جوانی ابوتراب در شهرهای مختلفی از ایران سپری شد. در مدت اقامت وی در اصفهان، داستان­‌نویسی را زیر نظر گلشیری آموخت. همان‌جا بود که با شیوه‌­ خاصِ ایرانیِ نوشتنِ گلشیری آشنا شد؛ «فلان کس که شنید از فلان کس… تکه‌تکه گفتن و این تکه‌­ها را کنار هم گذاشتن. این داستان ایرانی است که ریشه‌های آن در کتب کهن ماست… قرآن، اوستا، بحارالانوار، تذکره الاولیا و…»

در دسته‌بندی نقد و بررسی کتاب با رمان‌های مختلف آشنا شوید.

داستان

در این شیوه شرقی که به نقالی می­‌ماند، راوی‌­گری و تعدد راوی اولین چیزی است که به چشم می‌­خورد. خط داستانی به هیچ‌یک از راویان وفا نمی­‌کند. در اسفارِ کاتبان، هر راوی شخصیت راوی قبلی است. روایات بدون رعایت تقدم و تاخر زمانی مطرح می‌­شوند و در فصلی مشترک یعنی روایت سعید بشیری به یکدیگر می‌­پیوندند.

اقلیما ایّوبی و سعید بشیری دو دانشجوی رشته جامعه­‌شناسی، برای انجام تحقیقی مشترک به نام «نقش قداست در بنیان جوامع؛ با بررسی نمونه‌­های تاریخی» با هم آشنا می­‌شوند و آشنایی­‌شان به دوستی و سرانجام عشق می‌انجامد.

اقلیما یهودی است. نزدیکانش که خود را محافظ دین یهود می‌­دانند، دست به هر کاری می‌­زنند تا از ناخالص شدن خون امّت خود محافظت کنند. آن‌ها هر دو را از این عشق بر­حذر می­‌دارند. اقلیما تمرد می‌­کند. او توسط یهودیان متعصب تعقیب و سعید توسط همان متعصبین تهدید می­‌شود. اما بدون توجه به این مخاطرات به مصاحبت با یکدیگر ادامه می­‌دهند تا این‌که…

در جریان همین مصاحبت و تحقیق دانشگاهی­‌شان سایر شخصیت­‌ها و داستان‌­های فرعی در قالب خرده‌­روایت­‌ها ظاهر می‌­شوند.

بیان داستان در قالب خرده‌روایت

در دل این روایت است که راویان متعدد بعدی یک­‌به‌­یک و بدون هیچ‌­گونه نظم و ترتیبی ظهور می‌­کنند. این بی‌نظمی باعث می­‌شود که ماهیت وجودی خرده‌روایت‌­ها زیر سوال برود. این ماهیت وجود­شناسانه از ویژگی­‌های بارز داستان­‌های پسامدرنیستی است. از دیگر ویژگی های ادبیات پسامدرن که در اسفار کاتبان قابل تشخیص است، می­‌توان به اقتباس، ساختار روایی ناپیوسته و بازی‌های زبانی اشاره کرد. از طرف دیگر تعدد خرده­‌روایت‌ها منجر به بی­‌مکانی و بی‌­زمانی می‌­شود و این تکرار برخی تصاویر و موتیف­‌هاست که آن‌ها را به یکدیگر پیوند می­‌دهد. این پیوند ویژگی پست‌مدرنیستی رمان را برجسته‌­تر می‌­کند.

روایت احمد بشیری، پدر سعید بشیری، که رساله­‌ منصوری (مصادیق‌­الآثار) را به زبان خود بازنویسی کرده است. احمد کشته و قطعه­‌قطعه شدن دخترش آذر را به رساله افزوده است. روایت اقلیما که سعید بشیری آن را به نسخه‌ پدرش افزوده است. روایت کرامات شدرک قدّیس که بار آن بر دوش اقلیماست. روایت یادداشت­‌هایی از تلمود درباره نحوه­ مجازات مرتدّان به دستور امّت یهود. روایت سفرنامه­‌ی زلفا جیمز. روایت سلیمان­‌خان که مانند نوشته های احمد بشیری در مصادیق‌­الآثار به سفرنامه زلفا جیمز افزوده شده است. نامه‌ی زهره، مادر اقلیما، به اقلیما و نامه­ اقلیما به زهره و یا نامه­ خاخام به زهره، از جمله روایات متعدد این رمان به حساب می‌­آیند که در دل داستان شکل­‌گیری عشق سعید و اقلیما، به یکدیگر می‌پیوندند.

رمان ایرانی اسفار کاتبان

داستانی که بسیاری گمان می‌کنند عاشقانه است: مروری بر رمان ربکا

موتیف

خسروی برای برقراری ارتباطی درست و معنادار میان روایات متعدد داستان خود، به عنصری نیاز دارد که از نظر معنایی یکسان باشد و امکان پیوند بین خرده‌­روایت‌­ها را فراهم کند. به این عنصر موتیف گفته می­‌شود. چندین موتیف در رمان می­‌توان یافت؛ اقلیما در راه کشف نتایج رفتار قدّیسین، به عشق می­‌رسد. در روایتی دیگر، زلفا جیمز، مادربزرگ وی که یک یهودی انگلیسی است، برای رسیدن به رستگاری اخروی به ایران می­‌آید. ارثیه‌هایی که از شوهر مومن و مرحومش به جا مانده است را خرج می‌کند تا نیمه‌­ گمشده تن شدرک قدّیس را در منطقه‌ای به‌اسم فاریاب در حوالی بوشهر بیابد. ولی در ایران علاوه­‌بر کشف پاهای مقدس شدرک قدّیس، عشق را هم می‌شناسد و اهلی سلیمان‌­خان می‌­شود.

پیرزن­‌هایی که به زبان عبری حرف می­‌زنند، در چندین صحنه حاضر می‌­شوند. حضور این شخصیت­‌ها با بوی قربانی سوخته شده در هوا همراه است. حضور تکراری همراه با بوی قربانی سوخته برای سعید تبدیل به یک زنگ خطر می‌­شود که وحشت او از حضور در اتاق اقلیما در قسمت پایانی رمان را رقم می­‌زند. جایی که او همان بو را باز می‌­شنود. موتیف قربانی در چند روایت دیگر نیز دیده می‌­شود. آذر یک قربانی در روایت احمد بشیری است. بلقیس در روایت خواجه کشف‌­الاسرار، در پیشگاه شاه مغفور قربانی می­‌شود. رنگ سبز و فصل سرما از دیگر موتیف‌­های پرتکرار رمان می‌­باشند. ماری که دورگردن حمیرا، رقاصه هندی چنبره زده است، همان کاری را انجام می‌دهد که تاک بر مزار آذر در باغچه خانه پدری.

چندین روایت و یک مضمون مشترک

مساله قداست وجه مشترک همه­ روایات اسفارِ کاتبان است. از نظر خسروی یک قدّیس در طی تاریخ دائما بازآفریده شده است. و در هر نوبت توسط راوی جدید، متاثر از وضعیت بومی و فرهنگی راوی، رنگ و بویی تازه یافته است. این سنت در ادبیات شفاهی بیشتر به چشم می خورد. جایی که داستان‌­ها در طی قرون و اعصار متمادی به صورت سینه‌به‌سینه نقل شده‌­اند. بارها شاهد خلق یک قدّیس یا قهرمان با ویژگی‌­های تقریبا یکسان در لباس یک فرد جدید بوده‌­ایم. این موضوع دستاویزی برای شکل­‌گیری محتوا و فرم داستان خسروی می‌شود. شباهت‌های بسیاری بین شدرک قدّیس و خواجه‌­ی کشف ­الاسرار می­‌توان یافت که گواهی بر این مدعا است. حتی نگاه مومنانه­‌ زلفا جیمز، زهره و اقلیما آن­‌ها را به طرح­‌واره­ای برخواسته از یک الگو تبدیل می‌­کند. به‌عنوان موضوع تحقیق سعید و اقلیما توجه کنید: «نقش قداست در بنیان جوامع؛ با بررسی نمونه‌­های تاریخی». آن‌­ها با بررسی قدّیسان تاریخی به دنبال بازآفرینی قدّیس زمانه­ خود می‌­گردند.

زنان در سایه دنیای مردانه

زنان در اسفارِ کاتبان، یک­‌به­‌یک یا مومنی در طلب یک قدّیسِ مذکرند و یا قربانی می­‌شوند. در روایت خواجه، بلقیس قربانی می­‌شود. در روایت احمد بشیری، آذر قربانی می‌­شود. در روایتی دیگر، شاه منصور، از ترس پیش‌گویی، زنان حرمسرا را طلاق می‌دهد و آن­‌ها را به عقد فرماندهان سپاه خود در­می­‌آورد. بعدها، حمیرا رقاص هندی را به دیگری واگذار می‌­کند. اقلیما که خطری برای امّت یهود به حساب می­‌آید، قربانی می­‌شود. زهره، که در پی شوهر مومن خود، دختر خردسالش را رها می­‌کند و به اورشلیم می­‌رود، بعد از مرگ شوهرش خوشبخت هم می‌شود! با مردی مومن ازدواج می‌­کند و صاحب دو فرزند پسر می‌­شود. زلفا جیمز، که ثروت شوهر مرحومش را خرج پیدا کردن باقی بدن شدرک قدّیس می‌­کند، شوهر خوب و مومن دیگری همچون سلیمان­‌خان نصیبش می‌­شود. نقش زنان در اسفار کاتبان در نسبت با جهان مردانه تعریف می‌­شود. وجود آن­‌ها در خدمت مردان است و بس.

کتاب اسفار کاتبان

از ادبیات آلمان بخوانید: بررسی کتاب لِتی‌پارک

خسروی می­‌گوید: «همه­ هدفی که در طول این سال­‌ها داشته‌­ام این بوده که از امکانات فرهنگ مکتوب خود استفاده کنم و نوعی رمان با تشخص ایرانی بنویسم؛ رمانی که در آن از زیبایی‌شناسی موجود در فرهنگ­مان استفاده کنم.» او به آن­‌چه گفته عمل کرده و رمانی غنی را به ذخیره ادبیات فارسی اضافه کرده است. اسفار کاتبان دیگر یک کپی کم‌رنگ از آثار متوسط ادبیات غرب نیست، هویت مستقل شرقی، خاصه از نوع ایرانی خود را دارد. دریافت جایزه ادبی مهرگان و انتخاب شدن به عنوان بهترین رمان سال 1379 خود می­‌تواند گواه ارزش بالای این اثر باشد.

دیدگاه ها

دیدگاهتان را بنویسید

لطفاً دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید
captcha